۷۰ درصد ازدواج هایی که با عشق رمانتیک شروع می شود، به طلاق ختم خواهد شد

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، علاسوند با بیان اینکه امروز عشق لایه رویین ازدواج است که در گذشته چنین نبود، اضافه کرد: در گذشته ازدواج ها در عشق خلاصه نمی شد، زیرا عنصر هیجانی عشق و علاقه همچنان تداوم پیدا نمی کند و برای طلاق همین یک دلیل کافی است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از ایسنا، دکتر فریبا علاسوند، عضو هیئت علمی مرکز مطالعات زنان دانشگاه تهران در نشست تخصصی «مهمترین مسائل ازدواج و خانواده» با محور آسیب شناسی ازدواج در عصر حاضر که در تالار حکمت دانشگاه گیلان برگزار شد، با اشاره به نگرش کلان و خرد به مسئله ازدواج، اظهار کرد: در نگرش کلان به ساختار جامعه شناسانه پدیده ها مانند مسائل اجتماعی و فرهنگی توجه می کنند و مسئولان کشوری تاثیر جدی در این حوزه دارند.

وی نگرش خرد را مربوط به جامعه هدف به عنوان کنش گران پدیده ازدواج دانست که دارای اهمیت بیشتر است و افزود: نگرش خرد منجر به اصلاح منش ها و نگرش ها می شود.

علاسوند با اشاره به مطالعات و مشاوره های بالینی افراد دچار آسیب ازدواج، تصریح کرد: آسیب شناسی ازدواج به دو دسته «بینشی و نگرشی» و «مهارتی و عملکردی» تقسیم می شود. نگرش علت جویانه و تبیینی جامعه شناسان غربی آسیب طلاق را مسئله تلقی نمی کند، اما در فرهنگ اجتماعی و مذهبی ما فروپاشی خانواده امر مثبتی نیست و یکسری پیش فرض های ایدئولوژیک منجر به طلاق می شود.

عضو هیئت علمی مرکز مطالعات زنان دانشگاه تهران بسیاری از مشکلات اجتماعی را بازتابی از مسائل خانوادگی دانست و عنوان کرد: تشکیل بهنگام، حفظ، تداوم و تعالی خانواده سعادت فرد و اجتماع را به همراه دارد.

وی با اشاره به بررسی نظر نسل جدید درباره ازدواج، متذکر شد: متاسفانه چند بینش و نگرش غلط درباره ازدواج وجود دارد که اولین و رایج ترین آن تساوی ازدواج و عشق رمانتیک است. بررسی ها نشان می دهد که تنها مسائل اقتصادی منجر به طلاق نمی شود، بلکه حدود ۷۰ درصد ازدواج هایی که با عشق رمانتیک شروع می شود، به طلاق ختم خواهد شد.

علاسوند با بیان اینکه امروز عشق لایه رویین ازدواج است که در گذشته چنین نبود، اضافه کرد: در گذشته ازدواج ها در عشق خلاصه نمی شد، زیرا عنصر هیجانی عشق و علاقه همچنان تداوم پیدا نمی کند و برای طلاق همین یک دلیل کافی است.

مدرس دانشگاه اصلاح این نگرش را به معنی نفی عشق ندانست و گفت: معتقدیم که نه تنها عشق و علاقه در ازدواج مهم است، بلکه باید روز به روز تعمیق یابد و لذا نیازمند فراگیری مهارت های افزایش عشق در خانواده هستیم. انسان باید عشق بورزد تا محبت پدید آید.

وی بر انس ارتباطی با استفاده از کلمات تاکید کرد و متذکر شد: دومین بینش و نگرش غلط، محدود کردن ازدواج به پیوند دو نفر است. به خاطر ساده انگاری در این مسئله بسیاری از ازدواج ها به طلاق می انجامد، زیرا دو نفر یعنی دو تربیت، دو فرهنگ و دو اعتقاد و لذا اگر مهارت پیوند نداشته باشیم، نمی توانیم با این همه تفاوت به زندگی خانوادگی ادامه دهیم. باید فرهنگ ها، سلایق و تربیت ها به هم نزدیک شود.

