نوش داروی پس از مرگ سهراب!

از همان لحظات نخستین پخش خبر درگذشت مهندس قهرمانی، پیام های تسلیت و جملات سرشار از اندوه در سایتهای خبری و فضای مجازی جاری شد. بسیاری از گروه های تلگرامی عکس پروفایل خود را به قهرمانی اختصاص دادند و در پیام های تسلیت از سجایای اخلاقی آن مرحوم تمجید شد.

مرگ روح الله قهرمانی چابک، استاندار اسبق گیلان خاطر بسیاری از مردم گیلان را مکدر کرد. برای یک مدیر اجرایی این مقام کمی نیست که هفت سال پس از دوره خدمتش همچنان در بین مردم محبوب باشد.
از همان لحظات نخستین پخش خبر درگذشت مهندس قهرمانی، پیام های تسلیت و جملات سرشار از اندوه در سایتهای خبری و فضای مجازی جاری شد. بسیاری از گروه های تلگرامی عکس پروفایل خود را به قهرمانی اختصاص دادند و در پیام های تسلیت از سجایای اخلاقی آن مرحوم تمجید شد.
اما نکته ای که در بعضی یادداشت هایی که به این مناسبت منتشر شد قابل تأمل به نظر می رسید، همدردی با بی مهری جناح های راست و چپ با مدیر توسعه گرایی مثل قهرمانی بود. بله، قهرمانی محبوب سیاستمداران راست نبود، همچنان که سیاستمداران چپ نیز هرگز نمی خواستند او را به اردوگاه خود بپذیرند، دلیلش ساده بود: قهرمانی، مدیری توسعه گرا بود و حاضر نبود توانایی اش را خرج دعواهای سیاسی راست و چپ کند. او ترجیح می داد در اردوگاه مردم باشد، نه در آغوش جناح های سیاسی.
البته قهرمانی بی عیب نبود و عملکرد او نیز اشکالاتی داشت که طبیعی به نظر می رسد. همین که در دل مردم گیلان جا خوش کرد، موفقیت کوچکی نبود. عجیب این است که امروز پس از مرگ مهندس قهرمانی درباره ی گرایش سیاسی او و بی مهری سیاستمداران با او که مدیری توانمند و توسعه گرا بود، همان حرفهایی را می زنند که پیش از مرگ آن مرحوم درباره ی دیگر مدیران توسعه گرا بارها گفته ایم.
افسوس که حالا این حرف ها نوشداروی پس از مرگ سهراب است و با عرض معذرت پشیزی نمی ارزد، اگر منحصر به همین سوگنامه ها باقی بماند و از آن درس گرفته نشود. کاش یاد بگیریم مدیران توسعه گرا را قدر بدانیم و آنها را به چوب جناح بندی های سیاسی نرانیم و با تمرکز توانایی در توسعه گرایی، هم از توان آنها محافظت کنیم و هم جامعه را از وجودشان بی بهره نسازیم.
وگرنه صرف این سوگ نوشت ها و مرثیه سرایی ها نه به درد آن عزیز از دست رفته می خورد نه نفعی به جامعه می رساند، چرا که دعای خیر جامعه که از خدمات او بهره مند شده ره توشه مناسبی برای آخرتش خواهد بود.
بد است که مرگ یک مدیر توانمند توسعه گرا ما را واقع بین کند که نمی بایست با رویکردهای سیاسی با او برخورد می کردیم و درباره اش تصمیم می گرفتیم. بد است که در مرثیه سرایی که جای ابراز احساسات است، واقع بین شویم، خیلی بد است برای ما که شیپور را از سر گشادش می نوازیم و آدم های توانایمان بعد از مرگ قهرمان می شوند.

حسین زرگری

 پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share