تاوان‌ آتش بازی‌های ترامپ

تهدیدات ترامپ چین شریک همیشگی کره شمالی را متقاعد کرد که باید پادرمیانی کند تا جنگی صورت نگیرد و این در حالی بود که کره شمالی خطوط قرمز ترسیمی ترامپ را رد کرده و‌هیچ اتفاقی نیافتاده بود.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در پاسخ به اظهارات حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران در توئیتی به او هشدار داد که تهدید کردن آمریکا عواقب بسیار بدی به دنبال خواهد داشت.ترامپ در توئیت خود که تماما با حروف بزرگ و به نشانه تاکید نوشته شده بود، خطاب به روحانی نوشت: “هرگز و هیچ وقت آمریکا را دوباره تهدید نکن؛ وگرنه از عواقب آن رنج خواهی برد که نظیرش را کمتر کسی در تاریخ تجربه کرده است. ما دیگر کشوری نیستیم که حرف‌های دیوانه‌وار شما از خشونت و مرگ را تحمل کند. مراقب باش.”این واکنش ترامپ به سخنان رییس جمهور روحانی بود که گفت: «جنگ با ایران، مادر جنگ‌ها و صلح با ایران، مادر صلح‌ها است.» این جمله BE CAUTIOUN را که ترامپ در توئیت خود آورده محمد جواد ظریف هم عینا با همین حروف بزرگ توئیت کرده و خطاب به ترامپ نوشته است:

“در طی هزاره‌ها اینجا بوده‌ایم و سقوط امپراتوری‌ها را دیده‌ایم

مراقب باش! “

ولی پرسش مهم آنست که آیا باید تهدیدات ترامپ را جدی گرفت؟ ترامپ پیش از این با توئیت آتش و‌ غبار خود توانست کره شمالی را به میز مذاکره بکشاند.تهدیدات او چین شریک همیشگی کره شمالی را متقاعد کرد که باید پادرمیانی کند تا جنگی صورت نگیرد.و این در حالی بود که کره شمالی خطوط قرمز ترسیمی ترامپ را رد کرده و‌هیچ اتفاقی نیافتاده بود. بعبارت دیگر تهدیدات توئیتی ترامپ در این‌مورد غیرواقعی و ماجراجویانه بود.در مورد اخیر هم این تردید وجود دارد که ترامپ می خواهد ضعف مضاعف خود در برابر پوتین و‌روسیه را که در دیدار اخیر او از کرملین بسیار واضح بود جبران کند.او می خواهد شریک سابق خود ( یعنی ایران را ) مجاب کند که از رقیب کنونی ایالات متحده( یعنی روسیه) جدا شود و به همان سبک و سیاق چهاردهه قبل باز گردد.ترامپ می خواهد حقارت ارتش ایالات متحده را در عراق و سوریه و شکست خود در مقابل حضور نظامی ایران در منطقه جبران کند.

ترامپ در حالی به روسیه سفر کرد که خواهان کمک روسیه برای خروج ایران از سوریه بود. ولی پوتین برای خارج کردن ایرانی‌ها از سوریه بی‌میل بوده و یا اینکه عملا او و کشورش هیچ تاثیری بر تصمیمات تهران برای حضور در سوریه را نداشتند.در حقیقت ترامپ هیچ پیشنهاد مناسبی را برای متقاعد کردن کرملین در کیسه خود نداشت.
بدون حمایت ایران، نظام بشار اسد احتمالاً سقوط می‌کند و پوتین نمی‌خواهد برای پشتیبانی از نظام سوریه، نیروی زمینی اعزام کند.ایرانی‌ها با کمک به بشار اسد، کماکان از وجود پایگاه‌های روسیه استقبال خواهند کرد. علاوه بر این، هیچ چیزی نیست که روسیه بتواند بابت خروج ایران به این کشور وعده بدهد.

