۱۶ آذر فرصتی برای نجات جنبش دانشجویی از رخوت و حضیض مرگ بار

فرود جنبش دانشجویی از آن روزی آغاز شد که استقلال خود را از دست داد و به جای آنکه در کنار ملت جایی برای خود بیابد، به دنبال جایگاهی در یارکشی های سیاسی اصحاب قدرت رفت. فرود و رخوت این روزهای جنبش دانشجویی ثمره تصمیم های غلط دیروز است.

از آغازین روزهای پس از شهریور ۱۳۲۰ تا روزهای پر جنبش و جوش منتهی به ملی شدن صنعت نفت تا ۱۶ آذر ۱۳۳۲ که جنبش دانشجویی به قول مرحوم شریعتی سه آذر اهورایی خود را در راه استقلال و سربلندی این ملت قربانی کرد تا امروز، فراز و فرود فراوانی را برای جنبش دانشجویی ایران شاهد بوده ایم.

روزگاری شنیدن این نام دل را سراسر سرشار از شور و بالندگی می کرد و این روزها …

شاید بتوان مدعی شد این روزهایی که سپری می کنیم جنبش دانشجویی کشورمان در فرود و حضیضی بی سابقه قرارگرفته است.

اگر روزی دانشجو چشمان بیدار اجتماع و دیده بان جامعه و پیشرو در بیان معضلات و تلاش برای رفع کاستی های ریز و درشت جامعه ایرانی بود و او را همیشه ایستاده در خط مقدم فعالیت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می دیدیم، اما این روزها نام دانشجو و شنیدن نام جنبش دانشجویی نه تنها دیگر شور و حرارتی در جانها نمی آفریند که رخوتی بر ذهن و روح آدمی مستولی می کند که برخواسته از رخوتی است که سراسر این جنبش را فراگرفته است.

مدت هاست که جریان های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دیگر روی جنبش دانشجویی و مجموعه ها و تشکل های دانشجویی حساب چندانی باز نمی کنند و این در حالی بود که در سالیان نه چندان دور جرقه آغاز بسیاری از حرکت های اثرگذار و جریان ساز در حوزه های مختلف از فضای دانشجویی خورده می شد و جنبش دانشجویی در ایفای نقشی اثرگذار در ساحت های مختلف موثر حاضر می شد.

برای این حضیض تاسف بار شاید بتوان دلایل فراوانی برشمرد اما بی شک یکی از مهمترین دلایل این رخوت، آفت خانمان برانداز سیاست زدگی است.

نگاه جریان های سیاسی _چه چپ و راست و چه اصولگرا و اصلاح طلب و اصولچرا و چه ارزشی و غیرارزشی و چه خودی و غیر خودی و … _ به جنبش دانشجویی به ویژه پس از دوم خرداد ۷۶ همیشه به عنوان آلت دستی برای رسیدن به قدرت و خواسته های حزبی و جناحی بوده و این حضرات بیشتر از پیاده نظام های گوش به فرمانی که جز رفتن روی مین برای هموارسازی مسیر این جریان ها برای کسب مناصب و صندلی های قدرت جایگاه و نقش دیگری برای جنبش دانشجویی قائل نبوده اند.

فرود جنبش دانشجویی از آن روزی آغاز شد که استقلال خود را از دست داد و به جای آنکه در کنار ملت جایی برای خود بیابد، به دنبال جایگاهی در یارکشی های سیاسی اصحاب قدرت رفت. فرود و رخوت این روزهای جنبش دانشجویی ثمره تصمیم های غلط دیروز است.

۱۶ آذر فرصت مناسبی برای بازنگری در رفتارهای سیاسی و فرهنگی این جریان موثر تاریخ ۷۰ سال اخیر ایران است تا شاید با تاملی بیشتر بتوان کورسوی امید به حیات دوباره آنرا همچنان روشن نگاه داشت.

فاصله گرفتن از احزاب و جریان های قدرت طلب و سیاست باز سیاسی، بازنگری در نقش و جایگاه دانشجو، نقش آفرینی موثر در فعالیت ها و موضوعات فرهنگی و اجتماعی، نگاهی فرهنگ محور به موضوعات مبتلابه و … می تواند در احیای دوباره جنبش دانشجویی موثر باشد.

 سجاد ستوده

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share