روحانی فکر می‌کرد کلیدش سحرآمیز است | جام اخلاق را به مرحوم هاشمی دادم

سرمربی تیم فوتبال ملوان بندرانزلی گفت: مهم نیست هرچیزی که به من بچسبانند اهمیتی ندارد. دیگر آنهایی که در این فوتبال هستند من را می شناسند. نمی توانم جانماز آب بکشم. کسی نمی تواند چهره من را در این فوتبال عوض کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از کاپ، سرمربی تیم فوتبال ملوان بندرانزلی گفت: مهم نیست هرچیزی که به من بچسبانند اهمیتی ندارد. دیگر آنهایی که در این فوتبال هستند من را می شناسند. نمی توانم جانماز آب بکشم. کسی نمی تواند چهره من را در این فوتبال عوض کند.
تیم فوتبال ملوان بندر انزلی سال کم افت و خیزی را پشت سر گذاشت. آنها که در این سال طعم سقوط به دسته پایین تر را چشیده بودند پس از روی کار آمدند محمد مایلی کهن امیدوار شدند که بار دیگر به لیگ برتر صعود کنند.
ملوان برخلاف انتظارات و در حالی که بودجه کمی را در اختیار داشت امتیازات باارزشی را جمع آوری کرد و حالا به عنوان یک مدعی جدی برای صعود محسوب می شود.
محمد مایلی کهن البته برخلاف تیمش روزهای پرافت و خیزی را در این سال پشت سر گذاشت. تلاش او برای تغییر فضای حاکم بر سکوهای ورزشگاه پیر شهر انزلی گاها به جنجال هایی منتج شد اما وی که ثابت کرده در مسیر خود اهل کوتاه آمدن نیست همچنان به مبارزه مشغول است.
سرمربی نام آشنای ملوان که به رک گویی و داشتن زبانی سرخ شهره است در آخرین روزهای سال ۹۵، پیرامون مسایل مختلف از فوتبال تا هنر و سیاست صحبت کرده است که متن این گفت وگو را در زیر می خوانید:

بازی بارسلونا و پاریسن ژرمن اجازه نداد پلک بزنم
همه به من می گویند بازی اخیر بارسلونا و پاریسن ژرمن را دیدی؟ من در جواب می گویم بازی ندیدم بلکه یک نمایش هنری و جوانمردانه دیدم. اوج انسانیت و شرافت را دیدم. من اوج محبت و گذشت را دیدم. من اوج احترام را دیدم. واقعا فراتر از هنر بود. زمین، تماشاگر، بازیکن و مربی همه بی نظیر بودند. این نبود که در زمین دنبال شلوغ بازی باشند. به نظر من آنها در مسایل مذهبی خیلی از ما جلوتر هستند. آنها خیلی مسلمان تر از ما هستند. شما ببینید دین اسلام چه می گوید؟ همه این مسایل را که دین ما گفته در رفتارهای آنها مشاهده می کنیم. خدا رحمت کند مرحوم دکتر علی شریعتی را. این مرد می گوید من در اروپا اسلام را ندیدم اما عمل به اسلام را دیدم. در کشور ما خیلی جاها اسلام دیده می شود اما عمل به اسلام را نمی بینیم. خیلی ها اینجا برای آنکه به اهدافشان برسند حاضرند همه کس و همه چیز را له کنند. شما می دانید من معمولا ۱۰، ۱۱ شب می خوابم اما آن شب فوتبال این دو تیم اروپایی اجازه نداد پلک بزنم.

