قابل توجه متخصصان «بینش سیاسی» رشت؛ توهم پیروزی از واقعیت شکست بدتر است

در هیچ کجای دنیا هیچ حزب سیاسی با کسب ۲۷درصد از کرسی های موجود، احساس برنده شدن ندارد که برای انتخاب شهردار نسخه بپیچند.

یک هفته پس از اعلام نتایج انتخابات پنجمین دوره شورای اسلامی شهر رشت یکی از مهم ترین موضوعاتی که فارغ از کارآمدی ‌به عنوان معیار انتخاب شهردار از سوی نیروهای خیلی متخصص بر آن پای فشرده می شود، نقش سیاست در اداره ی پارلمان شهری و مدیریت شهری است.
آخر پیچاندن حرف ها و ادای گفتمان سازی در آوردن دو حرف است: انتخاب شهردار باید سیاسی باشد، بر اساس شورای شهری که سیاسی است و اصلاح طلبان باید با سه نماینده نصفه و نیمه ای که در شورای شهر دارند، شهرداری سیاسی انتخاب کنند چون مردم بارأی به روحانی پیام داده اند که اصلاح طلبان را می خواهند و اعضای شورای پنجم، به ویژه آن سه عضو اصلاح طلب چون خیلی به مردم اهمیت می دهند، به سرعت باید پیام مردم را دریافت کنند و شهرداری سیاسی همسو با افکار خود را جایگزین ثابت قدم، شهردار کارآمد رشت کنند. این همه ی حرف این به اصطلاح متخصصین مسایل سیاسی است که این روزها یادداشت های سیاسی می نویسند.
برای بررسی مدعای مطرح شده در این یادداشت ها و مقالات تخصص لازم نیست مستقیما به آخر داستان برویم، از همان اول شروع می کنیم.
گفته شده که در همه جای دنیا شهرداری پستی سیاسی است و توسط احزاب برنده انتخاب می شود. اینکه شهرداری، پستی سیاسی است در یک تعریف «می تواند» درست باشد، آن هم وقتی تمام پست های مدیریتی را سیاسی بدانیم. شهردار در همه جای دنیا سیاسی نیست، بلکه در فرایندی سیاسی انتخاب می شود. تفاوت این دو از زمین تا آسمان است. انتخابات ساز و کاری سیاسی است اما لزوما نتیجه اش یک سیاستمدار نیست، در این صورت باید فردی را که به انتخاب ساکنان یک آپارتمان به عنوان مدیر ساختمان انتخاب می شود نیز فردی سیاسی بدانیم.
از طرف دیگر، در کشوری مثل ایران که در آن شهرداران با رأی غیر مستقیم مردم انتخاب می شوند، احزاب هیچ وقت یک نماینده سابق مجلس را که به هر دلیلی از سیستم بیرون رانده شده وارد شورای شهر می کنند. از طرفی درست است احزاب در انتخابات شورای شهر کاندیدا معرفی می کنند، اما کاندیداهایشان افراد متخصص در امور شهری هستند نه سیاستمداران ناکام! قاعدتا کاندیداها نیزبرنامه های مشخص و عینی برای شهردار ارائه می دهند نه اینکه انتظار داشته باشند مردم با شعار «تدبیر و امید» و برنامه فوق تخصصی «ندای قلبی» به آنها رأی دهند!
همچنین در هیچ کجای دنیا هیچ حزب سیاسی با کسب ۲۷درصد از کرسی های موجود، احساس برنده شدن ندارد که برای انتخاب شهردار نسخه بپیچند. بماند که دو نفر از سه منتخبین شورای پنجم که در لیست امید نیز حضور داشتند عمده آرایشان خارج از جامعه ای بوده که تنها به لیست رأی داده اند.
خوب است کسانی که امروز مدعی بینش سیاسی هستند، و شهردار رشت را به فقدان بینش سیاسی متهم می کنند، به چند سوال پاسخ دهند. بر اساس کدام بینش سیاسی لیست امید را با آن ترکیب ناکارآمد که شکستش برای «ننه جون» یکی از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ قابل پیش بینی بود وارد کارزار انتخاباتی کردند؟
