برای نرفتن به سرزمین‌های اشغالی تحت فشار نبودم | پدرم می‌خواست به پرسپولیس بروم

وینگر ایرانی آلکمار درباره موضوعات پشت پرده خود از جمله همراهی نکردن تیمش در یک بازی در لیگ اروپا و احتمال پیوستن به پرسپولیس به صحبت پرداخت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از ایسنا، علیرضا جهانبخش و رضا قوچان نژاد، دو مهاجم ایرانی در لیگ هلند عملکرد خوبی از خود نشان دادند و توانستند تاثیر بالایی در تیم‌شان داشته باشند.

هر چند قوچان‌نژاد سابقه بیش‌تری برای بازی در فوتبال هلند دارد، ولی جهانبخش شروع خیلی خوبی داشت.  او محصول خیابانی در ایران است و وقتی به هلند رفت تا فوتبال بازی کند، باید پدرش را راضی می‌کرد تا بدبینی نسبت به فوتبالی شدن را از بین ببرد.

این دو بازیکن ایرانی در کنار هم با نشریه هلندی به صحبت پرداختند. هر دوی این بازیکنان نام خانوادگی سختی برای تلفظ دارند. هر چند که باید  گفت‌ که نام خانوادگی قوچان‌نژاد نسبت به جهانبخش سخت‌تر است.

علیرضا جهانبخش در شهر قزوین رشد کرد. پدرش در کارخانه دوچرخه‌سازی کار می‌کرد. او درباره دوران کودکی خود، گفت‌: خاطرات من مربوط به شهر قزوین است. من در آن جا بزرگ شده‌ام و پدرم در یک کارخانه دوچرخه‌سازی کار می‌کرد. چیزی که در هلند زیاد است، یعنی دوچرخه‌. مادر من خانه‌دار بود و خارج از خانه کار نمی‌کرد و من فرزند وسط خانواده‌ هستم.

قوچان‌نژاد نیز درباره گذشته‌اش در ایران، گفت‌: من خاطرات زیادی از دوران کودکی‌ام دارم. همیشه با کفش کتانی در کوچه و خیابان فوتبال بازی می‌کردم. وقتی مادرم من را به سوپر مارکت می‌فرستاد تا خرید کنم، برای خودم هم توپ می‌خریدم و فوتبال بازی می‌کردم. مادرم مجبور بود یکی، دو ساعت منتظرم بماند تا به خانه برسم و من در این مدت فوتبال بازی می‌کردم. ما در یک خانواده‌ با طبقه اجتماعی متوسط رشد کردیم و در آن جا رقابت‌های فوتبال را با هم‌سالان خودم پیگیری می‌کردم. وقتی ۱۲ – ۱۰ سال سن داشتم با بچه‌های ۲۰ – ۱۹ ساله فوتبال بازی می‌کردم.

یکی از اتفاقات جالبی که در سال گذشته فوتبال هلند هم‌گروهی الکمار با تیم رژیم صهیونیستی بود، جایی که علیرضا جهانبخش تیمش را همراهی نکرد. ایران، سرزمین‌های اشغالی را به رسمیت نمی‌شناسد و سفری نیز از ایران به سرزمین‌های اشغالی صورت نمی‌گیرد.

جهانبخش نیز این موضوع را تایید می‌کند و عنوان کرد: بله. هیچ تماسی از سوی سفارت ایران در هلند با باشگاه آلکمار صورت نگرفت. من وقتی درباره ایران قضاوت نادرستی صورت می‌گیرد ناراحت می‌شوم. متاسفانه مردم ایران را بر مبنای چیزی که اخبار می‌شنوند قضاوت و باور می‌کنند. من نمی‌گویم که همه این اخبار اشتباه است، بعضی اوقات اخبار درست است، ولی چیزهای زیادی است که درباره ایران گفته می‌شود و درست نیست. مردم باید به کشورم بروند و ببینند فرهنگ ایران واقعی چیست.

جهانبخش شیعه است ولی ترجیح می‌دهد که در خانه به عبادت بپردازد. او درباره اعتقاداتش، گفت‌: اعتقاداتم به من می‌گوید که فرد خوبی باشم و خدا را بپرستم. به افراد مستضعف کمک کنم و فرد مفید و خوبی برای خانواده‌ام باشم.

خانواده‌ جهانبخش هنوز در ایران زندگی می‌کنند و برای او از اهمیت زیادی برخوردارند. سال گذشته بود که او متوجه شد که مادرش تومور مغزی دارد، جایی که جهانبخش در چند بازی تیمش را همراهی نکرد و به هانوفر آلمان رفت تا با مجید سمیعی، جراح ایرانی ملاقات داشته باشد و مادرش در آن جا درمان شود. او بهترین دکتر را برای مادرش انتخاب کرد.

علیرضا جهانبخش ۲۳ ساله برای داماش ایران بازی کرده است. در سال ۲۰۱۳ او به نایمخن پیوست و در سال ۲۰۱۵ به آلکمار پیوست و در این تیم بازی کرد. او وقتی ۱۴ سال سن داشت قزوین را ترک کرد، جایی که ۳۸۰ هزار نفر جمعیت دارد و به تهران رفت؛ شهری که ۹ میلیون نفر جمعیت دارد و به جوانان داماش پیوست. او گفت‌: برای خانواده‌ام سخت بود ولی من در ۱۹ سالگی ایران را ترک کردم و به هلند رفتم. آن هم وقتی که یک کلمه انگلیسی بلد نبودم.

پدر جهانبخش تلاش کرد تا پسرش را قانع کند تا به پرسپولیس برود. پدر او طرفدار تیم پرسپولیس بود و وقتی فهمید که این باشگاه به پسرش علاقه دارد تلاش کرد تا علیرضا را قانع کند به این تیم برود. او در این باره گفت‌: پدرم آرزو داشت من را در لباس پرسپولیس ببیند و من در آن جا بازی کنم، ولی من به او گفتم که می‌خواهم به اروپا بروم و در آن جا بازی کنم. با مهدوی کیا درباره این موضوع صحبت کردم. او به من گفت‌ فقط همین کار را انجام بده. ماه‌های اول حضورم در اروپا بسیار سخت سپری شد. صحبت کردن بسیار برایم سخت بود و در هتل تنها بودم.

جهانبخش در پایان درباره مساله ورود زنان به ورزشگاه‌ها در ایران، گفت‌: فکر می‌کنم که این مساله در حال تغییر کردن است و زنان هم در ایران کم کم می‌توانند به ورزشگاه‌ها بروند. اگر این مساله به خوبی سازماندهی شود خیلی خوب می‌شود. این که تمام خانواده‌ فوتبالیست‌ها به ورزشگاه‌ها بروند باعث افتخار و غرور بازیکنان می‌شود.

Share