نگاهی به ادبیات ناکوک شورای شهر رشت در پارلمان شهری

رنجِ حادثه حزن برانگیز پلاسکو هنوز هم بر تن هموطنانمان و جمعی از خانواده های داغدار سنگینی می کند. هنوز هم این ساختمان به طور کامل آوار برداری نشده است و هنوز هم بسیاری از سازه ها به شکل مذاب از دل سوزان پلاسکو برداشته می شوند.

فرشته رضایی در حاشیه اتفاقات رخ داده در جلسه استیضاح شهردار رشت نوشت:

۱.

رنجِ حادثه حزن برانگیز پلاسکو هنوز هم بر تن هموطنانمان و جمعی از خانواده های داغدار سنگینی می کند. هنوز هم این ساختمان به طور کامل آوار برداری نشده است و هنوز هم بسیاری از سازه ها به شکل مذاب از دل سوزان پلاسکو برداشته می شوند.

در یک هفته اخیر بحث و نظرهای مختلفی در خصوص مدیریت شهری شد. بخشی از این انتقادات متوجه نحوه انتخاب اعضای شورای شهر تهران در دوره اخیر بود. آنجا که بسیاری به ورزشکاران و چهره های مطرح ورزشی کشور رای دادند تا راهی پارلمان شهری شوند اما این نوع تخصص نه تنها دردی از توسعه فضاهای ورزشی تهران دوا نکرد بلکه موجب شد حادثه ای تلخ همچون پلاسکو بر سر خاطره ی جمعی ایرانی ها آوار شود. اما دیگر کار از کار گذشته است… در این میانه انتقادات برخی از چهره های سرشناس از جمله «رضا کیانیان»، بازیگر، از ورود چهره های ورزشی به شورای شهر انتقاد کردند. در  پاسخ به این انتقاد «عباس جدیدی» چهره ورزشی شورای شهر تهران هم با اشاره به اینکه  «کسی که نمی تواند دو شاخ بز را از هم جدا کند نباید در مدیریت شهری دخالت کند!» در رسانه ها خبرساز شد. همین حرف کافی بود تا تعدادی از شهروندان و هنرمندان به صورت جدی یا طنز مطالبی در شبکه های اجتماعی منتشر کنند. اما ادبیاتی که طعنه به لمپنیزم می زند تنها منحصر به یک عضو از شورای شهر تهران نمی شود و در بسیاری از بخش ها و حوزه ها دیده می شود. ادبیاتی که نه تنها خواننده و شهروند را آگاه نمی کند بلکه آزارِ وجود آن درنهادی که حقوق شهروندی را نمایندگی می کند تکان دهنده است. اما گویی به این ادبیات عادتی بی تفاوت داشته و داریم و همه چیز عادی است!

۲.

در هفته ای که گذشت جلسه استیضاح شهردار رشت برگزار شد. در این جلسه منتقدان شهردار به اشکال مختلف به برنامه های شهردار تاختند و او را زیر ذره بین نقد خود قرار دادند. فارغ از این بحث و بررسی ها که در هر شهری اتفاق می افتد و در رشت هم برای اولین بار نیست، «مجید رجبی» یکی ازاعضای شورادر خلال صحبت های خود چندین بار عباراتی را به کار برد که به نظر می رسد شهروندان رشت بسیار کمتر از شهروندان تهرانی به نوع ادبیات وی آنهم در پارلمان شهر موضع گرفتند. وی با اشاره به کیوسک های بانک شهر گفت: «وقتی ما داشتیم خودمان را برای بحث جمع آوری کانکس های بانک شهر «پاره میکردیم» … که از بین ۱۵ عضو شورا تنها «فاطمه شیرزاد» در اعتراض به چنین ادبیاتی صحن شورا را ترک کرد که بعد با وساطت برخی از اعضای شورا به صحن بازگشت. اما عضو هتاک شورا به جای شرمندگی از چنین ادبیاتی به «شیرزاد» می گوید: «حتما در کلاس ادبیات شماحاضرمیشوم»!!

رجبی که اخیرا نامش در ردیف بدهکاران به شهرداری اعلام شده بود باز هم از تکه پرانی های به زعم خود بامزه! به «عروس خانواده شهیدان نهی قناد» دست نمی کشد و بعد از توضیحات علوی در خصوص بدهی های شهرداری، و تذکر «رفیعی» به وی که«ازطرف کل شورا صحبت نکنید»خطاب به «فاطمه شیرزاد» می گوید: «خانم شیرزاد الان هم باید پاشید! چون به شورا توهین کردند که موجب خنده کل حاضرین شد!» این استهزاء و تمسخر یک آقا در پارلمانی که یک شهر را نمایندگی می کند به یک خانم و آن هم در استانی که ارج بسیاری به زنان و حضور آنها در عرصه های اجتماعی می نهند، بی سابقه است. آنجا که حتی رئیس شورا هم آنقدر توان ندارد که از همکار خانم خود دفاع کرده و از اعضای شورا بخواهد شان همکار خانم خود را حفظ کنند. حتی دیگر عضو خانم شورا یعنی «فرانک پیشگر» هم گویی هیچ حساسیتی به این ماجرا ندارد و اصلا برایش مهم نیست که چه اتفاقاتی در صحن بیافتد. شاید هم حق با اوست. وی احساس می کند تنها وظیفه اش در شورا استیضاح شهردار است و لابد اخلاق هم باید در این حال و هوا بمیرد!

۳.

اعضای شورا از ادبیات شهردار در آخرین نشست خبری اش گلایه دارند. حتی در صحبت های خود به آن اشاره می کنند. اما صحبت های شهردار در هفته گذشته بیشتر حول محور دارایی ها و چک های برگشتی و مسایل اقتصادی بوده است. با این حال و به فرض که اگر شهردار یک شهر به حالتی اهانت آمیز هم صحبت کند این خصوصیت اخلاقی اش متوجه شخص وی به عنوان شهردار یک شهر است که البته جای دفاع ندارد. اما قضیه شورای شهر رشت فرق می کند. شوراها پارلمان محلی و نماد دموکراسی هستند و هر کدام از اعضای شورا همانطور که خود می گویند یک شهر ۷۰۰ هزار نفری را نمایندگی می کنند. وقتی در یک پارلمان محلی حتی یکی از اعضای شورا اقدام به توهین و ادبیاتی که به لمپنیزم طعنه می زند را بر زبان ساری و جاری می کند، دیگر باید از آن پارلمان که نماینده یک شهر است قطع امید کرد. از اینکه رشت با فرهنگ غنی خود اکنون پارلمانی دارد که نشانی از فرهنگی غنی رشت ندارد و در این صحن به جای پرداختن به مسایل فنی و حتی انتقاد از شخص شهردار و حل مشکلات عدیده شهروندان، به سخیف ترین شکل ممکن گفت و گو می شود. شورایی که امیدِ ناامیدِ تک تک شهروندان است.

فرشته رضایی/ روزنامه نگار

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.