نگاهی به تنش های حاکم بر فضای مدیریت شهری رشت در روزهای اخیر

اگر رشت را عاشقانه دوست داریم فراموش نکنیم که توسعه مسیری پیمودنی است و توسعه پایدار شهری مبتنی بر نیازهای واقعی و تصمیم گیری های عقلایی (نه احساسی و لحظه ای) و با در نظر گرفتن ملاحظات مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی امکان پذیر بوده و جریانی چند بعدی است که یقینا مشارکت فعال، موثر و فارغ از هیجانات کاذب ما در سرعت بخشیدن به این فرایند نقش به سزایی خواهد داشت.

alirezamohammadi2دقت‌نظر، ارزیابی و نظارت بر عملکرد مجموعه شهرداری و شخص شهردار از جمله وظایف قانونی و سازمانی شوراهای شهر محسوب شده و بدیهی است که استیضاح آخرین مرحله این اعمال نظارت برای نماینگان پارلمان شهری است. تا اینجای کار همه چیز منطقی به نظر می رسد اما مشکل از آنجایی آغاز می شود که استفاده ابزاری از این حقوق از طرفی و مقابله و نفی این حق از طرف مقابل تضادی را پدید می آورد که ماحصل آن چیزی جز مخدوش شدن فضای مدیریت شهری نیست و در نهایت آنکه بازنده است هر دو طرف ماجرا و فراتر از آنها شهر و شهروندان هستند. پس از تشکیل شوراها به دلایل گوناگون و از جمله نوپا بودن چنین نهادی از این دست اختلاف نظرها را در سطح کشور زیاد شاهد بوده ایم اما حکایت رشت به خصوص در چند سال اخیر بعنوان یکی از کلانشهر های ایران حکایت غریبی است و همانطور که همه میدانیم در روزهای اخیر مجددا شاهد اوج گیری بلواهایی هستیم که متاسفانه در این سالها زیاد دیده ایم و گویی می رود که به سنت حاکم بر فضای مدیریت شهری این شهر بدل گردد. اتفاقاتی که نه تنها کارگشا نیست بلکه شهروندان و متخصصانی که دل در گرو توسعه پایدار این شهر دارند اذعان خواهند داشت که تکرار مداوم آن آسیب های جدی به فرایند توسعه شهر وارد خواهد نمود.

واضح است در برخی مسائل و همچنین معضلات شهری، بین شورا و شهردار اختلاف نظر بوجود بیاید و برای رفع آن مباحثات گوناگونی صورت پذیرد که این به نوبه خود نشانه ای از پویایی یک مدیریت شهری است. اما آنچه در فضای مدیریت شهری رشت شاهدیم این است که به جاى همکارى و همگرایی گرایش به مقابله در برابر هم وجود دارد و این چیزی فراتر از اختلاف نظر علمی و عملی است و جالب تر اینکه، آنچه در این مقابله ها به چشم می آید عمدتا تنها به بخش کوچکى از پیکره بندى شهر نظر دارد و آنهم در برخی طرح ها و پروژه های خاص خلاصه می شود و ما کمتر سخنی در نقد علمی فرآیندهای سیاستگذاری، برنامه ریزی و محور های توسعه و تخصیص منابع از دو طرف می شنویم. به عنوان مثال به جای پیگیری و اصلاح فرایندهای تولید فساد مالی و تدبیر کردن برای خشکاندن چنین سرچشمه هایی صرفا مصداق های اثبات شده و ناشده و اتهامات فساد مالی مورد توجه قرار می گیرد و از این رو است که این فرضیه در ذهن متبادر می شود که بخش قابل ملاحظه ای از این هیاهو ها ریشه در کسب امتیاز و منفعت بیشتر دارد و نه اصلاح امور.