عضو هیئت علمی مرکز مطالعات زنان دانشگاه تهران تساوی دختر و پسر را یکی دیگر از بینش ها و نگرش های غلط در ازدواج دانست و خاطرنشان کرد: موضوع تساوی و تفاوت در فمینیسم و جنبش دفاع از حقوق زن سه دوره را گذرانده است. الگوهای تربیت دوجنسی در دوره اول، الگوهای مردمحور در دوره دوم و نقش های جنسیتی در دوره سوم مطرح شده است.

علاسوند با اشاره به نظریه تربیت پسرانه دختران و تربیت دخترانه پسران در دوره اول، ادامه داد: چنین تربیتی  آشفتگی جنسی ایجاد می کند و نه پسران به مردان خودساخته و قابل اتکا تبدیل می شوند و نه دختران کانون عاطفه در خانواده خواهند بود لذا نظریه تغییر و تحول زنان به سمت الگوهای مردمحور و تربیت مردانه زنان رفت.

وی تساوی دختر و پسر را یک تفکر کوبنده برای ازدواج دانست و تصریح کرد: نیاز عاطفی مرد به زن و نیاز مالی زن به مرد نه تنها وابستگی ایجاد نمی کند، بلکه عامل همبستگی است. لیبرالیسم با دو مفهوم استقلال و فردگرایی همه پیوندها را از بین برده است.

مدرس دانشگاه با بیان اینکه تفاوت های طبیعی و روان شناختی مکمل زن و مرد است، گفت: کم جمعیتی به ضرر دوام خانواده ها و ظرفیت بزرگی برای فروپاشی است.

عضو هیئت علمی مرکز مطالعات زنان دانشگاه تهران نقش های جنسیتی را دوره سوم فمینیسم دانست و یادآور شد: به تناسب طبیعت زنان و مردان نقش های خاصی وجود دارد، اما فمینیست ها معتقد هستند که هیچ خصلتی در زن نیست که نقش های الزامی داشته باشد لذا باید حد و حدود نقش های جنسیتی را با آگاهی حقوقی و اخلاقی بشناسیم، زیرا حدود ۶۰ درصد طلاق ها ناشی از مشکلات زن و مرد در روابط خصوصی است.

وی مهارت پیوند را مهمترین مهارت ازدواج دانست و خاطرنشان کرد: عناصر مهارتی حفظ زندگی از بسیاری از مسائل مادی مهمتر است. مهارت های ازدواج به دو بخش عمومی و خصوصی تقسیم می شود که مهارت های کلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. باید یاد بگیریم که بین کلام و واقعیت رابطه وجود دارد و تبادل انرژی عاطفی از طریق کلمات صورت می گیرد؛ البته مهارت های پیوند، جنسیتی است.

علاسوند با بیان اینکه خانواده امروز مرجعیت خودش را در آموزش از دست داده است، گفت: روابط عاطفی زن و مرد در خانواده ضربه گیر بسیاری از مشکلات است. در گذشته آستانه تحمل مرد و زن بالاتر بود، در حالی که امروز افراد از سواد بیشتر و دانش و اطلاعات وسیع تر برخوردار هستند، اما تنش ها افزایش یافته است.

وی بردباری اجتماعی را نشان دهنده بردباری در خانواده دانست و یادآور شد: نقش های جنسیتی دارای دو بعد حقوقی و اخلاقی است، اما بعد اخلاقی نقش جنسیتی را غنی می کند. بعد حقوقی صرف حافظ خانواده نیست و مشکلات خانواده با مواد حقوق مدنی حل نمی شود و باید نقش جنسیتی را بهینه کنیم.

Share