ماجرای ارز و باز هم سناریوی تکراری تخم مرغ

اگر کمی از بار طنز این جمله ها کم کرده و کلاه خود را قاضی کنیم خلاصه اتفاق ها همین بود. جز آنکه عده ای هم از فضا استفاده کردند و تلاش نمودند تا از یک مطالبه به حق اقتصادی و معیشتی، هجمه سیاسی بسازند.

همین چند وقت پیش که یادتان هست. قیمت هر عدد تخم مرغ فقط ۲۰۰ تومان بود و مردم صبح به صبح با دل خوش یک املت خوشمزه میخوردند و به این فکر نمی کردند که چه نعمت گسترده ای نصیبشان شده است. به همین دلیل یعنی به دلیل همین ناشکری ها، قیمت تخم مرغ طی چند روز رسید به ۶۰۰ تومان! آن وقت مردم به خیابان ها ریختند و شیشه بانک ها را شکستند. بعد از آن ناگهان دولت ورود کرد و قیمت هر عدد تخم مرغ شد ۴۷۵ تومان. آنگاه مردم هم شاد و خرسند به خانه ها رفتند تا نیمروی خودشان را بخورند! چون پیروز شده بودند و کمر قیمت را شکستند. امروز هم همان مردم صبح به صبح املت خود را با تخم مرغ ۶۰۰ تومانی میخورند و خدا را شاکرند چون ممکن بود همین تخم مرغ را هم نداشته باشند! اگر کمی از بار طنز این جمله ها کم کرده و کلاه خود را قاضی کنیم خلاصه اتفاق ها همین بود. جز آنکه عده ای هم از فضا استفاده کردند و تلاش نمودند تا از یک مطالبه به حق اقتصادی و معیشتی، هجمه سیاسی بسازند.

حالا حکایت ارز ما هم تقریبا همین شده است. همین چند وقت پیش نرخ رسمی ارز ۳۷۰۰ تومان بود. ناگهان یکی از مشاورین ارشد اقتصادی دولت اعلام کرد که نرخ ارز بطور مصنوعی پائین نگه داشته شده و نرخ واقعی بیش از این است. رسانه ها هم پشت سرهم از سرانجام برجام و حواشی آن گفتند و آنگاه طولی نکشید که قیمت دلار به شکل عجیبی رسید به ۶۳۰۰ تومان!  اینبار مردم دیگر شیشه بانک ها را نشکستند بلکه به صرافی ها هجوم بردند تا دلار بخرند اما دلاری وجود نداشت. با این حال باز هم دولت مقتدرانه ورود کرد و جناب جهانگیری با قاطعیت گفت از فردا دلار تک‌نرخی شده و به قیمت ۴۲۰۰ تومان معامله خواهد شد!! این یعنی ۵۰۰ تومان بیشتر از نرخ رسمی همین چند روز قبل! همه مردم هم خوشحال و راضی که توانستند قیمت دلار را بکشندپائین! و باز هم کسی نپرسید چی شد ؟؟!!….

این البته به آن معنا نیست که بخواهیم همه چیز را به گردن دولت بیاندازیم و یا اینگونه بیان کنیم که هدف دولت از این امور کسب منافع برای خود از محل جیب مردم است . در واقع اینجا خود دولت هم به شدت آسیب میبیند.

به نظر من تکرار این سناریوها نشان از بی کفایتی ساختار اقتصادی ما دارد ساختاری که بسیار پیش از این باید به فکر اصلاح آن می افتادیم. واقعا جادارد تا یک بار برای همیشه بپذیریم که اقتصاد، سیاست، رسانه، هنر و همه آنچه که در دنیای امروز بشر با آن سروکار دارد علومی وابسته به هم هستند که در اداره امور باید به شکلی یک پارچه و با نگرشی علمی با آنها مواجه شد. باید باور کنیم که نمیتوان اقتصاد را محفلی اداره کرد و به رابطه آن با سیاست فکر نکرد. همانطور که باید رابطه دیپلماسی با دیگر مولفه ها از جمله اقتصاد را سنجید.

این بار آقای جهانگیری به نمایندگی از دولت، همچون پطرس شجاع انگشت خود را داخل سوراخ سد فرو برد و از انفجار سد بطور موقت جلوگیری کرد اما ما باید پیش از این به پیراهن سوخته دهقان های فداکاری توجه میکردیم که همواره هشدار میدادند؛ این اقتصاد چون کشتی سوراخی است که باید ترمیم شود. متاسفانه هنوز فساد، رشوه، باند بازی، رانت خواری، قاچاق و صدها درد کشنده دیگر در پیکره اقتصاد ما وجود دارد که عملا چاره ای برای آن اندیشه نکرده ایم و اگر این روند ادامه یابد هیچ تضمینی وجود ندارد که این پیکره نحیف اقتصاد بتواند تا همیشه تحمل کند.

رضا سیف پور – مدرس سواد مالی

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا:  انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share