اقتصاد سیاسی کشورهای حاشیه دریای خزر؛ همگرایی منطقه‌ای در بوته آزمون اقتصادی

پس از فروپاشی اتحاد شوروی و ظهور چهار کشور جدید به جای آن که به همراه ایران، پنج کشور خزری را تشکیل دادند، مسأله خزر و رژیمی حقوقی برای آن که صلاحیت دسترسی و بهره برداری کشورها از منابع هیدروکربن و زیستی (ماهیان) را تعیین کند به موضوعی برای چند دهه گفتگوی دیپلماتیک تبدیل شد.

سعید خاوری نژاد(مترجم و محقق):

     دریای خزر و پنج کشور حاشیه ای آن به سبب موج توجه جهانی به منابع جدید انرژی و نیاز غرب به ویژه اتحادیه اروپا و همچنین چین به منابع نفتی و گازی، اهمیت فزاینده ای یافته است. نکته ای که در این میان شایان توجه است، ظرفیت اقتصادی منطقه و چشم انداز مناسبات اقتصادی و مرتبط با استخراج و صادرات منابع انرژی می باشد.

     پس از فروپاشی اتحاد شوروی و ظهور چهار کشور جدید به جای آن که به همراه ایران، پنج کشور خزری را تشکیل دادند، مسأله خزر و رژیمی حقوقی برای آن که صلاحیت دسترسی و بهره برداری کشورها از منابع هیدروکربن و زیستی (ماهیان) را تعیین کند به موضوعی برای چند دهه گفتگوی دیپلماتیک تبدیل شد. به موازات آن، با شکل گیری مناسبات تجاری و اقتصادی میان کشورها که در ابتدا با محوریت انتقال منابع انرژی از شبکه خطوط لوله شوروی سابق به غرب انجام می شد، همکاری های تجاری میان این کشورها به موضوع توجه تبدیل شد. اما سطح مناسبات اقتصادی همسایگان خزری با وجود پیش بینی هایی که می شد، هرگز به میزان شاخصی نرسید.

     در دهه های بعد، با وجود طرح مباحث مربوط به همگرایی منطقه ای و ایجاد اتحادیه های امنیتی و اقتصادی، مناسبات تجاری میان این کشورها به میزان گسترده ای نرسید و علی رغم توجه به اقتصاد به عنوان عامل همگرایی و پیوند میان کشورهای منطقه خزر، نمی توان از همگرایی اقتصادی و درهم تنیدگی اقتصادهای حاشیه خزر سخن گفت.

     هدف این نوشتار، تبیین این امر با توجه به آمارهای اقتصادی و اثبات عدم شکل گیری همگرایی منطقه ای اقتصادی با توجه به آزمونی اقتصادی برای تجارت درون منطقه ای بین پنج کشور حاشیه خزر است. در واقع به منظور درک بهتر و سنجش جوانب اقتصادی یکپارچگی منطقه ای میان کشورهای حاشیه دریای خزر می توان به آمار تجارت خارجی این کشورها رجوع کرد. همچنین جهت درک بهتر ابعاد کمی آن، مقایسه نتایج فعالیت اقتصادی شمار دیگری از اتحادیه های سیاسی ـ اقتصادی با آن سودمند خواهد بود. به این منظور، انجمن کشورهای آسیای جنوب شرقی (آسه آن) و اتحادیه اروپا به عنوان دو نمونه موفق از تحقق سیاست های همگرایانه اقتصادی کشورهای همسایه در یک منطقه (در جنوب شرقی آسیا و در اروپا)، برای مقایسه انتخاب می شود.

     کشورهای حاشیه دریای خزر مانند هر کشور دیگری به منظور کسب عواید مالی و همچنین تأمین نیازهای داخلی گوناگون، با همسایگان و سایر کشورهای جهان تجارت می کنند. آمارها و شاخص های اقتصادی، سنجه ای برای بررسی سیر عملکرد این مناسبات تجاری است و به عنوان آزمونی برای سنجش میزان موفقیت یا شکست سیاست های اقتصادی و در مجموع، ترسیم تصویری کلی از اوضاع تجاری در منطقه، مورد استفاده قرار می گیرد. در این جا عملکرد تجارت خارجی هر یک از پنج کشور حاشیه دریای خزر بر اساس آمار بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد[۱] (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸) ارائه می شود.

