اظهارات صریح ناطق‌نوری درباره اتهام فساد به فرزندانش، ارزان شدن اسم آیت‌الله و رشوه

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، رئیس دفتر بازرسی رهبری گفت: این که عده‌ای فقط حرف می‌زنند که فلانی یا فرزندانش از فلان رانت استفاده کرده‌اند و مدرکی ارائه نمی‌کنند، نشان‌دهنده عمق فساد در جامعه است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، حجت‌الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری در همایش مبارزه با فساد که صبح امروز دوشنبه در اتاق بازرگانی تهران برگزار شد با اشاره به این که رژیم شاه با تقسیم ارضی چوپ محکمی بر کشاورزی کشور زد تا جریان چپ را در کشور همراه خود کند اظهار کرد:‌ بعد از انقلاب نیز در موضوع کشت موقت و بند ج ، با تصمیمات تنگ نظرانه ضربه دیگری به کشاورزی کشور زدیم.

وی با بیان اینکه برای حل مشکلات اقتصادی کشور ابتدا باید مغزها یعنی فرهنگ درست شود خاطر نشان کرد:‌ تا نگاه محدود چپ گرایانه بر اقتصاد کشور حاکم است، اوضاع همین خواهد بود.

اهم اظهارات ناطق نوری را به نقل از خبرگزاری ها بخوانید؛

*{با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری جرات به خرج دادند و اصل ۴۴ را تبیین و تفسیر کردند}: متاسفانه بعد از پیگیری‌های مستمر و جلسات پی در پی نتیجه نگاه تنگ نظر چپ گرایانه فعالیت‌ها خصولتی شد که به نظر من ضررهای بیشتری از فعالیت‌های اقتصادی دولتی دارند. چرا که اگر فعالیت‌ها دولتی باشد دیوان محاسبات نظارت می‌کند.

*چند سال پیش در مورد موضوع مبارزه با فساد صحبت‌هایی کردم که به مذاق برخی خوش نیامد که برایم هزینه ساز شد. من در صحبت‌های خود تاکید داشتم موضوع مبارزه با فساد با تعارف و حرف حل نمی‌شود بلکه باید آسیب شناسی مشکل را انجام دهیم.

*{با اشاره به وجود مشکلات ساختاری و مشکلات رفتاری بسیار در کشور}: سه چیز مثل موریانه انسان را از درون پوچ می‌کندکه آن تقلب، رودربایستی و باند بازی است. ما در کشور کمبود قانون نداریم، حتی می‌توان گفت زیادی قانون باعث بدبختی شده و هر کس از هر بند و تبصره‌ای برای رسیدن به هدفش استفاده می‌کند.

*{با اشاره به معضل رابطه بازی در فضای اقتصادی کشور}: وقتی رابطه جای ضابطه را گرفته است بخش خصوصی چطور می‌تواند رقابت کند.

*{با اشاره به اخبار منتشر شده در مورد میزان قاچاق در کشور}: رابطه بازی‌ها و باند بازی ها باعث افزایش قاچاق در کشور شده و رتبه‌ ما در مبارزه با فساد خیلی تحقیر آمیز است. از رتبه‌ی ۸۷ به ته جدول یعنی رتبه‌ی ۱۳۶ رسیده‌ایم که این در شان جمهوری اسلامی، انقلاب، شهدا و امام و رهبری ما نیست.

*{با ذکر خاطره‌ای به رعایت قانون و اعتماد به مردم در یکی از کشورهای خارجی اشاره کرد}:  با در نظر گرفتن اصل اعتماد وقتی تخلفی صورت بگیرد، برخورد به حدی قاطع خواهد بود که اقشار جامعه اقدام به تخلف نخواهند کرد. اما متاسفانه در کشور ما با رودربایستی و باند بازی از تخلفات چشم پوشی می‌شود که این امر موجب فساد خواهد شد.

*بعد از پیروزی انقلاب همه افرادی که به دنبال سوء استفاده بودند، ماست خود را کیسه کردند، متاسفانه ما به عنوان مراجعه کننده، بعد از انجام کارمان به مسئول انجام آن کار شیرینی دادیم و کم کم این سنت روال شد و حالا کار به جایی رسیده است که قبل از انجام هر کاری مبلغ آن را اعلام می‌کنند.