جان بولتون، مشاور رئیس جمهور آمریکا در تغییر موضعی آشکار اعلام کرده بود کشورش مشکلی با بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه ندارد.وی در مصاحبه با شبکه سی‌بی‌اس در پاسخ به این سوال که آیا بشار اسد رئیس جمهور سوریه در جنگ سوریه پیروز بوده صراحتا گفت: فکر نکنم اسد مشکل استراتژیک برای ما باشد.
بولتون گفت: مشکل استراتژیک ما ایران است، صحبت فقط درباره تلاش ایران برای توسعه «تسلیحات هسته‌ای» نیست بلکه حمایت از سایر اقداماتش در خاورمیانه است.
در حقیقت ایران در حال در شامل عراق و‌ سوریه است بگذریم که نفوذ ایران بصورت خدشه ناپذیری ادامه دارد. این برای ایالات متحده و شرکای منطقه ای عرب و اسرائیلی اش بسیار نگران کننده است .این در حالی است که این حضور قدرتمند برای روسیه یک اطمینان خاطر محسوب می شود.

مشکل ایالات متحده به تحرکات برون مرزی ایران محدود نمی شود.امریکا قصد جابجایی نقشه انرژی دنیا را نیز دارد.ترامپ اتحادیه اروپا و ناتو را تحقیر می کند و سعی دارد آنها را قانع کند تا بجای روسیه از آمریکا گاز وارد کنند. ولی عملا موفق نبوده است و جای تعجب ندارد که حتی شریک دیرین آمریکا در منطقه یعنی ترکیه هم ترجیح می دهد گاز خود را از ایران دریافت کند.و این خود نشان می دهد موضوع انرژی تا چه حد در معادلات آینده ایران با ایالات متحده مهم خواهد بود.و دقیقا این موردی است که تحلیل گران ایرانی در فهم آن دچار کندذهنی شده اند.

آنچه که در مورد تحلیل گران سیاسی ایران تاکنون مشهود بوده نوعی سیاست ورزی سنتی و هویت گرا مبتنی بر دوست و دشمن است.آنها مداوما دچار مفهوم نخ نما شده استبداد داخلی بوده و از درک گزاره های تازه در روابط بین الملل عاجز مانده اند. واکنش آنها در برابر تهدیدات و‌فرصت های حادث شده تفاوت چندانی با واکنش توده عوام نمی کند.نماینده مجلس طوری از تهدیدات ترامپ دچار نگرانی و ترس می شود که‌بالا فاصله از مذاکره با ایالات متحده در صورت توافق رهبران نظام (جمهوری اسلامی) خبر می دهد.ما این اشتباه را قبلا نیز انجام داده ایم. ما بدون‌داشتن تضمین های لازم با ایالات متحده وارد مذاکره شده و بصورت داوطلبانه ای از حق مسلم خود در دستیابی به سوخت هسته ای دست کشیده ایم.

در حالیکه آینده انرژی در جهان به سوخت هسته ای و فن آوری های صلح آمیز آن بستگی داشته و دارد. ما دچار این‌کندذهنی در فهم اتفاقات آینده بوده ایم و‌ در پیش بینی تحولات سیاسی ناپخته عمل کرده ایم. ما باید از ساده لوحی خود دست کشیده و به این گزاره نیز می اندیشیدیم که پس از اوباما چه کسی رییس جمهور ایالات متحده خواهد بود و او نسبت به برجام چه موضعی اتخاذ خواهد کرد؟

البته این اولین بار نیست که ما دچار چنین اشتباهات فاحشی می شویم. داشتن شجاعت برای قبول این اشتباهات می تواند گریزی باشد برای اصلاح وضعیت آینده.