تجارت خارجی پنج کشور همجوار دریای خزر در سال ۲۰۱۷ به تفکیک صادرات و واردات بر اساس اطلاعات بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد (میلیارد دلار) (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸).

توضیحات: به دلیل بهره گیری از روش شناسی اختصاصی در جمع آوری داده ها و همچنین لحاظ کردن طیف مختلف کالاها و خدمات در تجارت خارجی، آمار مراکز ملی و فراملی ارائه کننده اطلاعات درباره تجارت خارجی کشورها، اغلب متفاوت است.

     اطلاعات فوق، حجم تجارت خارجی هر یک از همسایگان خزری را نشان می دهد و می توان با مشاهد آن، به وضعیت کلی فعالیت های فرامرزی اقتصادی آنان پی برد. اما باید توضیح داد که مراجع رسمی ارائه کننده این آمار، اطلاعات مربوط به تجارت خارجی کشور خود را بر اساس روش شناسی و شیوه خود در جمع آوری داده ها ارائه می کنند. بنابراین می توان شاهد تفاوتی جزئی یا گسترده در آمار رسمی این کشورها بود. به عنوان مثال مجموع تجارت خارجی روسیه بر اساس آمار بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸) در حالی در سال ۲۰۱۶ به۴۹۱/۵  میلیارد دلار می رسید که اداره فدرال آمار دولتی روسیه (“External trade of”, ۲۰۱۷) با استفاده از اطلاعات بانک مرکزی فدراسیون روسیه[۲]، میزان تجارت خارجی این کشور را در سال ۲۰۱۶ بالغ بر ۴۷۳/۲ میلیارد دلار اعلام کرد (“External trade of”, ۲۰۱۷).

     همچنین در مورد دیگری، کمیته دولتی آمار جمهوری آذربایجان[۳] نیز اطلاعات مربوط به تجارت خارجی خود را با تفاوت اندکی با مراجع دیگر ارائه کرده است. اطلاعات تجارت خارجی این کشور در سال ۲۰۱۷، ۲۲/۵ میلیارد دلار اعام کرد (“State Statistical Committee”, ۲۰۱۷: ۱۳).

     از سوی دیگر، حجم تجارت خارجی متقابل بین کشورهای حاشیه خزر نیز از معیارهای اساسی برای بررسی اوضاع تجارت خارجی و در کل، اعلام همگرایی اقتصادی منطقه ای یا برعکس، واگرایی در اقتصاد خزر است. به عنوان مثال، تجارت دوجانبه میان این کشورها در سال ۲۰۱۷ بر اساس اطلاعات بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد، به صورت زیر بود.

تجارت خارجی دوجانبه کشورهای حاشیه دریای خزر در سال ۲۰۱۷ به تفکیک صادرات و واردات بر اساس اطلاعات بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد  (میلیون دلار) (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸؛ ”۱۰۰ کشور عمده مقصد،“ ۱۳۹۷ الف؛ ”۱۰۰ کشور عمده طرف،“ ۱۳۹۷ الف؛ ”۱۰۰ کشور عمده مقصد،“ ۱۳۹۷ ب؛ ”۱۰۰ کشور عمده طرف،“ ۱۳۹۷ ب).

