تهدیدهای ضدتوسعه و فرصت های عقلانیت و توسعه

تفکری که قهرمان‌سازی می‌کند، تفکری که قهرمانش را می‌سوزاند

مسیری که تیم سپیدرود رشت در فصل‌ جاری طی کرد تا توانست برای اولین بار به لیگ برتر فوتبال کشور صعود کند، درس‌های زیادی برای شهروندان و به ویژه مدیران رشت دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، سپیدرود، نه مثل تیم‌های کرمانی پول داشت و نه مثل بعضی تیم‌ها در سال‌های ماضی، افراد پرنفوذ فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ پشتش بودند. در عوض سپیدرود چیزهایی را داشت که شاید بسیار از تیم‌ها حسرتش را می خورند. اول از همه اینکه سپیدرود، از تیم‌های ریشه‌درا فوتبال کشور است که بیش از چهار دهه در فوتبال ایران حضور داشته. تماشاگران پرشور سپیدرود دومین عامل موفقیت این تیم بودند که واقعا تحت هر شرایطی پشت تیم ماندند، چه زمانی که تیم در دسته دوم برای ماندن دست و پا می‌زد، چه زمانی که ۲۵ هزار هوادار یک‌صدا این تیم را در ورزشگاه عضوی تشویق می‌کردند.

اما داستان سپیدرود در این فصل با موضوع مدیریت شهری و توسعه رشت گره خورد؛ آنجا که وقتی مالکان (مالک بودند؟) این تیم از مدیریت تیم ناتوان ماندند و تیم در اختیار هیات فوتبال رشت قرار گرفت، شهردار رشت که در اول فصل تمایلش را برای خرید این تیم مردمی اعلام کرده بود، بار دیگر در لایحه‌ای که حمایت تعدادی از اعضای شورا را ینز پشت خود داشت خواستار آن شد که شهرداری این تیم را در اختیار بگیرد. در آن مقطع بعضی‌ها تجربه ناموفق تیمداری شهرداری در سال‌های نه چندان دور را یادآوری کردند، زمانی که زنده‌یاد ناصر حجازی هدایت فنی تیم استقلال شهرداری رشت را برعهده داشت. پاسخ شهردار رشت در مقابل این سوال نشان از برنامه هدفمند شهرداری برای در اختیار گرفتن تیم سپیدرود بود. یکی از استراتژی شهرداری رشت برای توسعه، گردشگری است و برای تحقق این استراتژی، جلب اعتماد محلی و برندسازی ملی و بین‌المللی اهمیت دارد. سپیدرود زمانی که به لیک دسته اول صعود کرد، این پتانسیل را دارا شد که در برندسازی رشت در سطح ملی نقش‌آفرین باشد، و در واقع سپیدرود در خدمت توسعه رشت دربیاید. سپیدرود بخش مهمی از هویت چهار دهه اخیر رشت بوده و برنامه شهرداری برای توسعه رشت در چارچوب عقلانیت بازیابی و بازآفرینی هویت شهر تعریف شده که مصادیق آن را در دو سال اخیر دیدیم.

در آن مقطع اقلیت ضدتوسعه در شورای شهر رشت، شهردار رشت را متهم کردند که برای حمایت از سپیدرود اهداف انتخاباتی دارد. مغرض‌ترین مخالف نیز دایما می‌گفت که یک سال قبل دکتر ثابت‌قدم در ابتدای ورود به شهرداری با تیم‌داری مخالف بود، حالا چرا قصد خرید تیم را دارد.

پاسخ روشن بود. شهردار رشت هنوز هم با تیم‌داری با هدف صرف تیمداری توسط شهرداری مخالف است. در ابتدای ورود او به شهرداری نیز هنوز استراتژی توسعه شهر و لزوم برندسازی به صورت برنامه‌ای جامع تدوین نشده بود. از طرفی شهردار که قصد شرکت در انتخابات را ندارد که بخواهد از خرید تیم سپیدرود اهداف انتخاباتی داشته باشد. جالب آنکه یکی دو نفر از اقلیت ضدتوسعه قبلا عضو هیات مدیره باشگاه سپیدرود رشت بودند و طبیعتا آنها بیشتر می‌توانستند اهداف انتخاباتی داشته باشند.

به هر روی به رغم مخالفت شورای شهر با خرید سپیدرود، شهردار به حمایت هایی از این تیم در چارچوب قانون ادامه داد تا ثابت کند برای حمایت از این تیم ایده دارد و به دنبال بهره‌برداری شخصی نیست. برخلاف اقلیت ضدتوسعه‌ای که نشان داد در تصمیمات‌شان مصداق تمام قراین ضرب‌المثل هستند که «دیگی که برای من نجوشد تویش سر سگ بجوشد.»

شاید چند ماه دیگر که فضای انتخاباتی شهر آرام شد فرصتی دست دهد و مشخص شود شهرداری چه کمک‌هایی به سپیدرود کرده و اتفاقی نبوده که بازیکنان این تیم در مصاحبه‌هایشان همواره از مجموعه شهرداری تشکر می‌کنند.

در گفتمان عقلانیت و توسعه، شهر قهرمان می‌خواهد، قهرمانانی مثل بازیکنان و کادر فنی سپیدرود که برای رشت برندسازی کنند و در بلندمدت نتیجه این فعل و انفعالات سرمایه و گردشگر را به شهر بکشاند.

در گفتمان عقلانیت و توسعه، وقتی قرار است هویت فرهنگی ورزشی شهر در قالب یک تیم احیا شود، قهرمانان در درجه اول اعضای تیم و در درجه‌ی دوم تمام هواداران و شهروندان می‌شوند. چون هدف، ارتقای سطح زندگی شهر و همه شهروندان است نه عده‌ای خاص که حتی حاضرند با چشم خود شاهد نابودی هویت شهر باشند، اما خود نقش قهرمان پوشالی بازی‌هیا سیاسی را ایفا کنند.

نه اینکه یک عضو شورا در بین تماشاگران سپیدرود داستان‌های قهرمانانه از خودش تعریف کند و بگوید من؟ رای من؟ رای من از سپیدرود است فقط سپیدرود!

تفکر ضدتوسعه برای منافع شخصی، ‌برای اینکه دایما روی سرخط خبرها باشد قهرمان ورزی می‌کند؛ گوربابای شهر، اگر من قهرمانش نباشم! گوربابای تیم اگر مردم فکر نکنند من ناجی تیم هستم.

تفکر عقلانیت و توسعه دقیقا در مقابل چنین تفکری قرار می‌گیرد که اصولا با استراتژی،‌ سیاستگذاری و برنامه محوری مخالف است. با برندسازی مخالف است، چون قدرت درک منافعش برای شهر را ندارد. قهرمانان را می سوزاند، اگر در جهت منافع شخصی اش نباشد.

Share