رشت؛ کلان‌شهری که کلان‌شهر نیست!

علیرغم میل و احساس درونی، متاسفانه باید پذیرفت که شهر رشت امروز از قافله شهرهای پیشرفته فاصله گرفته است و تا رسیدن به آن، زمان و فاصله زیادی را باید، ناخواسته و به ناچار طی کند.

در قسمت اول بحث اشاره شد که شهر رشت، علیرغم پیوست کلان شهر، از مزایای چنین عنوانی بهره مطلوب را نمی برد و با دارابودن فرصت ها و پیشینه تاریخی شهری و در اختیار داشتن بسیاری از خدمات پایه ای، نظیر اتوبوس شهری، کتابخانه، بیمارستان، سینما و …، و با اشتهار به شهر اولین ها، پیش تر از بسیاری از شهرهای کنونی در کشور، کلان شهر بودنش در زمان و وضعیت فعلی، همچنان جای تامل و سوال دارد.
با لحاظ سایر مواردی که در مطلب پیشین از آن سخن رفت، به هر صورت علیرغم میل و احساس درونی، متاسفانه باید پذیرفت که شهر رشت امروز از قافله شهرهای پیشرفته فاصله گرفته است و تا رسیدن به آن، زمان و فاصله زیادی را باید، ناخواسته و به ناچار طی کند.
با این ترتیب، دستیابی به شرایط مطلوب زندگی شهری و داشتن شهری پیش رفته، همراه با آرامش، ثبات و توسعه یافته، با شهروندانی با نشاط و رضایت مند، مستلزم تلاش و پاسخگویی مقبول از طرف شخصیت ها و سازمان هایی است که در حال حاضر مسئولیت و مدیریت شهر را با انتخابی که مردم انجام داده اند، در دستان خود گرفته اند!
اما، اگر از منظر دیگر، چرایی موضوع فوق الذکر مورد مداقه قرار گیرد و عزم عمومی بر رفع آن باشد، آنگاه قابل ملاحظه خواهد بود که:
مدیریت شهری در شرایط مذکور ( همچنانکه در گذشته هم باید همینطور می بود)، سه موضوع مهم را برای‌ چهار سال آینده، پیش روی خود خواهد داشت که در قبال درستی ایفای وظیفه و دستیابی به شهر مطلوب و پیشرفته (آن چنانکه مدیران شهری آن را هدف فعالیت های بی وقفه خود می انگارند)، باید آن ها را به جدّ، مدنظر خود قرار داده و مسئولیت پاسخگویی در چرایی و چگونگی اعمال، تحقق و صیانت از آنها را بپذیرد، تا به شهری توسعه یافته و مورد رضایت شهروندانش دست یابد.
موضوعات:
۱– فضای گفتگوها در جلسات رسمی (صحن شورا )
۲– اتخاذ تصمیمات متعهدانه (مسئولیت پذیرانه) با هدف پاسخگویی ( تصویب طرح و لایحه )
۳– اعتماد موکلان به نمایندگان خود (رای مردم )

زیرا پایبندی به عهدهای بسته شده، با پذیرش مسئولیت در حوزه مدیریت شهری با اتکاء بر شرح وظایف و قواعد و مقرراتی که قانون تعیین کرده است، برای مدیران شهری آغاز می گردد و ظهور و بروز اقدامات و نحوه صحیح انجام تعهدات، در فرایند تصمیم گیری شورایی، که قاعدتا بر اساس خرد جمعی و اعمال قانون صورت می‌پذیرد، در ارتباط با مسائل و مشکلات مرتبطی که به مدیریت ارجاع می گردد به مخاطبان ( شهروندان ) منتقل و در اختیار آنان برای بهره برداری قرار می گیرد.
با لحاظ این موارد، مسئله اصلی از‌ زمانی شروع می شود که آحاد مدیریت شهری، بنا بر آنچه‌که اظهار می‌دارند و یا آن چنانکه که در برنامه های تبلیغی در زمان رقابت انتخاباتی مطرح کرده و شعار خود قرارداده اند، تغییر و تحول در برنامه های شهری در حال اجرا را، برای بهینه سازی در شرایط موجود، لازم و ضروری تشخیص می دهند و برای ایجاد تغییر در وضعیت غیر مطلوب مورد نظرشان در شهر، در حوزه مدیریت مقبوله، عزم خویش را برای‌تحقق ایده ها و نظراتشان‌ (البته به زعم خود)، جزم می کنند.