نگارنده بر این باور است که اگرچه در روزهای گذشته دامن زدنهای همراه با نگاه احساسی و خالی از منطق به تنشهای موجود برای بسیاری از دلسوزان شهر سرخوردگی هایی به همراه آورده ولی پرداختن فارغ از تعصب و با رویکرد علمی به این مسایل همچنین تلاش به منظور بردن فضای عمومی شهر به سمت نقد و تحلیل علمی به جای احساسی نگری بیش از آنکه مایوس کننده باشد امیدبخش خواهد بود و از طرفی جلوی سوء استفاده برخی از سوداگران تنش و هیاهو در فضای مدیریت شهر را خواهد گرفت. همچنین اگر بتوانیم به کمک متخصصین و فعالین فرهنگی و اجتماعی شهر شرایطی را ایجاد کنیم که فرایندهای علمی به جای رفتارهای تبلیغاتی، منفعت طلبانه، هزینه ساز و ناکارآمد فصل الخطاب باشد به یقین با  کمتر کردن اتلاف منابع دستاوردهای بیشتری را برای شهر بدست خواهیم آورد تا انشالله پایانی باشد بر دورهای باطل بازتولید توسعه نیافتگی این شهر. از این رو تلاش می شود ابتدا ریشه ها و دلایل بوجود آمدن چنین پدیده هایی که همانا ناشی از توسعه نیافتگی است مورد بررسی قرار گرفته و به امید پروردگار طی یادداشت های دیگر با بررسی و نقد برنامه ها و عملکرد ها در حد بضاعت گامی در جهت توسعه پایدار شهر برداشته شود.