کدام پیش بینی سیاسی حکم می کرد که برخلاف پیش بینی و مشاوره حداقل دو جامعه شناس، کارآموزان حزب های نوپا و ناشناخته برای جامعه در لیست قرار بگیرند.
کدام بینش سیاسی ایجاب می کرد عضو به اصطلاح اصلاح طلب هیأت نظارت شهرستان بر اساس اینکه کدام کاندیدای رأی آور در صورت انتخاب به او به عنوان شهردار منتخب رأی نخواهند داد، پرونده کاندیداها را بررسی کند؟ چرا چنین افرادی مثل کبک سر خود را در برف فرو کردند و امروز با ژست اصلاح طلبی مدعی بینش سیاسی هستند!
حال بگذارید ما پاسخی به این پرسش ها بدهیم. اگر بینش سیاسی آگاهانه بر موج اصلاح طلبان سوار شدن است، نه، ثابت قدم بینش سیاسی ندارد. او عوام فریب نیست. چون فرد عوام فریب با صراحت بیگانه است. حتی اگر صراحتش، به ضررش تمام شود. این تعریف از بینش سیاسی را نمی توان و نباید از محاسن تجربه مدیریتی دانست، چون از اولین اصل تجربه مدیریتی، صداقت و اخلاق است با منظر اقتصاد شهری که آقای ثابت قدم در ادبیات مدیریت شهری رشت جاری کرده است.
اصلاح طلبان مدعی هستند رأی مردم رشت به روحانی نشان داد که مردم رشت اصلاح طلبان را می خواهند. این گزاره درست است اما همه حقیقت نیست. مردم رشت با رأی ندادن به لیست امید نشان دادند برنامه های اصلاح طلبان برای مدیریت شهری را نمی پسندند، چون با ندای قلبی نمی توان شهر را اداره کرد.
بهتر است اصلاح طلبان یاد بگیرند که قرار نیست یک کلید به همه قفل ها بخورد و برای بودن قرار نیست کلیدی بسازیم که همه قفل ها را باز کند. بلکه هر قفلی یک کلید را باز می کند. مدعیان بینش سیاسی بد نیست بدانند که تحزب به معنای این نیست که اگر مردم به شما رأی نداند، به انتخاب مردم ایراد بگیرید. بلکه باید ایجاد ساختار آن را پیدا کنید نه مردم. اینکه مردم به موج احساسات جوانان سوار نشده ند و به شما رأی نداده اند اشکال آنها نیست. به نظر می رسد شما در تعریف مساله برای خود دچار مشکل بوده اید. مساله مردم را آرای درون حزبی احزاب فاقد هویت جمعی تعیین نمی کند. سخن به درازا کشید و ناگفته بسیار است. این بحث را در مقالی دیگر پی می گیریم، برای سوال اول، از تشکلی به عنوان نمونه استفاده می کنیم که لیدرش به عنوان یکی از چهره های برجسته اصلاح طلبان گیلان از ظرفیت انتقادپذیری قابل مقبولی برخوردار است و حضورش در این مثال را به نقد شخص خود تعبیر نمی کند، ان شا لله! چند درصد مردم رشت کانون فرهنگیان گیلان را به عنوان یکی از تشکل های اصلاح طلب می شناختند؟ چطور تشکلی با این میزان شهرت، محبوبیت و مقبولیت می تواند مدعی نمایندگی مطالبات مردم باشد؟ آیا شکست لیست امید پاسخ منفی روشنی به این توهم نبود؟
و سوال اساسی تر این که آیا اصلا اصلاح طلبان مسأله جامعه را درست فهمیده اند؟ پاسخ به این سؤالات را نه با بینش سیاسی اصلاح طلبان پیروز ۲۷ درصدی، بلکه با عقل سلیم در آینده پی خواهیم گرفت.

رضا پاینده

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share