سوگ سراوان؛ بیاییم اصلاح را از همین امروز در خودمان آغاز کنیم

یش از ۳۰ سال است که منطقه جنگلی سراوان که قرار بود به‌صورت موقت به‌عنوان مرکز دفن زباله استفاده شود به منطقه‌ای دائمی برای دفن زباله‌های شهری، صنعتی و بیمارستانی شهرهای رشت، خشکبیجار، خمام و لشت‌نشا تبدیل شده است.

منظره ای سخت اسف انگیز، منظره ی کوهستان سرسبز و خرمی که تبدیل به تپه های مشمئز کننده‌ی زباله گردیده است و سخت شرم آور می شود آنگاه که می اندیشیم به دستان خویش سرمایه های ملی مان را به باد فنا می دهیم و در عوض انواع سرطانها و بیماری های لاعلاج را به برای خویشتن و همشهریانمان به ارمغان می آریم!
آیا نه مگر اینکه بر اساس یکی از اصول قانون اساسی جنگلها یکی از منابع ثروت ملی و همگانی هستند و لاجرم حفظ و حراست از این سرمایه وظیفه‌ی تخطی ناپذیر فرد فرد شهروندان؟
بی پرده بگویم سخن از منطقه‌ی جنگلی سراوان است و طبیعت بکر و بی بدیل آن و بیماری خطرناکی که به سبب بی توجهی ما شهروندان دامنگیر این جاذبه‌ی گردشگری استان گیلان و یکی از منابع ثروت ملی مان گشته است.
همگی می دانیم این منطقه‌ی سرسبز و مطرا سالهاست محل دفن غیر استاندارد و غیر بهداشتی زباله گردیده است و محل سکونت و تخم ریزی بیماری زا ترین جانوران و حشرات به گونه ای که چندی پیش مردمان محلی ساکن خطه ی سروان از هجوم نابهنگام لشکر پشه و مگس به جان آمده اند و در دسته های چند صد نفری مقابل ماشین های حمل زباله ایستاده اند تا ازین عمل جلوگیری کنند.
چرا و به چه علت استانی که بالاترین سرانه تولید زباله را در کل کشور داراست باید به سبب مدیریت ناکارآمد پسماند شهری و کمبود بودجه برای تخصیص امکانات و خرید دستگاه زباله سوز با همه زیبایی های طبیعیش رفته رفته در رده‎ی نخست آلوده ترین استانهای کشور قرار گیرد.
چرا اقدام اشتباه یک شهردار رشت در دپوى زباله در سراوان در ٣ دهه پیش که در دوره نمایندگى مجلس کنار همکارانش نیز فقط واگذارى کارخانجات رشت را به نظاره نشستند باید امروز جان عزیزانمان را بواسطه گسترش سرطان بگیرد؟!
آیا حتما می‌بایست آنقدر دست روی دست گذارده و بنشینیم تا اینچنین فجایای زیست محیطی و جنایاتی که بر علیه طبیعت می شود زمینه ساز بروز فاجعه ای مردمی گردند و آنگاه با تحمیل هزینه های گزاف فریاد و فغان براریم و از این و آن مرکز و سازمان و نهاد گلایه ساز کنیم مشکلات را به گردن یکدیگر بیاندازیم؟
قصد نگارنده نیز به هیچ وجه مسئول قلمداد کردن فلان نهاد و مرکز و موسسه نیست که در بروز هرناهنجاری زیست محیطی مجموعه ای از عوامل هستند که زنجیر وار دست به یکدیگر می دهند به دیگرسخن باید همگی ظرفیت انتقاد از خود را داشته باشیم و آنگاه روشن کنیم سهم مردم دولت و شهرداری در شکل گیری این فاجعه ی زیست محیطی یعنی دپوی غیر بهداشتی زباله در جنگل سراوان به چه میزانست آنگاه به شکلی خودجوش و مسئولانه هریک به ادای دین خویش بپردازیم و مرهمی بر این دمل به چرک نشسته بگذاریم.
نیاز به تاکید زیادی می‌بینم که فرصت هم امروزست و چه بسا اگر روزی دیگر را به رخوت و سستی بگذرانیم وقوع فجایای بیشتری را به استقبال رفته ایم.