توضیحات: اطلاعات تجارت خارجی میان ایران و ترکمنستان در بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد موجود نبود و بنابراین معادل آن از جداول ماهانه آمار مقدماتی سه ماه آخر سال ۱۳۹۵ و ده ماه اول سال ۱۳۹۶ [معادل ۱۲ ماه سال ۲۰۱۷] از گمرک ایران استخراج شد. همچنین بسته به این که اطلاعات کدام یک از کشورهای ردیف بالا با کشور دیگر ملاک قرار گیرد، آمار فرق خواهد کرد. به عنوان مثال، در صورت ملاک بودن آمار روسیه درباره قزاقستان یا برعکس، صادرات و واردات این دو به ترتیب ۱۱۷۴۳ و ۴۵۱۵ یا ۷۴۳۸ و ۱۲۳۵۷ میلیون دلار است. با توجه به این اختلاف، مجموع تجارت میان این کشورها (با لحاظ کردن آمار ترکمنستان از گمرک ایران) به دو رقم ۴/۲۳ میلیارد دلار (در صورت ملاک بودن کشور سمت راست در هر مقایسه دوجانبه) یا ۷/۲۰ میلیارد دلار (در صورت ملاک بودن کشور سمت چپ) می شد که به دلیل پرهیز از دودستگی در آمار، رقم میانگین ۲۲ میلیارد دلار برای آن لحاظ خواهد شد. تفاوت این میانگین با هر یک از اعداد مجموع تجارت خارجی، در صورتی که نتیجه کلی حاصل از مقایسه یافته های آماری درباره خزر با آمار سایر اتحادیه های منطقه ای را به طور اصولی تغییر ندهد حائز اهمیت نخواهد بود.

     با این توصیف، همسایگان خزری مجموع تجارت میان خود را در سال ۲۰۱۷ به ۲۲ میلیارد دلار رساندند. با توجه به این که مجموع تجارت کشورهای حاشیه دریای خزر در این سال ۷۸۷/۵ میلیارد دلار اعلام شده بود (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸)، تفریق این دو رقم برای تعیین میزان تجارت همسایگان خزری با کشورهای خارج از منطقه خزر، در مجموع ۷۶۵/۵ میلیارد دلار بود. بنابراین می توان دریافت که فقط ۲/۸ درصد از تجارت خارجی کشورهای همسایه خزری در سال ۲۰۱۷ با همدیگر انجام شد و به عبارت دیگر، ۹۷/۲ درصد از مجموع تجارت خارجی این پنج کشور با کشورهای دیگر جهان صورت پذیرفت.

     این اطلاعات آماری، در حالی وضعیت تجارت میان همسایگان خزری را مشخص می کند که مقایسه چنین نتایجی با عملکرد سایر اتحادیه های منطقه ای، چشم انداز بسیار متفاوتی را ترسیم خواهد کرد. به عنوان مثال، انجمن کشورهای آسیای جنوب شرقی (آسه آن) با شماری از اقتصادهای پیشرفته نوظهور خود، یکی از موارد موفق همگرایی منطقه ای در حوزه اقتصاد (و نه سیاست) محسوب می شود. بر اساس اطلاعات درگاه داده های آماری آسه آن[۴] (“ASEAN Trade in Goods,” ۲۰۱۸)، مجموع تجارت میان کشورهای عضو آسه آن در سال ۲۰۱۷ (شامل صادرات و واردات) به ۵۸۵/۲ میلیارد دلار یعنی ۲۲/۹ درصد از مجموع تجارت خارجی ۲۵۵۵ میلیارد دلاری آن رسید. مجموع تجارت کشورهای آسه آن با خارج از اتحادیه و با سایر کشورهای جهان نیز عبارت بود از ۱۹۶۹/۷ میلیارد دلار که ۷۷/۱ درصد از مجموع تجارت کشورهای آسه آن را در سال ۲۰۱۷ تشکیل می داد (“ASEAN Trade in Goods,” ۲۰۱۸). تجارت اعضای انجمن ملل آسیای جنوب شرقی (آسه آن) در سال های ۲۰۱۷ ـ ۲۰۱۲ به تفکیک داخل و خارج از اتحادیه بر اساس اطلاعات درگاه داده های آماری انجمن کشورهای آسیای جنوب شرقی (میلیارد دلار) (“ASEAN Trade in Goods,” ۲۰۱۸).

