«توسعه مدیریت» ضرورت فراموش شده 

شکی نیست بخش بسیار مهمی از مشکلات فعلی جامعه حاصل ناکارآمدی بخش مدیریت دستگاه های دولتی ما است

علیرغم تلاشهای بسیاری که طی سال های گذشته برای توصیف ضرورت و تبیین مفهوم «توسعه» در ابعاد مختلف آن به عمل آمده است، متاسفانه هنوز جوهره کارکردی «توسعه مدیریت» به عنوان پایه و اساس توسعه همه جانبه کشور، در هاله ای از ابهام و سطحی نگری قرار گرفته است. تا آنجا که در سازمان های دولتی و شبهه خصوصی، عملا پرداختن به چنین موضوع مهمی به فراموشی سپرده شده و در سازمان های خصوصی هم، این مهم کمتر مورد توجه جدی و عملی قرار می گیرد. آنگاه هم که در سمینارها، همایش ها و یا سخنرانی های مرسوم قرار است به موضوع «توسعه مدیریت» توجه اندکی شود، اغلب این موضوع با مفاهیمی نظیر «توسعه مدیران» و حتی گاهی موضوع «توسعه سازمان ها» اشتباه می شود. در حالی که گستره واقعی این مفهوم به این دو حد محدوده نبوده و ابعاد گسترده تری را دربردارد. از اینرو است که به نظر میرسد هنوز «توسعه مدیریت» به مثابه امری حیاتی و سرنوشت ساز، در روند رو به جلوی کشور مورد توجه قرار نگرفته است. با این توضیح لازم است به تعریفی ساده اما دقیق از «توسعه مدیریت» بپردازیم.

مطابق تعریف؛ «توسعه مدیریت» عبارت است از فرایند اصلاح یک یا چند جنبه مدیریت سازمان که هدف ازآن اصلاح اثر بخشی مدیران از طریق آموزش آنها برای کسب نظر و آشنایی با اهداف و خط مشی های سازمان، توانایی ها و مهارتهای لازم برای ایفای نقش موثر در سازمان است (جعفری قوشچی،۱۳۸۴(نظر به اینکه مدیریت فرایندی است کاملا انسان محور، لذا لازمه توسعه مدیریت تلاش درجهت توسعه مدیران است. در این نگرش، مدیران به عنوان انسان هایی که دارای خصوصیات و ویژگیهای متفاوتی هستند، از طریق فرایندهای آموزشی کسب تجربه نموده و توانمندی های خودرا توسعه می دهند. از این رو مشهود است که نقش «آموزش» و برنامه های آموزشی در توسعه مدیریت از اهمیت قابل توجهی برخوردار است و این در حالی است که در حال حاضر، در اغلب سازمان ها کمترین توجهی به موضوع آموزش در سطوح مختلف سازمان ها نشده و اساسا فرآیند انتخاب و ارتقای مدیریت در کشور ما نیز کوچکترین تناسبی با موضوع آموزش و توانایی های ذاتی افراد ندارد. به عبارت دیگر ساختار «مدیریت قبیلگی»، «مدیریت اتوبوسی»، «مدیریت جناحی»، «مدیریت فامیلی» و امثالهم نمی تواند کمترین نسبتی با توسعه مدیریت و مدیریت توسعه یافته داشته باشد.

در نگرش «توسعه مدیریت» زمینه هایی از قبیل روانشناسی شخصیت، روانشناسی اجتماعی، فرایندهای مدیریت منابع انسانی، دانش رفتار سازمانی، کسب مهارت های فنی، آگاهی کامل نسبت به فرایندهای تصمیم گیری و مدیریت تحول و بحران، مهارت های رهبری و ارتباطی و آشنایی نسبت به مدیریت مالی و شناخت زمینه های کسب و کار، بخصوص مبحث کارآفرینی مورد توجه و تاکید است در حالی که تقریبا هیچکدام آنها بخصوص در بخش دولتی از مولفه های اولیه و اساسی انتخاب مدیران در کشور ما نیست. بدون تعارف باید پذیرفت که «مدیریت» در جهان امروز یک «علم» است و بخصوص در کشوری مثل ایران که در آن بخش دولتی حاکمیت تام بر اوضاع کشوردارد بی توجهی به فرآیند توسعه مدیران می تواند هزینه های زیادی را در بر داشته باشد. مهمتر آنکه بخصوص از دهه ۹۰ میلادی به این طرف، «مدیریت توسعه» با توجه به تاثیرات مهمی که در دستیابی سازمان به اهداف و فراهم نمودن بقاء در دنیای رقابتی ایجاد می کند از جایگاه استراتژیک نیز برخوردار شده است.
از اینرو توسعه مدیریت به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در دنیای کنونی، با استفاده از مزیت رقابتی حاکم بر سازمان، قابلیت ها و استعدادهای مدیران را، به منظور دستیابی سازمان به اهداف و استراتژی های مورد نظر و بازنگری و امکان برخورداری از مزیت انعطاف پذیری آنها، به گونه ای که توان سازگاری و ارائه راهکارهای راهبردی در برخورد با چالشهای پی در پی را داشته باشد برجسته می نماید. لذا لازم است سازمان ها در زمینه بازنگری عمیق رسالت، اهداف و اولویت های خود نسبت به «توسعه مدیریت» اهتمام ورزیده و ضمن توجه جدی به واقعیت های دنیای کنونی و چالشهای پیش رو، با رویکردی استراتژیک به این موضوع توجه نمایند و البته به یاد داشته باشند که اگر چه توسعه مدیریت شرط کافی برای توسعه سازمان نیست اما آن را می توان به عنوان شرط لازم برای این مقصود در نظر گرفت. تنها در این حالت است که می توان به بقای یک سازمان امیدوار بود. همانطور که گفتیم در سازمان های دولتی که بخس اصلی سازمان ها در کشور ما را شامل می شوند عدم توجه به مقوله «توسعه مدیریت» می تواند هزینه های جبران ناپذیری برای کشور به بار آورد. شکی نیست بخش بسیار مهمی از مشکلات فعلی جامعه حاصل ناکارآمدی بخش مدیریت دستگاه های دولتی ما است. در این بخش همانطور که همه ما می‌دانیم عملا به موضوع «توسعه مدیریت» توجهی جدی نمی شود و مدیران نیز از ابتدا براساس مولفه هایی غیر از مولفه های کارآمدی که برشمردیم انتخاب می شوند. در چنین شرایطی شاید امر آموزش، در راستای توسعه مدیریت، بتواند در ارتقای سطح و دانش این مدیران نقشی مهم ایفا نماید که خود بخشی از فرآیند ضروری اما فراموش شده در کشور ما محسوب می شود.

رضا سیف پور – مدرس دانشگاه

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share