آقای محترم شما شرم نکردید؟
در بازی ما با نساجی دیدید که آن آقا چگونه بعد از مسابقه به سمت داور رفت. آقایی که تیمت ۲بریک برده است، دیگر برای چه این کارها را می کنی؟ آیا شرمت نمی شد؟ نمی گویم مدیرعامل چون مدیرعامل کدام کشکی است؟ همه ما اینها را خوب می شناسیم. شمایی که خودت خانواده و زن و بچه داری از آن اتفاقات و آن رفتارها شرمت نشد؟ شرم نکردی از آن همه فحاشی؟ آن روز حرف های رکیکی از روی سکوها به گوش رسید که در شأن حیوانات هم نبود.حیوانات هم اینگونه با هم نوع خود رفتار نمی کنند. من اهل غلو نیستم. برنده شدن به چه بهایی؟

گفتم این بچه من است، نباید به او توهین کنید!
دو تیم ملوان و نساجی آن روز داخل زمین هیچ مشکلی با هم نداشتند. مرد و مردانه بازی کردند اما اتفاقات بیرونی واقعا تاسف بار بود. روز قبل از بازی اتفاقاتی افتاد که شما می توانید از آقای رامشگر بپرسید. ایشان یکی از زحمتکشان قائمشهر است. ما به محل تمرین مان رفتیم تعدادی تماشاگر – ۵، ۶ نفر به آن محل آمدند و الفاظ زشتی را علیه ایمان صادقی دروازه بان ما به کار بردند. من نزد آنها رفتم و خواستم ادامه ندهم. به من گفتند که سال قبل این دروازه بان به ما توهین کرده است. گفتم آقاجان شما اگر به من توهین کنید نه اینکه سیب زمینی و بی رگ باشم اما شاید بتوانم نشنیده بگیرم اما این بازیکن بچه من است. گفتند حاج آقا ما شما را دوست داریم. گفتم شما الان جلوی روی من به بچه من توهین هایی را کردید که در شأن یک انسان نیست. حالا پارسال اتفاقی افتاده شما باید بیایید و توهین کنید؟ گفتند باید از ما معذرت خواهی کند. گفتم من از شما معذرت خواهی می کنم.

می خواستیم بازی را ادامه ندهیم
روز بازی برای لحظاتی کوتاه تماشاگران نساجی ، ملوان را تشویق کردند و همان فیلم را در اینستاگرام گذاشتند. بعد از یکی، دو دقیقه شروع کردند به سردادن بدترین و زشت ترین شعارها علیه این بنده خدا ایمان صادقی دروازه بان ما. من نمی توانم بگویم که این کار از قبل طراحی شده بوده یا نه اما آنقدر حرف ها زشت بود که تحمل آن غیرممکن. حتی آقای فتاحی آنجا بودند. به ایشان گفتم اگر اینگونه است برای من سه امتیاز اهمیتی ندارد و ما بازی نمی کنیم که ایشان گفت، شما اجازه بدهید بازی انجام شود من درستش می کنم. نهایت منجر به این شد که کاپیتان تیم آنها ایمان صادقی ما را نزد تماشاگران برد تا کوتاه بیایند. همین که به آن سمت رفتند فحاشی به خانواده صادقی اوج گرفت. بازی آغاز شد و مشکلی نبود هرچند برخی از همکاران آقای مسگر ساروی که من به ایشان ارادت دارم، شیطنت هایی را می کردند، می خواستند جو را ملتهب کنند. با هر سوتی لب خط می آمدند و شلوغ بازی می کردند. ما یک برصفر جلو بودیم و به داخل رختکن رفتیم. هنوز سوت شروع نیمه دوم را نزده بودند که یک نارنجک جلوی پای صادقی زدند که ترکش آن به چشم دروازه بان ما اصابت کرد. همانجا می خواستیم بازی را ادامه ندهیم اما گفتیم شاید مسایل دیگری به وجود بیاید.فحاشی به دروازه بان ما جای خودش اما وای از آن فحش هایی که به این انسان شریف یعنی داور مسابقه نمی دادند. واقعا چندش آور بود. مگر ما انسان نباشیم که از کنار این مسایل بی تفاوت بگذریم. روی دو صحنه هم اعتراض داشتند و می گفتند پنالتی بوده که بعدا در یک برنامه تلویزیونی مشخص شد که داور اشتباه نکرده است.