*عوامل فساد رابطه بازی، باند بازی، رودربایستی، تملق و تنگ نظری است، در سال ۷۶ که موضوع انتخابات ریاست جمهوری مطرح بود، اعلام کردند، دولت‌ها کشاورز، صنعتگر و تاجر خوبی نیستند بلکه رسالت دولت‌ها این است که برنامه ریزی کنند ، طرح بدهند، هدایت کنند، حمایت و نظارت کنند، و مالیات خوب بگیرند تا کشور با مالیات اداره شود و نه پول بگیرد اما متاسفانه ما در کشور مالیات نمی‌گیریم. البته در موضوع مالیات باید به مصرف توجه داشته باشیم و نه تولید.

*{ در پاسخ به سوال یکی از حضار در مورد اقداماتی که برای مبارزه با فساد انجام داده است}: من در دفتر بازرسی رهبری، بازرس کل کشور نیستم و حق ورود به جایی را ندارم. بلکه مواردی که به مقام معظم رهبری گزارش می‌شود و ایشان به من دستور می دهند را مورد بازرسی قرار می‌دهم.

*{در مورد سوء استفاده‌هایی که از نامش در موقعیت‌های مختلف شده است}:در هفته گزارش‌های متعددی به حراست دفتر رهبری می‌آید که افرادی به نام ناطق نوری، اقداماتی را انجام داده‌اند و من همین جا اعلام می‌کنم هر کسی به نام بنده در هر کجا خواست کاری را انجام دهد، مستقیم به دفتر بازرسی مراجعه کند. چرا که من در این موضوع بسیار حساس هستم و حتی وقتی در موردی وزارت اطلاعات به پسرم اتهامی وارد کرد او را از خانه بیرون راندم تا به شکل قانونی مراحل طی شود. البته بعد از دو هفته مشخص شد که اتهام درست نبوده است.

*من دو پسر دارم، زمانی که رییس مجلس بودم، این ها می آمدند و همیشه جلوی درب مجلس، جلویشان را می گرفتند زیرا این ها را نمی شناختند، این دو حق نداشتند در کار من دخالت کنند. هر کسی از این دو پسرانم، از بستگان و داماد های من مورد و مدرکی از فساد دارد، می تواند رو کند.

*برای این که تکلیف روشن شود باید بگویم در زمان ریاست من در مجلس، یک بار دو نفر از اطلاعات به منزل من آمدند ، دیدم رویشان نمی شود چیزی بگویند به آنان گفتم چیزی می خواهید بگویید رویتان نمی شود، گفتند ما یک کیس(مورد) را دستگیر کردیم آقازاده شما هم در میان آن ها هستند. آنان فکر کردند من شوخی می کنم گفتم چرا پیش من آمدید؟ اگر پسر من پسر بقال چهار راه مولوی بود می رفتید به باباش بگویید، بروید و او را بگیرید.

*در آن زمان پسرم را خواستم و گفتم که آیا این طور است که اینها می گویند؟پسرم گفت پدر دروغ می گویند، گفتم این ها اطلاعات هستند چشم و گوش ما هستند، پسرم گفت من پسر شماهستم این ها دروغ می گویند سپس پسرم را با چشم گریان از خانه بیرون کردم. دو هفته بعد گفتند حاج آقا معذرت می خواهیم یک مورد را گرفته بودیم، خواسته سوء استفاده کند و نام پسر شما را برده است.

*پسرم نزد من آمد و گفت پدر گفتم کار من نبوده چرا با من برخورد کردید؟ به او گفتم کار من سه دلیل داشت نخست این که همگان بدانند من از شما حمایت نمی کنم، دوم این که فامیل بدانند که زمانی که به پسرم رحم نمی کنم به بقیه هم رحم نمی کنم و سوم این که اگر جریانی آنجا بود که خواست من را امتحان کند بداند ناطق کیست. آدم ها می آیند و سوء استفاده می کنند، این دلیل فساد جامعه است. اگر از اسامی افراد شاخص جامعه در مواردی سوء استفاده می‌شود این نشانه ناسالم بودن جامعه است.

*{در پاسخ به حاضرینی که او را آیت‌الله خطاب می‌کردند}: خواهش می‌کنم به من آیت‌الله نگویید چون گویا امروز همه چیز از جمله عنوان دکتر و آیت‌الله ارزان شده و من نگرانم اگر چندین بار به من آیت‌الله بگویند و در جایی دیگر من را حجت‌الاسلام خطاب کنند این تصور برایم ایجاد شود که آنها با من خصومتی دارند.

*همواره بحث درباره فساد در اقتصاد جزو سوالات اصلی بوده است، باید از اول مغزها را درست کرد، تا مغزها درست نشود فرهنگ درست نمی شود و تا نگاه محدود است همین است.

