غضنفر احمدی نژاد در شورای شهر چه می‌کند؟

چگونه ممکن است احمدی نژادی کوچک، دیگرانی را با سابقه ای روشن از تفکرات و عمل به مصادیق مشخص اصلاحات متهم به طرفداری از آن راه و روش انحرافی نماید؟

احمدی نژاد بیش ازآنکه یک نام در تاریخ معاصر ما باشد به یک مفهوم سیاسی همه فهم و به دور از کلمات قلنبه و سلنبه علوم اجتماعی در فرهنگ سیاسی ایران مبدل شده است.
در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بعد از چهار سال موانست مردم با این پدیده ناشناخته،امکان ارزیابی و شناخت ابعاد ان را پیدا کردند و در شعارهای خیابان های آن روز در سراسر کشور احمدی نژاد را با واژگان زیر دوباره بازخوانی می‌نمودند.
دروغ بیشترین تکرار را برای معرفی او داشت و بارزترین شناسه ی او، دروغ های حیرت آور و واضح، از کوچکترین مطالب تا در سطح بین المللی.
حریم دری و بی شرمی بی حد و حصر، دیگر مشخصه ی او بود، هوچیگری و افترا دایمی فساد به بزرگان و بنیان گذاران انقلاب استراتژی اساسی او، هنگامی که در آن مناظره معروف با بگم بگم های خود چهره نجیب طرف مقابل را به حیرت و لکنت زبان و چیز چیز انداخته بود، فراموش ناشدنی است.از قرار معلوم او جیبی داشت پر از فهرست دزدان و غارتگران، تا بدانجا که انگار در کشور نه نهاد قضایی وجود دارد و نه انواع سازمان های بازرسی و تنها اوست که پرونده های نهان و آشکار دیگران را باید افشا کند و آبروها را بریزد، کاری که هرگز از عهده‌ی انجامش بر نیامد و عیان شد مارها در آستینش بودند و نه در گریبانش.نهایت از مانه نشان داد که از معاون اول او تا دیگر اعوان و انصارش چگونه کشور را به یغما بردند و به روز سیاه نشاندند و فی الحال یا در زندانند و یا تحت تعقیب، آنچنانکه لکه حیضی شدند که هیچکس از فرط خرابی های کار جرات قرابت به آن جماعت را ندارد.
عداوت و وهن یکسره هنرمندان تا روشنفکران در پوشش عوامی گری کار روزانه اش بود. به هم طبقه بودن با کم سوادان و محرومان تظاهر میکرد، تا جاییکه بخش مهمی از طبقه متوسط آگاه اجتماعی را خس و خاشاک نامید و آن هنرمند ماندگار آواز ایران نیز به درستی به سخره گرفتش و اعلام نمود آری ما خس و خاشاکیم.
اخلاق را ملعبه ای قرارداد و خود را چنان در حد تقدیس و هاله نور به پیش برد که مضحک ترین نمایش تاریخ سیاسی ایران را به روی پرده برد و آش را آنچنان شور کرد که ناچار از هر وسیله ای در پی انکار و تکذیب آن کمدی برآمد، اما در عصر رسانه ها و اینترنت، آب رفته را نمی توان به جو باز گرداند. آقای هاله نور از مردم چه میخواست، قطعا به دنبال اظهار پاکی و زهد خود و سیاه نمایی هر آنکس و جریانی بود که در مقابل افکار موهوم او، نه به زبان عوامانه بلکه به کلام دانش روز سخن می‌گفتند.
عقلانیت در مسلک او ماوایی نداشت، به شدت دچار توهم دانایی بود و در میان شلوغی‎ها و تجمعات مردمی، از خود بیخود میشد، و عنان از کف میداد. گاهی شماره تلفن وزرا را برای تماس مستقیم مردم با آنان میداد، گاهی ادعای مدیریت جهان را اعلام میکرد، و گاه یک عمل به غایت غیردیپلماتیک که حیرت همگان را بر می انگیخت مثل در آغوش کشیدن مادر چاوز. شهرها را به انبار های بزرگی از نامه های بی ثمر به خود تبدیل کرد. در دیدارهای شهرستانی با مردم همچون کودکان مدارس ابتدایی سخنرانی میکرد وشعارهای نخ نمای کی خسته شد و… که یادآوری آن هم روح آدمی را می آزارد.