     مقایسه تجارت منطقه ای سال ۲۰۱۷ کشورهای خزر با تجارت منطقه ای آسه آن در سال ۲۰۱۷، تفاوت فاحشی را نشان می دهد. به موجب آن، کشورهای منطقه آسه آن که از اتحادیه های تجاری قدرتمند جهان محسوب می شود، با ۵۸۵/۲ میلیارد دلار تجارت درون منطقه ای، بیش از ۲۶ برابر بیشتر از کشورهای منطقه خزر با همدیگر تجارت داخلی درون منطقه ای داشتند. چنین تفاوتی مبین سطح پایین توسعه یافتگی تجارت خارجی درون منطقه ای میان کشورهایی است که در صدد ارزیابی چشم انداز همگرایی اقتصادی آنان بوده ایم.

     در مورد دیگری، اتحادیه اروپا به عنوان شاخص ترین نمونه همگرایی سیاسی ـ اقتصادی منطقه ای در جهان، سهم بالایی از گردش مالی جهان را به تجارت میان کشورهای عضو خود اختصاص داده است که در جدول زیر، تجارت میان این کشورها در فاصله زمانی سال های ۲۰۱۷ ـ ۲۰۱۰ به تفکیک صادرات و واردات ارائه می شود.

مجموع تجارت میان کشورهای اتحادیه اروپا در سال های ۲۰۱۷ ـ ۲۰۱۰ بر اساس اطلاعات اداره کل آمار کمیسیون اروپا (هزار میلیارد یورو) (“Intra-EU28 trade,” ۲۰۱۸).

     بر اساس اطلاعات اداره کل آمار کمیسیون اروپا (یوروستات[۵]) (“Intra-EU28 trade,” ۲۰۱۸)، در سال ۲۰۱۷ حجم تجارت خارجی کشورهای عضو اتحادیه اروپا با همدیگر در داخل اتحادیه، ۶۶۲۱ میلیارد یورو (معادل ۷۷۵۶ میلیارد دلار [بر اساس نرخ برابری ارز در ژوئن ۲۰۱۸]) بود که بیش از ۳۵۲ برابر تجارت خارجی کشورهای حاشیه خزر بوده است. چنین اختلافی، نه فقط در حجم گردش مالی، بلکه در نسبت تجارت درون منطقه ای، تفاوت همگرایی اقتصادی را در خزر و اتحادیه اروپا به خوبی و به شکل مؤثری نشان می دهد.

     از سوی دیگر، این مجموع ۶۶۲۱ میلیارد یورویی تجارت میان کشورهای اتحادیه اروپا در سال ۲۰۱۷ به علاوه مجموع تجارت اعضای آن با کشورهای خارج از اتحادیه به میزان ۳۷۳۵ میلیارد یورو (“International trade in,” ۲۰۱۸)، روی هم رفته، کل تجارت کشورهای اتحادیه اروپا را به ۱۰۳۵۶ میلیارد یورو رساند. بنابراین در سال ۲۰۱۷ بر اساس آمارها ۶۴ درصد از حجم تجارت خارجی اتحادیه اروپا در داخل میان اعضاء و ۳۶ درصد از آن با سایر کشورهای خارج از اتحادیه انجام شد (“Intra-EU28 trade,” ۲۰۱۸; “International trade in,” ۲۰۱۸) که با آمار معادل آن بین کشورهای خزر یعنی ۲/۸ درصد با کشورهای همجوار و ۹۷/۲ درصد با سایر جهان تفاوت فاحشی دارد و مسیر طولانی همگرایی منطقه ای در اقتصاد را در خزر به نمایش می گذارد.

     با توجه به مقایسه اطلاعات مربوط به تجارت خارجی منطقه ای در خزر (۲/۸ درصد از مجموع تجارت خارجی پنج کشور) با آمار تجارت منطقه ای در میان اعضای آسه آن (۲۲/۹ درصد) و اتحادیه اروپا (۶۴ درصد)، می توان چنین نتیجه گرفت که نتایج تجارت میان کشورهای حاشیه دریای خزر به دلیل فاصله بسیار زیاد با عملکرد موارد موفق اتحادیه های منطقه ای تجاری هنوز فاصله زیادی با حالت آرمانی خود به عنوان نمونه قابل اعتنایی از همگرایی اقتصادی منطقه ای دارد. بنابراین آمار ارائه شده در خصوص تجارت و اقتصاد منطقه ای در خزر به هیچ وجه حاکی از تقویت روند همگرایی منطقه ای در زمینه اقتصاد و تجارت میان همسایگان نمی باشد.

