آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی

وقتی برخی صحبت‌های شهردار و اعضای شورا را می‌شنوم، ناخودآگاه یاد ضرب المثلی می‌افتم که مادربزرگ مرحوم‌ام در این مواقع بیان می کرد، آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی

مزدک پنجه ای

۱
هر روز صبح که از خانه بیرون می‌زنم (خانه ام بلوار شهید رجایی است) برای عبور از ترافیک و استفاده از میان برها، از کوچه پس کوچه ها می‌گذرم. در هر جای این شهر از خیابان گرفته تا پس کوچه هایش با ناهمواری، چاله و چاه مواجه می شوم. گاهی می‌گویم پیاده شوم و عکس بگیرم، بعد تیتر بزنیم و از شهردار بپرسم؛ مسوولان نواحی تان در چه کاری هستند؟ آیا کارشان نظارت و دیدن مشکلات منطقه‌ی خود نیست؟ آیا گزارش می‌کنند؟ پس چرا رفع عیب نمی‌شود؟ بعد می‌گویم مگر یک چاله است، روزی هزار بار باید پیاده شوی و عکس بگیری. فرض بگیریم که عکس گرفتی و منتشر هم شد، چه اتفاقی می‌افتد؟ می‌آیند و سنبل می‌کنند، عکسی می‌گیرند، آمار می‌نویسند و بعد می‌دهند به خورد خود ما تا منتشرش کنیم تا شاید کمی صدای اعتراض بخوابد. نهایت امر این که یکی- دو عضو شورا هم در صحن علنی و غیرعلنی داد بزنند و شعار بدهند (ببخشید تذکر دهند) و دوباره روز از نو روزی از نو.
۲
در خبرها خواندم یکی از اعضای شورا ی شهر رشت که بیشترین رای را در دوره ی پنجم به خود اختصاص داده، ضمن ارایه ی مقدمه‌ای تکراری و کلیشه‌ای فرموده “ما باید از ظرفیت برند شهر خلاق استفاده کنیم و رشت را مقصد گردشگری کنیم” البته به عقیده ی نگارنده هم بسیار خوب و مهم است که رشت را بر اساس ظرفیت های ذاتی و اکتسابی اش به تمام دنیا بشناسانیم اما آیا شورای شهر و شهرداری رشت مقدمات آن را به درستی فراهم کرده اند؟.
در این که رشت پتانسیل بالایی برای جذب گردشگر دارد، شکی نیست اما با کدام امکانات سخت افزاری می‌توانیم به این آرزو برسیم آن هم به صرف ثبت یک شهر در یونسکو؟ البته خود این اتفاق یعنی ایده‌ی ثبت شهر رشت به عنوان شهر خلاق خوراک را باید به فال نیک گرفت و بیش از پیش به آن اهمیت داد، اما با کدام ساختار زیربنایی و کلان مدیریتی؟
باید از شهردار و اعضای شورا پرسید؛ رشت چه دارد جز یک پیاده راه و چند پارک که آن نیز با جنگ و دعوا ساخته شده است. رشت چه دارد جز یک آب نما که بیش از سه ماه است، خاموش است. سوال من از شما این است؛ مسافری که به رشت می‌آید بعد از صرف غذا در شهر خلاق خوراک، باید اوقات فراغتش را در کجا سپری کند؟ در کدام هتل، هاستل یا مهمانپذیر مناسب؟ کجا را بگردد؟ لابد باید برود بازار سنتی رشت را که شما هیچ نقشی در پدیدآیی‌اش نداشته اید یا خانه‌ی میرزا که از ظرفیت گردشگری‌اش در حد یک موزه هم استفاده نمی‌کنیم؟ چرا باید گردشگر، رشت را به شیراز، اصفهان،مشهد، یزد و … ترجیح دهد، آن هم فقط برای غذا!؟ بیایید رشت را با شهر همسایه باکو مقایسه کنید. بیایید رشت را با تفلیس تازه توسعه یافته یا یکی از شهرهای تازه به دوران رسیده‌ی ترکیه مقایسه کنید که آن قدر تفرجگاه و مراکز تفریحی از نوع اخلاقی با معیارهای اسلامی دارند که این همه گردشگر سالانه گسیل به آن جا می شوند. ما چه امکاناتی برای ماندن، تفریح و گردشگری مسافران ایجاد کرده‌ایم که فومن، ماسوله، لاهیجان و انزلی را به رشت ترجیح ندهند؟ کدام راه و خیابان صاف و تمیز را ساخته‌ایم؟ کدام فضای سبز و مبلمان شهری ممتاز را؟ کدام مراکز گردشگری، فرهنگی و برنامه های شاد و مفرح را؟
۳
شهردار رشت به بهانه‌ی کمبود بودجه و امکانات مالی عملا فقط جلسه برگزار می‌کند و پای امضای تفاهم نامه‌هایی می‌نشیند که سخت افزار آن مهیا نیست. عملاً هیچ پروژه‌ی عمرانی ای از زمان حضور ایشان افتتاح یا کلید نخورده است. بیایید کمی واقع بین باشیم. آیا رشت در مسیر توسعه قرار دارد؟ یا از مسیر توسعه خارج شده است؟ نقطه به نقطه‌ی این شهر پر از معایب و نازیبایی هایی است که به قول یکی ازهمین اعضای شورای شهر، برای رفع آن نیازمند صرف بودجه کلان نیستیم، اما فقط باید خوب دید و با درایت و مدیریتی سیستماتیک نسبت به رفع آن اقدام کرد. چه صبح ها که به شهرداری مراجعه کرده‌ام و دیده‌ام ساعت از ۱۰ گذشته اما هنوز بساط صبحانه روی میز مدیران و پرسنل شهرداری باز است. حتی بعضی از مدیران و کارمندانی که وصل به برخی اعضای شورا هستند ، به جای کار و خدمات دهی، سر در گوشی موبایل دارند.
آن چه مشخص است، نظارت در شهرداری وجود ندارد، اگر هم هست، نظارت مسوولانه‌ای نیست. شهردار رشت نشان داده فقط توانسته برای رفع مشکل حقوق معوقه ی پرسنل کاری کند. دست ایشان درد نکند اما باید پرسید حقوق مردم رشت چه می‌شود؟ آیا مردم در ازای عوارضی که گرفته می‌شود، از خدمات مطلوبی بهره مند می‌شوند؟
۴
وقتی برخی صحبت‌های شهردار و اعضای شورا را می‌شنوم، ناخودآگاه یاد ضرب المثلی می‌افتم که مادربزرگ مرحوم‌ام در این مواقع بیان می کرد، آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی

Share