ترامپ دقیقا ما را از چیزی می ترساند که فرصت ماست.ایران دارای کارت های برنده مهمی است که با از دست دادن آن ها راهی جز تسلیم و فروپاشی نخواهد داشت. در حقیقت جنگی در کار نیست.امریکا از ایران امتیازات بیشتری مطالبه می کند.در حالیکه در قبال آن هیچ پاداشی به ایران نخواهد داد.مذاکره در چنین وضعیتی فقط باید برای اتلاف وقت باشد تا چرخه سوخت هسته ای ایران دوباره احیا شود و نه امیدواری برای کسب یک توافق خوب با ایالات متحده.
ایران سوریه ، عراق و یمن را در اختیار دارد که بسیار مهم تر از موشک های قاره پیمای کره شمالی است.ایران منابع غنی انرژی و نیروهای متخصص بسیاری در اختیار دارد و این آینده هر گونه ماجراجویی علیه این کشور را پیچیده می کند.

همیشه از جنگ متنفر بوده ام، همانطور که عاشق صلح، دوستی و انسانیت و‌تحمل دیگری با هر عقیده، نژاد و زبانی هستم.ولی آنچه که نباید اشتباه کنیم آنست که تاریخ بشر همواره تاریخ جنگ بعلاوه آتش بس هایش بوده است و هرگز و هرگز صلح به معنایی که ما می اندیشیم وجود نداشته است.

این را من و شما بعنوان یک ایرانی بخوبی درک می کنیم همانطور که پدران ما و پدران پدران ما درک می کرده اند که برای آنکه ملتی باقی بماند نیازمند روحیه فداکاری، شجاعت و حتی استقبال از مرگ است ودرست در همین زمانست که تاریخ و تقدیر به کمک او خواهد آمد.این را ولی سیاستمداران ما و حاکمان فاسد ما در طول تاریخ درک نکرده اند. چه در زمان ساسانیان و حمله اعراب و چه در زمان خوارزمشاهیان و حمله مغول و بسیار نزدیکتر چه در زمان پهلوی و جنگ جهانی دوم.

اعلام بیطرفی و سیاست صلح فقط بازی با کلمات مقدس ولی پوچ است. صلح همیشه و همیشه بوی خون می دهد.و این برای کسانی که نانشان را در خون دیگران کرده و می خورند قابل درک نیست. چیزی جذاب تر و انسانی تر از جنگ در میدانی هست که امید پیروزی در آن نیست و اتفاقا همیشه ماندگارترین لحظات تاریخ برای ملتی ثبت می شود که در بغرنج ترین و ناامیدانه ترین وضعیت ها تصمیمات انقلابی و غیرقابل انتظار گرفته اند.

سیاستمدارانی که در شرایط کنونی سخن از مذاکره با ایالات متحده می زنند فاسد و مصالحه کار هستند.برای آنها فرقی نمی کند که حقوق خود را به دلار دریافت کنند یا به ریال و یا پرچم آمریکا سر در مجالس و دفتر ریاست جمهوری مان یا میدان های شهرمان باشد یا پرچم ایران. آنها تنها بقای خود را می جویند همانطور که همیشه جسته اند.

“آنکه با شمشیر بجنگد لاجرم با آن کشته خواهد شد”سخن زیبایی از مسیح است ولی او زمانی که این جملات را می گفت در حال مذاکرات صلح با معبد و کاهنان یهود نبود، او می خواست معبد را ویران کند جائیکه کاهنان یهود روح انسان ها را به بردگی می کشیدند و هم او بود که برای مرگی دردناک بر صلیب خود را آماده کرده بود وقتی هرگز و‌ هرگز از آنچه که مدعی آن بود عقب نشینی نکرد.

ما زمانی امپراطور جهان بوده ایم و این را نه در پناه آزادی و عدالت شاهانی حکیم بلکه در میدان های خون و عرق و‌ در مقاومت ها و دلیری های سهمگین بدست آورده ایم.

عدالت خوب است آزادی نیز، ولی اینها رویاهایی هستند که معنای واقعی آنها وقتی محقق می شود که ملتی تا پای مرگ بر سر آزادی و استقلال خود بجنگد.

علی دادخواه

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share