 

مقایسه سهم تجارت درون منطقه ای از کل تجارت خارجی کشورهای خزر، آسه آن و اتحادیه اروپا در ۲۰۱۷ (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸؛ ”۱۰۰ کشور عمده مقصد،“ ۱۳۹۷ الف؛ ”۱۰۰ کشور عمده طرف،“ ۱۳۹۷ الف؛ ”۱۰۰ کشور عمده مقصد،“ ۱۳۹۷ ب؛ ”۱۰۰ کشور عمده طرف،“ ۱۳۹۷ ب؛ “Intra-EU28 trade,” ۲۰۱۸; “ASEAN Trade in Goods,” ۲۰۱۸).

     در همین راستا، جدول زیر نیز رتبه و جایگاه هر یک از کشورهای خزر را در تجارت خارجی همسایگان خزری خود (منطقه ای و یا فرامنطقه ای) نشان می دهد. با نگاهی به اطلاعات ارائه شده می توان دریافت که وضعیت مشارکت کشورهای خزر در اقتصاد همسایگان دریایی خود امیدوار کننده نیست و نمی تواند تصویر خوش بینانه ای را از شکل گیری پایه های روند همگرایانه منطقه ای در حوزه اقتصادی ترسیم کند. به عنوان مثال، در بهترین حالت، روسیه چهارمین شریک تجاری وارد کننده کالا از قزاقستان و آذربایجان بود و اولین و بزرگ ترین صادر کننده محصولات به این دو کشور محسوب می شد. اما در طرف دیگر، ترکمنستان در میان فهرست وارد کنندگان کالاهای روسیه رتبه ۷۴ و در میان صادرکنندگان به روسیه رتبه ۸۴ را داشت.

 رتبه کشورهای خزر در فهرست وارد کنندگان کالا از و صادر کنندگان کالا به همسایگان خزری در سال ۲۰۱۷ بر اساس اطلاعات بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸).

توضیحات: اطلاعات تجارت خارجی میان ایران و ترکمنستان در دسترس نبود. این جدول نیز بسته به ملاک قرار گرفتن کشورهای ردیف بالا از راست یا چپ، به دو شکل قابل استناد است.

     با بررسی اطلاعات فوق می توان دو نتیجه گرفت: ابتدا این که حجم تجارت خارجی منطقه خزر در قیاس با آسه آن و اتحادیه اروپا پایین است و سپس این که مجموع تجارت میان کشورهای خزر از یک سو و تجارت هر یک از آنان با کشورهای خارج از منطقه خزر از سوی دیگر، به نفع کشورهای فرامنطقه ای تفاوت بسیار فاحشی دارد و به هیچ وجه خزر را به عنوان الگوی موفقی برای همگرایی اقتصادی منطقه ای معرفی نمی کند. اگرچه در سال های اخیر تلاش هایی از جمله تأسیس اتحادیه اقتصادی اوراسیا صورت پذیرفته و تأثیراتی بر روند تجارت خارجی منطقه ای نیز گذاشته است، اما تا تحقق اهداف همگرایانه راهی طولانی در پیش است، زیرا تنها دلیل این نتیجه دلسرد کننده، ضعف ساختاری اقتصاد و ترتیبات تجاری خارجی کشورهای خزر نیست. از سویی میل به استقلال سیاسی ـ اقتصادی از روسیه و از سوی دیگر، تمایل به توسعه روابط تجاری با شرق (به ویژه چین) و با غرب (به طور خاص، اتحادیه اروپا و ایالات متحده) از بزرگ ترین مشوق های سیاست های واگرایانه و هم زمان، از موانع تقویت همگرایی اقتصادی در منطقه دریای خزر محسوب می شود.