لباس معروفی داشت تا تیپ های رسمی و دیپلماتیک و شیک پوشی را خوار و خفیف کند. سوار موتور میشد وب ه بهانه مبارزه با اشرافیگری تمام اطرافیان خود را بی مهابا تا دورترین نقاط کشور به منصب رسانید و در این زمینه هیچ گونه ملاحظه و مراعاتی بخرج نداد.
التفاتی به اعداد و ارقام، حساب و کتاب، ردیف های بودجه، نرخ تورم و شاخص های اقتصادی نداشت،چنانکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور را دشمن درجه یک خود دانست و دستور انحلال آن را صادر نمود و در عوض با پدیده ای بنام سفرهای استانی گاهی تا هفتصد مصوبه بی برنامه را تهیه و کوزه های بی دم و دسته بسیار ساخت و رفت.
خصیصه های حیات سیاسی احمدی نژاد را در چند واژه میتوان برگزید: دروغ، گستاخی، افشاگری، هوچیگری، برنامه گریزی، اطرافیان ناخلف،ایجاد التهابات مداوم داخلی و خارجی،مخالفت با تمامی نهادهای نظارتی و قانونگذاری رسمی،اضمحلال معیشت مردم با تورم نزدیک به ۴۰ درصدی و شعارهای حمایت از محرومان با بینوا پروری و واریز مستقیم پول به حساب آنان، تضعیف تا مرز انحطاط طبقه متوسط و همگانی کردن فقر،عوامی گری وبه کارگیری پوپولیسم به معنای تام وتمام، استفاده از ادبیات مبتذل و شرم آوردر محاورات سیاسی.کسی که چشمانشقادر به دیدن روشنایی و خیرخواهی دیگران نبود و قبله آمالش ونزوئلا،آن کشور ثروتمندی که به دست بی خردترین حاکمان خود تا به اینک در فقر و گرسنگی روزهای آخر نابودی خود را از سر میگذرانند.
با این همه چرا این همه خواهان و خریدار داشت؟ احمدی نژاد نشانه بالینی یک بیماری تاریخی سیاسی و اجتماعی مردم ماست همان گونه که هنوز پرونده احمدی نژادها بسته نشده. احمدی نژاد یک فرد نبود بلکه یک روش و رویکرد است.روندی که در جمع رسمی و غیررسمی از جمله شوراهای شهر نیز میتواند مصداق و گواهی کامل داشته و درشورای شهر آینده نیز با قدرت بیشتری حضور یابد.
مرحوم آقای حمداله خوش اخلاق دبیر ریاضی نامدار این شهرکه همه پزشکان و مهندسان و نام آوران رشت کنونی اورا بیاد دارند، همواره روی تخته سیاه مدرسه بهشتی (شاهپور سابق )می نوشت “ادعا + عمل مساوی است با مقداری ثابت ” یعنی اگر ادعا بالا برود عمل کم میشود و اگر عمل بالا برود،ادعا کم میشود.
مدعیان همیشگی نبرد با فساد و افشاگران دایمی در شوراهای شهر که تاکنون نیز همچون سلف ناصالح خود لقمه دندان گیری نداشته و مدرکی به سازمان های بازرسی و قضایی ارایه ننموده و فقط افکار عوام الناس را نشانه می گیرند، از جان شهروندان چه می‌خواهند؟جنگ و دعوای مداوم آنان در شورای چهارم، هم مایه روسیاهی سایر اعضای شورا بوده که بارها از این قاعده اعلام برائت نمودند و هم مردم را متضرر نموده و سیگنال های ناامنی و وجود اختلاف در بین مسئولان شهررابه سرمایه گذاران داده و عامل استیصال بیشتر در این شهر آشوب زده و عقب نگه داشته، گردیدند.