به اهالی شریف گیلان عرض می کنم همانگونه که آگاهید سوای مسئله لندفیل سراوان(دفع غیر بهداشتی زباله) که مسئله‌ی تازه ای هم نیست کل استان گیلان تا دو سال پیش ازین ۳۱ مرکز دپوی زباله داشته که هیچکدام ازین مراکز دارای سیستم دفع بهداشتی شیرابه نبوده اند.
هیچ آیا از خود پرسیده اید این شیرابه ها به کجا می روند؟ باید بگویم که جذب آبهای سطحی و رودخانه ها و منابع آب زیر زمینی منطقه می شوند و زمینه ساز بروز طیف متنوعی از بیماری ها و سرطانها.
حالیا به چه سبب به مقوله‌ی تفکیک گسترده ی زباله ها از مبدا توجه جدی نمی کنیم و همچنان شاهد آنیم که بخش اعظم خانواده های شهری در کمال تاسف به مقوله‌ی تفکیک زباله ها بی توجهند.
آیا این مسئله آنقدر حائز اهمیت نیست تا به راه اندازی یک سایت زباله سوز در حد استانداردهای بین المللی بیاندیشم تا بلکه مرهمی برای این زخم ناسور که خود ایجاد کرده ایم فراهم سازیم؟
از دولت محترم سئوال می کنم به چه سبب برای حل این معضل بسترسازی های جدی برای ورود شرکتهای خارجی که متخصص در راه اندازی تصفیه خانه های شیرابه هستند و به سبب جغرافیای مشابه مشکلاتی ازین دست را تجربه کرده اند بسان ژاپن یا برخی از کشورهای اروپایی نمی پردازد از دولت محترم خواهشمندم تا این سرمایه‌ی ملی بر باد نرفته مسئله ی سراوان را به عنوان مسئله ی ملی مطرح نماید و برای حل ریشه ای این مسئله از ردیف بودجه ی کلانشهر های وزارت کشور سرمایه گذاری لازم را به عمل آورد.
و از مسئولان دلسوز محلی و اعضای محترم شورای شهر تقاضا دارم با استفاده از ظرفیت شورای عالی استانها مسئله ی لندفیل جنگل سراوان را در لیست اولویتهای پیگری در شورای شهر آتی قرار دهند
بیش از ۳۰ سال است که منطقه جنگلی سراوان که قرار بود به‌صورت موقت به‌عنوان مرکز دفن زباله استفاده شود به منطقه‌ای دائمی برای دفن زباله‌های شهری، صنعتی و بیمارستانی شهرهای رشت، خشکبیجار، خمام و لشت‌نشا تبدیل شده است.
دفن زباله در این مدت سبب مشکلات زیست محیطی فراوان برای روستاهای همجوار و همچنین چنانکه پیشتر گفته شد آلودگی منابع آب همچون رودخانه های زرجوب و گوهر رود و تالاب انزلی شده است و آیا جا ندارد که خون گریه کنیم آنگاه که دانسته باشیم منطقه جنگلی سراوان دارای یکی از نادرترین و کم نظیر ترین پوششهای گیاهی و جانوری نه تنها در کشور بلکه در تمامی جهانست.

اگر پای متهم کردن و از سر خود باز کردن در میان باشد می توان حتی به حق به نکات زیادی اشاره کرد.
به بی برنامگی و اشفتگی در منابع تصمیم گیر در مدیریت شهری، به عدم توجه مکفی شهرداران به حل مسئله، به کم توجهى نمایندگان ادوار مجلس به حل ریشه ای این معضل عظیم.
آری تمام این مسائل در جای خود امریست و نیاز به تحقیق و تدقیق دارد ولی هیچکدام ازین موارد ناقض آن حقیقت بزرگتر نیست که عبارست از بی لیاقتی جمعی ما شهرنشینان رشت در حفظ و پاسداشت این این ثروت بی جایگزین خدادادی است.

بیاییم اصلاح را از همین امروز در خودمان آغاز کنیم.

هلن حقدوست – مدرس دانشگاه