نقد فیلم ایتالیا ایتالیا، سودای ایتالیا

فیلمنامه نسبتاً خوب پیش می رود و یکی از خوبی های آن، ساختارشکنی اش است. البته فیلمنامه از نیمه هایش تا حدودی راوی اصلی خود را گم می کند.

در این سال ها که تب و تاب ساخت فیلمهای مشابه و تا حدودی تقلیدی به لحاظ محتوا و حتی فرم بالا گرفته، تماشای فیلمی چون «ایتالیا ایتالیا» آن هم در قالب فیلمِ اولِ فیلمسازی جوان اتفاق فرخنده ایست. فیلم، در یک جمله داستان زندگی مرد جوانی است که شیفته ی ایتالیاست! طبیعتاً چنین طرح داستان ساده ای می بایست بسیار پرورانده شود تا بتوان آن را به عنوان فیلمی متفاوت پذیرفت و این مسئله در رابطه با «ایتالیا ایتالیا» اتفاق می افتد. فیلمنامه نسبتاً خوب پیش می رود و یکی از خوبی های آن، ساختارشکنی اش است. البته فیلمنامه از نیمه هایش تا حدودی راوی اصلی خود را گم می کند. به لحاظ اینکه، مسئله ی اصلی فیلم مربوط به نادر (حامد کمیلی) است دور شدن ناگهانی از او و نزدیک شدن فیلمنامه به برفا (سارا بهرامی) تا حدودی از تأثیرگذاری کار می کاهد و در صورتیکه فیلمساز تعمداً قصد نزدیک شدن به زن را نیز داشت، بهتر آن بود که راوی فیلم به دانای کل تغییر پیدا می کرد و نریشن از آن حذف می شد تا دست او نیز برای نفوذ به دنیای درونی زن بازتر باشد. شخصیت پردازی های فیلم بسیار دقیق اند. نادر، شخصیتی خیالپرداز است که در رویاهای خود سیر می کند، روحیه ی حساسی دارد و گاه به نظر می رسد به دلیل میزان این حساسیت، جای او و همسرش در زندگی مشترکشان عوض شده است. در مقابل برفا، واقعگراست و بهتر و بیشتر از نادر بلد است به رویاهای خود رنگ واقعیت بزند. نادر، در تمام زندگی اش به سمت سودایِ ایتالیایی خود پیش رفته اما در واقعیت و زندگی فعلی او حالات درونی و واکنش های بیرونی اش حاکی از آن هستند که به خواسته هایش نرسیده و فیلمساز تمامی این ریزه کاری ها را به زیبایی در شخصیت پردازی ها لحاظ می کند. فرم و فضاسازی فیلم ساختارشکنانه است و شوخی هایی که با سینما کرده به نوبه خود جالب اند، همچون ادای دین اش به «هامون» و بازسازی شوخ طبعانه ی بسیاری از سکانس های این فیلم، از جمله سکانس به یادماندنی کتابفروشی و یا صحنه ی خالی شدن سطل ماست در راه پله که برای بسیاری از هامونبازها بسیار خاطره انگیز و جذاب خواهد بود. توجه به شاخصه های “ایتالیایی” در کار خوب از آب درآمده و علاوه بر وجهه ظاهری به درونِ شخصیت نیز نفوذ پیدا کرده است اما کاش توجه به این مضمون مهم که عنوان فیلم هم براساس اش انتخاب شده تا حدودی به روابط میان زن و شوهر نیز نفوذ می کرد و شیفتگیِ مرد به این مسئله به نحوی به زندگی زنانشویی او نیز راه می یافت و به علاقه ای در درونِ او منتهی نمی گشت. به همین دلیل گاه به نظر می رسد تمامی المان های مرتبط با “ایتالیا” تنها در ظاهر مانده اند و به عمق اثر رسوخ نکرده اند. از نکات مثبت فیلم، بازی بازیگران آن است. بازی های فیلم خوشایند و متفاوت اند خصوصاً سارا بهرامی. قضاوت زودهنگامیست و هنوز بیشتر فیلم های جشنواره را تماشا نکرده ام اما می توان پیش بینی کرد بازی او یکی از شانس های نامزدی سیمرغ بلورین باشد. از دیگر ویژگی های قابل توجه فیلم، طراحی صحنه و لباس آن است که کاملاً با درونِ کاراکترها و فضای کار منطبق است. صحنه ی پایانی فیلم می توانست به غایت تأثیرگذارتر باشد اما همین که فیلم “پایان” دارد اتفاق خوبی ست که این روزها کمتر در سینمای ایران رخ می دهد. در نهایت “ایتالیا ایتالیا” تجربه ی امیدوارکننده ای به عنوان فیلم اول فیلمساز جوانش به شمار می آید که با بهره گیری بینامتنی از بسیاری از فیلمها و کتابها و آثار به یادماندنی دنیای هنر، حال خوبی به مخاطبش می دهد.

Share