نمی توانستم خودم را کنترل کنم
بازی تمام شد و بنده برای عرض خسته نباشید به سمت داور رفتم. علی رغم اینکه ناراحت بودم از باخت مثل همه بازی ها این کار را انجام دادم. دیدم این آقای مدیرعامل زودتر از من به داور رسید و حرف های نامناسبی بر زبان آورد. جالب است که در روزنامه ها گفته من می خواستم به داور خسته نباشید بگویم. آنجا دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم. درگیری فیزیکی نبود اما به شدت عصبانی بودم.

کسی نمی تواند چهره من را عوض کند
برای من غیرقابل تصور بود که یک آدم (داور بازی) آن همه مورد هجمه قرار بگیرد و بعد هم آقایی که تیمش برده است باز به سمت داور بیاید و هجمه ها را بیشتر کند. گفته اند مایلی کهن ظرفیت باختن ندارد. مهم نیست هرچیزی که به من بچسبانند اهمیتی ندارد. دیگر آنهایی که در این فوتبال هستند من را می شناسند. نمی توانم جانماز آب بکشم. کسی نمی تواند چهره من را در این فوتبال عوض کند. هرچهره ای که داشته ام در این سال ها بروز داده ام. این همه بازی در انزلی برگزار شد و تیم من به ناحق نتوانست برنده شود و با آنکه سخت ناراحت بودم رفتم و به داورها خسته نباشید گفتم. توهین هم که شد من رفتم از داور عذرخواهی کردم. تمرین تیم را تعطیل کردم، با تماشاگران خودمان بحث کردم. شما یک نمونه بیاورید که من امسال به داوری گفته باشم که فلان صحنه پنالتی بوده و شما نگرفتید.

در آن صحنه همسترینگم پاره شد
از آنجایی که به قول شما در آن لحظات کسی نمی توانست من را بگیرد و به شدت عصبانی بودم ناگهان همسترینگم پاره شد و هنوز از ناحیه ران خونریزی دارم. بعد از یکی، دو روز عکس هم گرفتم و مشخص شد چه آسیبی دیده ام. آنجا هم که روی زمین افتادم مشکل قلبی و تنفسی نداشتم بلکه همسترینگم دچار پارگی شده بود. خودم هم می دانم که این عصبانیت ها برایم خطرناک است اما چه کار باید بکنم؟ مگر اینکه دوباره به دنیا بیایم و آدم دیگری بشوم.

حکم را می پذیرم؛ گردنم از مو باریک تر است
خبر محرومیت دو جلسه ایم را الان از شما می شنوم، هیچ اشکالی ندارد. هر تصمیمی که گرفته شده من تابع هستم و گردنم از مو باریک تر است. من آدم غیرمنطقی نیستم و همین جا می گویم علی رغم همه فشارهایی که روی من بود کارم اشتباه بود و نباید در آن لحظات آن رفتارها را انجام می دادم.

هیچ کارشناسی پیش بینی این نتایج را نمی کرد
ملوان سطح توقعات را در این فصل بالا برد. ما در شرایطی این نتایج را گرفتیم که کسی تصورش را نداشت. کارشناس ترین افراد فکر نمی کردند که این ملوان مدعی صعود شود. از قدیمی ترین طرفدار ملوان هم می پرسیدید، اگر نمی گفت که ملوان به لیگ ۲ می رود نهایتا می گفت هشتم یا نهم خواهند شد. واقعیت امر این است که ما با وجود کاهش هزینه ها نتایج بسیار خوبی گرفتیم. همه تیم ها تقویت شدند اما در نیم فصل چند بازیکن از دست دادیم. ما اکنون نسبت به نیم فصل اول تنها ۲ امتیاز کمتر گرفته ایم. از بازی های باقیمانده ۳ بازی در خانه و ۳ بازی بیرون خانه داریم. هیچ بازی ای آسان نیست اما روی کاغذ بازی های ما نسبت به رقبای مان یک مقداری آسان تر است.