اما ریشه ای این پدیده از کجاها سرچشمه می گیرد؟

با وجود همه تلاش هایی که در طول سالیان گذشته صورت پذیرفته ناگفته پیداست که رشت عزیزمان نه تنها فاصله زیادی با توسعه شهری دارد بلکه در پاره ای از ابعاد و پارامترها حتی رشد مناسب هم اتفاق نیفتاده است. با یک نگاه اجمالی به وضعیت حاکم بر شهر می توان دریافت که در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی از چه وضعیتی برخورداریم. البته دلایل گوناگونی را می توان برای این عدم توسعه برشمرد از عدم تدوین اهداف یکپارچه اقتصادى، اجتماعى و زیست محیطى در راس سیاست گذارى و برنامه ریزى و فقدان نگرش جامع به طرح هاى توسعه شهرى در طی سالیان ماضی گرفته تا ضعف قدرت رشتوندان در استیفای حقوق خود و عافیت طلبی و کم تفاوتی رشت نشینان … در کنار موارد فوق، عدم توجه کافی به منابع بومی(اعم از انسانی و اقتصادی) را باید از دیگر عوامل توسعه نیافتگی این شهر دانست. همانطور که میدانیم بسیاری از نخبگان علمی و فرهنگی کشور همچون هنرمندان، نویسندگان، صنعتگران، اطباء و  قهرمانان و چهره های مطرح ورزشی کشور از این شهر برخواسته اند و تاثیرات شگرفی در عرصه های ملی و بین المللی از خود بروز داده اند و به نوبه خود می توانند تاثیرات زیادی در تسهیل مسیر توسعه این شهر داشته باشند، اما با کمال تاسف دیده می شود که سازمانها و نهادهای ذی ربط کمتر توجه ای به این داشته ها نشان داده و در ادوار گوناگون بعضا در جای دیگر چنین نخبگانی را جستجو کرده اند و آنچه خود دارند را ز بیگانه تمنا دارند. عوامل فوق در کنار مجموعه ای از عوامل ریز و درشت سبب گشته که شهر ما دچار نوعی رشد ناموزون و بدون برنامه شود که خود منشاء بروز مشکلات عدیده ای از جمله بحران کمبود مسکن و اشتغال، ناکافی بودن امکانات شهری، افزایش ناهنجاری ها، تخریب اراضی، آلودگی منابع و محیط های طبیعی شهر و … شده است. همچنین آسیب های وارده فراوان به اقتصاد کشاورزی استان گیلان در سالیان اخیر و به دنبال آن افزایش مهاجرت و به طبع آن رشد بیرویه جعمیت شهری رشت، سبب گسترش افقی شهر و شکل گیری محلات غیر رسمی، ایجاد نابرابری مکانی و فضایی و پیامدهای گوناگونی در بعد اجتماعی، فرهنگی برای رشت شده تا جایی که جمعیت قابل توجهی در حاشیه شهر به شکل های گوناگون اسکان یافته اند و درچنین شرایطی عمده این خانوار ها با معضلات عدیده ای دست به گریبان اند که مشکلاتشان به صورت های مختلف در سرنوشت شهر منعکس شده و آن را به چالش می کشد. معضلاتی نظیر عدم شناخت قانون، عدم آگاهی نسبت به حقوق شهروندی، فقدان قدرت بیان و چانه زنی مناسب، فرصت های کم در دسترسی به حقوق شهروندی و کمک های دولتی، رقابت ناعادلانه با دیگران برای اشتغال و دریافت خدمات سبب می شود که آسیب  پذیری چنین خانوارهای در شرایط فوق افزایش یافته و در موارد عدیده ای قربانی قدرتمندان و سوداگران شوند. بنابراین تا حدودی طبیعی به نظر می رسد که چنین فضاهایی برای سوداگران قدرت و ثروت مجال سوء استفاده را فراهم کند. شاید یکی از زشت ترین این سوء استفاده ها که در سالیان گذشته شاهد بوده ایم سوداگری های انتخاباتی با قصد ورود به پارلمان شهری در همین فضا ها ست. اگر کاندیداهای برخواسته از این فضاها را که با تاکید بر توانمندیهای خود و با کمک قوم و خویش و ارتباطات سببی و نسبی توانسته اند کسب آرا کنند را مستثنی کنیم باید توجه داشته باشیم که تعدادی از سوداگران همواره کوشیده اند از تنگنا های حاکم بر این فضا به قصد کسب آرای بیشتر سوء استفاده کنند و در غیاب حضور موثر و پررنگ رشتوندان پر واضح است خروجی چنین منتخبانی در ادوار ماضی چه بر سر این شهر آورده است. منتخبانی که نه تنها اطلاعات مناسبی از علم مدیریت شهری، حقوق شهروندی و زندگی مدرن شهری نداشته اند بلکه پس از نشستن بر مسند تصمیم گیری شهر مرتکب افعال و اعمالی شده اند که با احترام باید گفت حداقل در شان نمایندگان شهری با قدمت فرهنگی رشت نبوده و نیست. موضع گیری های عجیب و غریب در مقابل یکدیگر و یا حتی مسئولان عالی رتبه شهر و استان، خشونت های کلامی و رفتاری، پرخاشگری، بلوا و هوچی گری در صحن شورا، خود نخبه پنداری و برتر انگاری نسبت به دیگران، روی آوردن به فضاهای زرد رسانه ای، وارد شدن به حریم های شخصی و زندگی خصوصی رقبا و رجوع کردن به رمل و اسطرلاب بجای گرفتن تصمیمات ناشی از تفکر از جمله خصوصیات قابل ذکر افرادی است که از ادوار گذشته تا کنون مواردی از آن را شاهد بوده ایم. اما جالب تر اینکه گویی این رفتار به طرز عجیبی تکثیر می شود و طرف مقابل را هم به بازی در آن زمین ترغیب می کند که نمونه های قابل توجه ای از این دست را در همین روزهای اخیر مشاهده کرده ایم نگاهی به بازخوردهای مشمیز کننده برخی افراد، گروه ها و رسانه های درگیر در فضای مجازی به طرفداری از طرفین انعکاس دهنده قسمتی از این مقابله است و شاید قبل از هر چیز این واقعیت را یادآوری می کند که کیفیت نهایی شورا و شهردار با هم ارتباط مستقیم دارد و نمی توان این دو را تافته جدا بافته از هم دانست و یکی را بر دیگری رجحان داد هرچند که برخی با اظهار نظرهای عجیب در روزهای اخیر تلاش کردند  این برتر بودن را به افکار عمومی بقبولانند.  با احترام به نظر چنین افرادی باید یادآور شوم ناکارآمد خواندن تمام یا بخشی از مجموعه ای که با رای مستقیم آنها انتخاب شده ایم بیش از هرچیز این موضوع را به ذهن متبادر می کند که اگر آن مجموعه به زعم شما کارامد بود انتخابشان شخصی غیر شما می شد و این بیش از زیر سوال بردن طرف مقابل نوعی گل به خودی است.