     در همین راستا، آگاهی از برترین شرکای تجاری هر یک از پنج کشور منطقه خزر می تواند تصویر بهتری از ویژگی تبادلات تجاری آنان با جهان پیرامون ارائه کند. جدول زیر، شرکای اصلی تجاری و میزان تجارت خارجی این شرکاء را با کشورهای مورد بحث در جوار دریای خزر رتبه بندی می کند.

 پنج شریک تجاری اصلی کشورهای حاشیه خزر و حجم تجارت هر کدام با کشورهای خزر در سال ۲۰۱۷ به تفکیک صادر کنندگان و وارد کنندگان بر اساس اطلاعات بانک داده تجارت بین المللی سازمان ملل متحد (میلیون دلار) (“UN Comtrade Analytics,” ۲۰۱۸).

     از این اطلاعات نیز می توان نتیجه گرفت که به استثنای روسیه به عنوان قدرت اول اقتصادی منطقه که از شرکای اصلی در اقتصاد قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان است، سایر کشورهای خزر به طور عمده جزو شرکای تجاری برتر یکدیگر محسوب نمی شوند و سازوکار تجارت با همدیگر را چنان که با دیگران توسعه داده اند، به سوی همگرایی اقتصادی در منطقه سوق نداده اند. این وضعیت به معنای عدم توسعه یافتگی بخش تجاری در مناسبات دو و چند جانبه در حاشیه خزر است و مقایسه آن با سایر اتحادیه های مشابه و الگوهای برتر جهانی، به ویژه اتحادیه اروپا، از یک سو حاکی از واگرایی و کم توجهی به قابلیت های منطقه و همسایگان و از سوی دیگر، فقط مبین وجود ظرفیت های قابل توجهی برای توسعه مناسبات در آینده است.

 

ارجاعات:

۱۰۰ کشور عمده طرف معامله در واردات طی ده ماهه سال ۱۳۹۶. (۱۳۹۷ ب). گمرک ایران. قابل دسترسی در http://merchant.irica.ir/daily/released_monthly/import-ctry/1396/10

۱۰۰ کشور عمده طرف معامله در واردات طی دوازده ماهه سال ۱۳۹۶. (۱۳۹۷ الف). گمرک ایران. قابل دسترسی در http://merchant.irica.ir/daily/released_monthly/import-ctry/1396/12

۱۰۰ کشور عمده مقصد صادرات طی دوازده ماهه سال ۱۳۹۶. (۱۳۹۷ الف). گمرک ایران. قابل دسترسی در http://merchant.irica.ir/daily/released_monthly/export-ctry/1396/12

۱۰۰ کشور عمده مقصد صادرات طی ده ماهه سال ۱۳۹۶. (۱۳۹۷ ب). گمرک ایران. قابل دسترسی در http://merchant.irica.ir/daily/released_monthly/export-ctry/1396/10

ASEAN Trade in Goods. (2018, July 17). ASEAN Stats Data Portal. Retrieved from https://data.aseanstats.org/dashboard/imts.hs2

External trade of the Russian Federation. (2017). Russian Federal State Statistics Service. Retrieved from http://www.gks.ru/bgd/regl/b17_12/IssWWW.exe/stg/d02/27-01.doc

International trade in goods (2018, March). Eurostat. Retrieved from http://ec.europa.eu/eurostat/statistics-explained/index.php?title=International_trade_in_goods

Intra-EU28 trade, by Member State, total product. (2018, July 15). Eurostat. Retrieved from http://ec.europa.eu/eurostat/tgm/table.do?tab=table&plugin=1&language=en&pcode=tet00047

State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan. (2018). The foreign trade of Azerbaijan. Baku,  Azerbaijan: Author.

UN Comtrade Analytics. (2018, July). UN Comtrade Analytics. Retrieved from https://comtrade.un.org/labs/data-explorer

پی نوشت:

[۱]– United Nations International Trade Statistics Database

[۲]– Central Bank of the Russian Federation

[۳]– State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan

[۴]– ASEAN Stats Data Portal

[۵]– Eurostat

Share