رکورد ما در تاریخ ملوان بی سابقه بود
امسال رکوردی را تا اینجا به ثبت رسانده ایم که در کل تاریخ ملوان سابقه نداشته است چه قبل از انقلاب و جام تخت جمشید و چه در ادوار پس از انقلاب سابقه نداشته که ملوان در هیچ مسابقه ای در انزلی شکست نخورد. این فصل این رکورد را به دست آوردیم. این در شرایطی بود که ۷۰، ۸۰ درصد تیم تغییر کرده بود و ما یک هفته قبل از آغاز مسابقات تمرینات مان را شروع کردیم. ما خودمان هیچ وقت عنوان نکردیم که صعود می کنیم من در اولین جلسه هیات مدیره اعلام کردم که قولی نمی دهم. حتی امکان دارد تیم به لیگ دو سقوط کند.

طرفداران ملوان به ریش سفیدم احترام گذاشتند
درست است که ما یک جاهایی با برخی طرفداران مشکل داشتیم اما حداقلش این است که آنها به ریش سفید من احترام گذاشتند. در هفته های اخیر تماشاگران ما متفاوت ظاهر شدند. در بازی آخر در انزلی برابر فجر شهیدسپاسی حتی یک کلمه توهین نکردند علی رغم آنکه خیلی جاها تیم داوری اشتباه کرد. این بزرگترین هدیه ای بود که من در سال ۹۵ گرفتم.

… از حادثه پلاسکو تا فوت پورحیدری
همیشه از خداوند تشکر می کنم از سال ۹۵ راضی بودم. البته حوادث تلخی وجود داشت. در این سال ما حادثه پلاسکو را دیدیم که واقعا تلخ بود. این یکی از بدترین حوادث برای من بود. سیل هایی که در بوشهر و مازندران آمد تلخ بود. فوت آقای پورحیدری و فوت آقای رفسنجانی واقعا اتفاقات ناراحت کننده ای بود. اخیرا هم در اردبیل به دلیل انفجار مواد منفجره تعدادی از هموطنان مان را از دست دادیم که آن هم بسیار تلخ بود. امیدوارم دنیایی عاری از تنش و جنگ داشته باشیم. لطف خداوند شامل حال همه شود. مسوولانی که در راس کشورهای ابرقدرت هستند از جنگ و تنش فاصله بگیرند.

برای علی معلم خیلی ناراحت شدم
دیروز که خبر درگذشت مرحوم علی معلم را شنیدم به شدت ناراحت شدم. صحبت های ایشان را در تلویزیون شنیده بودم به نظرم شخصیت قابل احترامی داشتند و خیلی زود هم از بین ما رفتند. آقای حسن جوهرچی هم که روحشان شاد باشد خیلی زود از بین ما رفتند.

جام اخلاق را به مرحوم هاشمی رفسنجانی دادم
شکی نیست که آقای هاشمی رفسنجانی خدمات زیادی به کشور کردند. فکر می کنم دوبار با ایشان ملاقات داشتم. وقتی با تیم داخل سالن به مقام چهارم جهان رسیدیم خدمت ایشان رفتیم. در آن تیم آقای رجبی با ۱۷ گل زده آقای گل جهان شد که آن رکورد همچنان حفظ شده است. کاپ اخلاق را به ما دادند که من در آن جلسه آن کاپ را به آقای هاشمی رفسنجانی تقدیم کردم.

بهترین اتفاق، دفاعیه پسرم بود
در سال ۹۵ نعیم پسرم توانست از تز دکترای خود به خوبی دفاع کند و دکترایش را گرفت آن هم با نمره عالی. این اتفاق برایم خیلی لذت بخش بود. دامادم نیز دکترایش را گرفت.

ترامپ از حرف هایش عقب نشینی کرد
شک نداشته باشید در کشور بزرگ و ابرقدرتی مثل آمریکا بی دلیل فردی به نام ترامپ رییس جمهور نمی شود. خیلی از اتفاقات دنیا به آمریکا گره خورده است. اینگونه نیست که برخی فکر می کنند ترامپ ناگهان رییس جمهور شده و معادلات را برهم زده است. طبعا آنها براساس چارچوب هایی او را راس کار قرار دادند. خیلی از حرف های ترامپ در زمان انتخابات تبلیغاتی بود والان شما می بینید به نسبت قبل عقبگرد کرده است. آنجا تصمیمات یک نفره نیست و مطمئن باشید ترامپ کار خاصی به تنهایی نمی تواند انجام دهد.