*تقریبا بخش اعظم اقتصاد ما اقتصاد دولتی است. زمانی هم مقام معظم رهبری جرات به خرج دادند و اصل ۴۴ را تبیین و تفسیر کردند و جلسات پی در پی با مسئولین برای خصوصی سازی برگزار شد بعد از چندین ماه دیدیم که چیزی از آن در نیامد و ما به خاطر نگاه های تنگ نظرانه و چپ گرایانه اقتصاد را ‘خصولتی ‘کردیم.

*اینکه بخشی را با تامین اجتماعی واگذار کنیم، بخشی به حقوق بازنشستگی، بخشی را به بنیاد مستضعفان و بخشی را ستاد فرمان امام، این خصوصی سازی نیست، اتفاقا از دیدگاه من ضررش بیشتر است، اگر دولتی باشد لااقل دیوان محاسباتی هست و نظارتی هست اما وقتی خصولتی می کنیم شیر بی یال و دمی درست می کنیم که چیزی از آن در نمی آید و این معلول نگاه تنگ نظرانه است.

*صحبت کردن، برگزاری سمینار و کنگره دردی را دوا نمی کند،بلکه باید آسیب شناسی کرد تا ریشه مشکلات را دریافت. ما برخی مشکلات ساختاری داریم و بسیاری مشکلات رفتاری، بنده معتقدم سه چیز مثل موریانه انقلاب را از درون می خورد، تملق، رودر بایستی و باندبازی و تا این ها هست ۱۰ هزار بند و ماده هم هیچ دردی را از کشور دوا نمی کند.

*در قران آمده است که ‘ السابقون السابقون اولئک المقربون’ ، اما ظاهرا شده است ‘الرابطون، الرابطون، اولئک المرطبتون’، زمانی که رابطه جای ضابطه را بگیرد چه کسی می تواند رقابت کند؟.

*زمانی که تلویزیون را نگاه می کنیم صدها تریلی قاچاق نشان می دهند در حالی که نمی دانند این ها را برای چه نشان می دهند. یا اینکه می گویند ۱۰ هزار انبار کالای قاچاق گرفته ایم، مگر قوطی کبریت است، بالاخره این ها کجاست و مبارزه با فساد چگونه است؟ما ازیک طرف می گوییم که اسلام دین کامل است و وقتی به پیامبر نازل می شود می گوید ‘الیوم اکملتم لکم دینکم’ و ما هم می خواهیم جمهوری اسلامی را پیاده کنیم ولی چه بلایی سر دین کامل آورده ایم که مقام ما در دنیا از رتبه ۸۷ به ۱۳۶ رسیده است، آیا این جمهوری اسلامی است؟ حیف انقلاب نیست،‌حیف شهدا و بزرگان و رهبری نیست که این همه فریاد می زنند؟

*{با اشاره به یکی از ملاقات‌های خود با رهبر انقلاب}: من چند روز پیش به رهبری گفتم که بنده با این سابقه مدیریتی و انقلابی اگر بخواهم یکی را برای گرفتن ۱۰ میلیون وام به بانک معرفی کنم نمی توانم اما چطوری یک نفر ۳۵۰ میلیارد تومان با وثیقه غیرواقعی به راحتی وام می‌گیرد.

*امروز پرونده‌های تخلفات برخی از بانک‌ها در دفتر بازرسی است و ما آنها را پیگیری می‌کنیم و نتیجه آن را به رهبری گزارش می‌دهیم.

* دولت نه کشاورز نه صنعتگر و نه تاجر خوبی است و نمی‌تواند این کارها را به نحو شایسته انجام دهد وظیفه آن فقط هدایت و نظارت است به عقیده من مالیات باید بر مصرف باشد نه تولید.

*در اواخر دولت گذشته ۵۰۰ هزار نفر استخدام شدند و دولت بزرگتر شد. استخدام این افراد به صورتی است که نمی‌توان دیگر عذر آنها را خواست و امروز کار دولت به جایی رسیده است که با قرض گرفتن و جابجا کردن می‌تواند هزینه جاری خود را بدهد و هزینه‌های عمرانی تعطیل شده است. یارانه هم ضربه دیگری بود که بر پیکر اقتصاد کشور وارد شد. نمی‌توان هم اصول و ارزش ها را حفظ کرد هم تن به ذلت نداد هم این موارد را در داخل رها کرد و هم بخواهیم زنده بمانیم که این ها شدنی نیست.