چرا باید روزنامه کیهان و اطلاعات این میزان از جیب مردم هزینه بتراشند؟

چند روزی است، استعفای محمد جواد فتحی، نماینده مردم تهران از مجلس شورای اسلامی مطرح شده است. این نماینده مجلس دلایل گوناگونی برای استعفای خود مطرح کرده، ولی مهم ترین دلیل وی برای این تصمیم، ناکارامدی سیستم قانونگذاری کشور عنوان شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از تابناک، چند روزی است، استعفای محمدجواد فتحی، نماینده مردم تهران از مجلس شورای اسلامی مطرح است و البته دلایل گوناگونی برای استعفای خود مطرح کرده، ولی مهم ترین دلیل وی برای این تصمیم، ناکارامدی سیستم قانونگذاری کشور عنوان شده است.

محمدجواد فتحی در خصوص این موضوع اظهار داشت: من به عنوان کسی که حقوق خوانده و با حقوق سروکار دارم، دیدگاهم نسبت به ساختارها باید با مردم عادی تفاوت داشته باشد؛ اما آنچه می بینم با آنچه باید بشود، فرق دارد. دلیلی که باعث استعفای من شده، بحث نظام قانون گذاری و مجلس ناکارآمد است. امیدوارم این تلنگری برای بهتر شدن اوضاع باشد.

وی گفت: بخشی از ناکارامدی ها مربوط به ساختار است که مستلزم اصلاح قانون اساسی است و بخشی از آن به آیین نامه داخلی مجلس مربوط می شود که این از عهده مجلس برمی آید؛ البته اگر اراده ای باشد.

وی در پاسخ به این که استعفای شما در چه وضعیتی است، گفت: هنوز اعلام وصول نشده، ولی دنبال آن هستم که به زودی اعلام وصول شود. فعلا امروز و فردا می کنند و جواب قطعی نداده اند، ولی ناچارند اعلام وصول کنند.

فتحی افزود: طبق آیین نامه نماینده اجازه دارد از سمت خود استعفا دهد و هیأت رئیسه نیز وظیفه دارد یک هفته پس از تاریخ استعفا، جلسه ای برگزار کرده تا در صحن علنی مجلس بررسی شود.

وی در پاسخ به این که آیا در این مورد رایزنی هایی نکرده اند یا کسی مانع از استعفای شما نشده است، گفت: دوستان به این موضوع لطف دارند؛ اما واقعیت این است که عزم من جزم است و پای استعفای خود ایستاده ام و می خواهم در این جلسه دلایل خود را اعلام کنم. نماینده ها هم حق رأی دارند و می توانند تصمیم بگیرند که به این موضوع رأی دهند یا ندهند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا این استعفا مربوط به اصلاح قانون آیین دادرسی کیفری می شود، گفت: ربطی به این موضوع ندارد. استعفا دو محور دارد؛ نخست اینکه در این دو سال، آنچه ما دیدیم تقدیم فروع بر اصول بود و درواقع امور جزئی و موردی و غیر قابل اعتنا بر امور امهات و موارد مهم اولویت داشت.
دوم آنکه نظام قانونگذاری ما ایرادهای ساختاری دارد که نمی تواند انتظارات عمومی را برآورده کند. به نظر من، مهم ترین آن مصادره بخش قابل توجهی از صلاحیت مجلس توسط نهادهای موازی و نبود قانونگذار دوم مثل مجلس تخصصی است.

فتحی در پاسخ به این که آیا فکر می کنید استعفا راهکار مناسبی است، گفت: چاره ای نیست، چون با این وضعیت ادامه کار امکان پذیر نیست. به نظر من، هیچ فرقی بین مجلس ۲۹۰ نفره با مجلس ۲۸۹ نفره وجود ندارد. مهم این است که ما نمی توانیم کار کنیم. الان در مجلس نماینده ها نمی توانند یک نطق داشته باشند، اصلا وقت نطق گرفتن در مجلس یک تخصص خاص می خواهد و افرادی خاص می توانند این کار را بکنند.

وی در پاسخ به این که برخورد جناح های سیاسی داخل مجلس به این موضوع چگونه است، گفت: تصور من این است، ایراداتی که من به این نظام قانونگذاری گرفته ام، به نوعی علیه هر دو جریان سیاسی است و به نظر می رسد، همه این را می دانند، ولی نمی دانم چرا کسی کاری نمی کند.

وی در پاسخ به این پرسش که چرا خود شما کلید اصلاح قانون اساسی را نمی زنید یا طرح بحث نمی کنید، گفت: بارها این موضوع مطرح و درباره آن بحث شده، ولی به جایی نرسیده و اصلاحی صورت نگرفته و حتی هیأتی برای تغییر و اصلاح تشکیل نشده است.

وی گفت: وظیفه نماینده این نیست که به یک تبصره از یک ماده ای که مصوب سال ۱۳۲۸ است، بپردازد. اینها گرهی باز نمی کند، بلکه گره زدن بر گره های کور گذشته است. به نظر من، کار اساسی همین اصلاح قانون ساختار نظام اداری است. الان واقعا برای من سؤال است چرا باید روزنامه کیهان و اطلاعات وجود داشته باشند؟! این روزنامه ها با هزینه های کلانی که از جیب بیت المال منتشر می شوند، واقعا چه کاری انجام می دهند که سایر روزنامه ها نمی کنند؟ چرا باید شش تا هشت هزار نسخه روزنامه اطلاعات یا کیهان پشتوانه بسیار قوی از بیت المال داشته باشند که از جیب من و شما و مالیات ما برداشت می کنند؟!

شما برآوردی از قیمت ساختمان این دو مؤسسه بکنید. با توجه به هزینه های جاری برای این دو روزنامه باید بهای هر یک از این روزنامه ها ۵۰ هزار تومان شود، نه ۱۰۰۰ تومان. اینها یک نمونه از ایرادات ساختاری است. برای همین، می خواستیم کمیسیون ویژه ای تشکیل شود که به این موارد بپردازد، ولی همه اینها به فراموشی سپرده شده و اصلا در دستور قرار نگرفت. مسائلی از این دست و سخن برای گفتن زیاد است، ولی کسی نمی خواهد این حرف ها را بشنود.

Share