کینه ای نیستم
آدمی نیستم که در پایان سال بگویم فلانی را نمی بخشم. در واقع کینه شتری ندارم. آنهایی که من را می شناسند می گویند تو با یک آدامس می توان سرت را کلاه گذاشت. خیلی سریع می بخشم. خیلی زود هم خشمگین می شوم.

همسرم نگران شده بود
بعد از اتفاقات بازی با نساجی خیلی از دوستان نگران شده بودند. خانواده راحت تر به من دسترسی پیدا کرد. خانمم هم نگران شده بود. مگر می شود همسرم نگوید که عصبانی نشوم. منتهی به قول آقای کی روشی پور که تکه کلام معروفی دارد: نرود میخ آهنین در سنگ. خلاصه هم خودم را دارم می کوشم و هم اطرافیانم را.

روحانی فکر می کرد کلید سحرآمیز دارد
طبعا همه دولت هایی که آمدند و رفتند یکسری کارهای مثبت داشتند و یکسری کارهای منفی. در دوره آقای روحانی هم زحماتی کشیده شده است اما آقای روحانی گفته بود ۱۰۰روزه مشکلات را حل می کند که حالا نزدیک به ۴ سال گذشته و خیلی از مشکلات حل نشده است. کلیدی که ایشان فکر می کردند همه مشکلات را حل می کند خیلی جاها مشکلات را پیچیده تر کرد. آقای روحانی فکر می کرد کلید سحرآمیز دارد و آن کلید به همه قفل ها می خورد که اینگونه نبود. به عنوان یک شهروند خواهش می کنم هرکسی می آید سرکار طرف قبلی را صفر و صدی ببینید.

فردوسی پور هم فهمید کی روش لجباز است
به هیچ عنوان از عادل فردوسی پور ناراحتی ندارم. من قبلا به او می گفتم کی روشی پور اما حالا خودش هم به اینجا رسیده است که نبایدبه کی روش صفر و صدی نگاه کند. استنباط من این است که فردوسی پور هم به این نقطه رسیده که کی روش لجبازاست و اشتباهات زیادی داشته است.

سفرهای کی روش تفریحی است
آیا کی روش رفته قطرتا بازی پرسپولیس را تماشا کند؟ یعنی هنوز به ایران نرسیده رفته است؟ خب خسته نباشد. به هرحال ایشان با هزینه فدراسیون مسافرت می رود و تفریح می کند. هدف دیدن بازی نیست وگرنه می توانست همین جا بماند و بازی را از تلویزیون تماشا کند. اخیرا هم که رفته بود بازی روستوف و منچستریونایتد را تماشا کند. پول این سفرها را از کجا می آورد؟ ما یک بازیکن به نام آزمون در روستوف داشتیم که ایشان رفته تا ۱۰ دقیقه بازی او را تماشا کند. این چیزها خیلی خوب است. اینجاست که باید برای خودمان افسوس بخوریم. به راحتی اختیارمان را دست این مربی داده ایم. ایشان تا به حال چند بار بازی های داخلی را از نزدیک دیده است. همه این اتفاقات در سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل رخ داد. این آقا ماهی دو میلیارد پول می گیرد و معلوم نیست کجا هست؟ الان کشورهای عربی خیلی عاقل شده اند و یک ریال پول مفت به کسی نمی دهند. یک قران بدهند ۱۰۰ تومان از طرف کار می کشند.
بعد از مادرم دیگر عیدی نگرفتم
خدا رحمت کند مادرم را که از وقتی که او رفت دیگر عیدی گرفتن برایم رنگ و بویی نداشت. من از مادرم عیدی می گرفتم. بعد از خدا یک مادر داشتم که آن مادر-مادر عزیزم-به من عیدی می داد. الان تقریبا ۱۳ سال است که در کنارم نیست. عیدی که آن موجود دوست داشتنی با کار و تلاشش به دست می آورد و به من می داد ارزش مادی نداشت و معنوی بود. فقط می توانم بگویم همه قدر مادرهای خود را بدانند.