قطع به یقین در چنین مواردی وجود مدیرانی توانمند، با تجربه و اهل تساهل و تسامح را در راس طرفین نقش به سزایی در از حد خارج نشدن ماجرا دارد و این همان مساله ای است که اگر نگوییم رشت در سالیان اخیر از فقدان آن رنج برده باید بپذیریم که کمبود آن در راس مدیریت شهری و سازمانهای تابعه بشدت احساس شده است. مدیرانی مقتدر و با تجربه که علاوه بر شناخت کافی از مشکلات شهر، با ارتباطات و تعامل قوی و قانونی با سایر نهادها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی به حل معضلات اصلی شهر پرداخته و در بزنگاه های پیچیده دانش و خرد لازم برای مواجهه با بحران ها به منظور آرامش بخشی به شهر را داشته باشند تا پیمودن مسیر توسعه برای شهر تسهیل شود.

در اینجا لازم میدانم نکته ای را یادآوری کنم که این روزها می رود که به اشتباه رایج در برخی از محافل عمومی تبدیل شود و آن این است که  مدیریت مقتدر به معنی داشتن مدیران اقتدارگرا و دیکتاتور مابانه نیست!! مدیران مقتدر در  مقابل مشکلات و انتقادات مطرح، رفتاری جلف، زننده و نوعی توهین به طرف مقابل را سرلوحه واکنش های خود قرار نمی دهند و همچنین موجبات از دست رفتن آبرو و عزت نفس افراد را فراهم نمی آورند. اصولا یک مدیر توانمند، قادر به تلفیق توامان رویکرد آمرانه و مراعات رفاه و شرافت کارکنان، مردم و بطور کلی طرف مقابل بوده و ضمن حفظ اقتدار در مدیریت، از روحیه ای گرم و انسانی نیز برخوردار است. شاید سخن ماکس وبر جامعه شناس شهیر مصداق مناسبی باشد که از چنین ویژگی ای تحت عنوان اقتدار مشروع یا همان “اتوریته” نام می برد و می گوید ((اقتدار مشروع آن است که گروه معینی از مردم از فرمان معینی که شخص معینی می‌دهد، به رضا و رغبت اطاعت کنند)). تاکید دارم مخاطبان گرامی را توجه دهم به بحث اطاعت پذیری همراه با رضا و رغبت و نه تحکم ناشی از کبر و غرور! حال با احترام فراوان به طرفین ماجرا باید دید ما در مجموعه شهرداری و شورا چه میزان از این مدیران برخورداریم و یا چقدر مدیران ما به ویژگی ها ذکر شده نزدیکند؟ تا متخصصین، فعالین اجتماعی، کنش گران فضاهای رسانه ای و همچنین شهروندان این شهر سطح توقع شان را متناسب با همین توانمندیهای موجود برآورد کنند تا توقع ما برای داشتن برنامه های مدون و استراتژی های کارگشا برای شهر که باید خروجی چنین مجموعه ای (اعم از شهرداری و شورا) باشد با متر و معیار حقیقی تر معین گردد.

در پایان تمایل دارم به عرض رشتوندان گرامی برسانم که اگر رشت را عاشقانه دوست داریم فراموش نکنیم که توسعه مسیری پیمودنی است و توسعه پایدار شهری مبتنی بر نیازهای واقعی و تصمیم گیری های عقلایی (نه احساسی و لحظه ای) و با در نظر گرفتن ملاحظات مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی امکان پذیر بوده و جریانی چند بعدی است که یقینا مشارکت فعال، موثر و فارغ از هیجانات کاذب ما در سرعت بخشیدن به این فرایند نقش به سزایی خواهد داشت.

آنچه معروض داشته ام نه به قصد تخطئه شخص یا گروهی خاص و نه هرگز به قصد نادیده گرفتن تلاش های صادقانه و قابل تحسین تعداد قابل ملاحظه ای از انسانهای خدوم (در طول تمامی ادوار) در مجموعه شهرداری و شورای شهر رشت عزیزمان است بلکه به قصد اصلاح رویه های مخربی است که مسیر پیشرفت این شهر را اگرچه متوقف نساخته ولی یقینا  کُند کرده است.

امید آنکه مؤثر افتد.

علیرضا محمدی گرفمی

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

tel final1

Share