شورای شهر باید نقش سیاست گذاری و نظارتی خود را با قوت تمام انجام دهد، آنچنانکه هیچ شهرداری مجال سرپیچی و عدم پاسخگویی را نداشته باشد. چه کسی مخالف حساب کشیدن و بررسی تا به آخر همه پرونده های شهرداری از مجاری تعریف شده قانونی است؟ اما کشاندن فاکتور هزینه زایمان همسر شهردار رشت به مبلغ دویست هزار تومان به مطبوعات و صحن علنی شورا،در شهرداری شهری با بودجه بیش از ۹۰۰ میلیارد تومان،نظارت بر امور شهرداری است؟
با همان سبک و سیاق احمدی نژادی از جمله، سیاه نمایی و هوچیگری های دایمی و ایجاد التهابات مداوم، نشانه گیری آبرو و حیثیت مردم و مسئولان، فحاشی و تهدید که جز خسران و سیر قهقرایی ثمر دیگری برای شهر و شهروندان ندارد، با کمال تعجب مدعی اصلاحات هم میشوند. اگر اصلاحات در هر سطحی موید چنین اقدامهای عوامانه ای باشد، فاش میگویم من کافر به اصلاحات هستم که میدانم دامن اصلاحات و اصلاح طلبان، پاک و منزه از چنین رفتارهای غیراخلاقی است.
اصلاحات، یعنی تفکر و عقلانیت، ادب و احترام، اخلاق مداری، کتاب خوانی،توجه به هنر، فیلم، موسیقی ، شعر و ادبیات، اصلاحات یعنی تعامل، استفاده از واژه های بجا و درست، کنترل احساساتو دوری از ناسزاگویی و اتهامات پی درپی، کتمان نیکی ها و سوابق جنگ و جبهه خود و گرامی داشتن دیگر رزمندگان و جانبازان، اصلاحات یعنی قانون مداری و ارایه مدارک و مستندات جرایم و تخلفات به نهادهای نظارتی و قضایی و اطلاعاتی و دوری از تخریب افکار عمومی و کاهش اعتماد به نظام، اصلاحات یعنی تدارک نقد های اساسی و فنی و انعکاس آن در مطبوعات و افکار عمومی، اصلاحات یعنی کاشتن بذر امید در دل مردم، اصلاحات یعنی حفظ نظام و آرامش مردم، اصلاحات یعنی…
اینک چگونه ممکن است احمدی نژادی کوچک، دیگرانی را با سابقه ای روشن از تفکرات و عمل به مصادیق مشخص اصلاحات متهم به طرفداری از آن راه و روش انحرافی نماید؟ همه گذشته و اعتبار و آبروی فردی را بدون شنیدن حداقل دلیل طرف مقابل برای کاری که مسولیتی متوجه اش نبوده و همان موقع نیز اعلام برائت نموده، را بی مهابا به بازی می‌گیرید و خود را دلسوز مردم و شهروندان می دانید؟
البته اگر به اصلاح احمدی نژاد امیدی هست یا بوده که از جریانات گذشته ذره ای درس میگرفت با دار و دسته خود همچنان آوای تحریم انتخابات را مستقیما و غیرمستقیم سر نمیداد که با گستاخی همیشگی به صراحت میگوید از هیچ کسی حمایت نمیکند و به ذهن متبادر میشود که انتخابات برای او بی معنی است، پس به اصلاح این کوتاه قامتان سیاسی نیز میشد امیدوار بود که البته امیدی است واهی.
کسی که در عمر سیاسی خود نه کتاب میشناسد، نه قلم، نه از فرهنگ، نه هنر و نه از اخلاق چیزی میداند ونه از حساب و اعداد و ارقام وبودجه و نه تاکنون طرحی بنام خود ثبت کرده و نه سرمایه گذاری به شهر آورده و جز به تخریب، افشاگری، خشم و هیاهو اثری از خود بجا نگذاشته، چگونه چشمداشت گوش شنوا و بازسازی و مرمت روش های موجود را باید داشته باشیم.
در این شرایط اصلاحات مارادونا را رها کند و غضنفر را بچسبد که به خودی ها گل نزند.

مومن صالحی

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share