اما در این حال و با تمنایی که وجود دارد، به هر دلیلی:
۱– در صحن شورا هنگام مذاکرات علنی و یا غیر علنی به تفاهم جمعی نمی رسند،
۲–‌در اتخاذ تصمیم برای تصویب یا رد یک لایحه به خرد جمعی و یا رای‌ اکثریت دست نمی یابند،
۳– و در نتیجه، در میان موکلان خود، با ایجاد احساس یاَس‌ و نارضایتی، اعتماد رای دهندگان را بتدریج از دست می دهند.
حقیقت این است که شرح مختصر فوق الذکر در اغلب مدیریت های شهری در برخی از شهرها، کاملا ملموس است، و گویا به صورت قاعده ای پذیرش شده در میان بعضی از مدیران شهری، اصطلاحا جا افتاده و قابل مشاهده و هویدا نیز می نماید.

احتمالا با بیان مطالب فوق، حالا می توان حدس زد که اگر موضوعات مهم:

۱– مسائل و مشکلات‌ مرتبط
۲– اعتماد و پشتیبانی موکلان
از دستور کار مدیرانی با شرایط و شرح مذکور، که در رسیدگی و تامین این نوع از مقولات مدیریت شهری، عاجزند، خارج شده و به کناری نهاده شود، چه اتفاقی را می توان انتظار داشت که برای‌مدیریت شهر رخ دهد؟؟
اکنون شاید لازم باشد تا از حدس زدن نتیجه فاصله گرفت و فرصت بیشتری را برای اعمال مدیریت در نظر گرفت و به روال منطق و اجرای عدالت، بنا را بر مثبت اندیشی و خوش بینی در عرصه اعمال مدیریت شهری گذاشت ، چرا که اصل هم در آموزه های ما همین است، پس ناگزیر:
۱– تمایل آحاد و قابلیت درمدیدیت شهری
۲– مسائل و مشکلات‌ موجود و مرتبط در شهر
۳– ساختار، محیط و امکانات موجود و یا قابل دسترسی در سازمان

قطعا موضوعات و مولفه های بیّنی هستند که باید مورد توجه و مداقّه جدی قرار‌بگیرند، چرا که موضوع بحث در مورد مدیریت و مسئولیتی است که بلحاظ معیار سنجی و ارزش یابی باید این مقوله ها را در زمره:
۱– اشخاص خیلی مهم
۲– مسئولیت های سرنوشت ساز دسته بندی و عنوان کرد. زیرا اشخاصی که توانسته اند تا اعتماد عمومی مردم را به سوی‌خود جلب کنند و از آنان برای خود رای بگیرند، شخصیت های خیلی مهم شهر ( vip ) تلقی می شوند و بواسطه چنین اعتمادی که نسبت به آن ها صورت گرفته است، توانسته اند تا مصدر مدیریتی یک مسئولیت سرنوشت ساز را به نام مدیریت شهری، از آن خود ساخته و بر آن تکیه بزنند، و به همین خاطر، تصمیمات آنها اتفاقات تعیین کننده ای را، در یک جامعه جمعیتی شهرنشین، که با حقوق مدنی و منشور حقوق شهروندی کاملا آشناست، ایجاد می‌کند. بنابراین با درستی‌ و یا نادرستی ایفای یک وظیفه، از طرف مدیران مسئولیت پذیرفته در امور شهری، سرنوشت یک جامعه هدفمند، به لحاظ رضایت مندی و یا ایجاد نا رضایتی در میان شهروندان آن، به عنوان سرمایه های مهم اجتماعی و ملی تعیین می شود، که به لحاظ رسم” العاقل یکفی‌بالاشاره “، عاقلان از تبعات و پیامدهای مثبت و یا منفی آن به روشنی آگاهند! و قاعدتا مدیران شهری به درجه و اهمیت چنین‌ مسئولیت خطیری واقف بوده و نمی توانند نسبت به آن‌ کم توجه و‌ یا حداقل نگر باشند!

محمدابراهیم خلیلی

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share