راه حلی که «بد» فهمیده شد

امروزه، تصویر و تفسیری ناقص از این اصلِ اصولی در اذهان عموم شکل گرفته، که سبب تقلیل ظرفیت عظیم این مفهوم کلیدی در دین مبین اسلام،به پایین‌ترین سطح ممکن شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

راه حلی که «بد» فهمیده شد

صمیمانه با مردم استانم!

photo_2016-02-20_11-54-48همواره در ذهنم هر انتخاباتی، با توجه به ایجاد فضای شور و نشاط جمعی و انقلابی،فرصتی بسیار مبارک شمرده می شد که می توان پیرامون موضوعات مهم و اساسیِ دغدغه ساز دلسوزان انقلاب و مملکت سخن گفت.ورود اینجانب به رقابتهای انتخاباتی مجلس خبرگان نیز این فرصت مغتنم را در اختیار من گذاشت تا بتوانم از این دغدغه ها،با هم استانی های فهیم و خردمندم سخن بگویم. باشد که این گفت و گوها و نقد و نظرات در این مسائل،فتح بابی شود برای حل معضلات کشوری و استانی.

مشخص و مبرهن است که امروزه یکسری مشکلات عام، برای زندگی همه آحاد ملت چالش برانگیز شده است؛از بداخلاقی های فردی و اجتماعی و ناهنجاریهای کلامی و گفتاری گرفته تا زشتیها و پلشتیهای رفتاری،  مفاسد و ناامنی های اقتصادی و اجتماعی … کهامنیت و راحت خیال را از هر عضوی از این جامعه سلب نموده است. در کنار این معضلات، مسائل اجتناب ناپذیر خاص زمانه، اعم از فضاهای رسانه ای افسارگسیخته و مبتذل، و دروغ گویی ها، تهمت ها و افترائات بی حساب در این فضاها بر احساس عدم امنیت دامن زده، و در بسیاری موارد تشخیص حق از ناحق را اگر نه غیر ممکن، لااقل بسیار مشکل نموده است.پس بر ماست که در کنار تقویت نیکی ها و نکات مثبتفراوان موجود در جامعه،برای رهایی از این رنجها و آسیبها چاره ای اندیشیده و در جستجوی راه حلی واقعی باشیم.

طبیعی است که هر کسبه فراخور بینش خود، تحلیل متفاوتی از این مسائل داشته، و در نهایت راهکار متفاوتی را ارائه می کند. اما به نظر من، عاملی اصلی در این نابهنجاریها، می تواند در یک گزاره عام خلاصه شود؛

تفسیری غلط و ناقص از اصل «امر به معروف و نهی از منکر»

متاسفانه امروزه، تصویر و تفسیری ناقص از این اصلِ اصولی در اذهان عموم شکل گرفته، که سبب تقلیل ظرفیت عظیم این مفهوم کلیدی در دین مبین اسلام،به پایین‌ترین سطح ممکن شده است.  حال آنکه امر به معروف و دعوت به نیکی ها، و نهی از منکر و بازداشتن از زشتیها،با ظرفیت عظیم اجتماعی که ایجاد می کند، منحصر به موی دختران و لباس پسران نبوده، و تقلیل این عنصر اساسی به چنین موارد محدودی، از مصادیق خیانت به آموزه های دینی می باشد؛ چرا که سبب مهجور ماندن دین در اداره یک امت می گردد.

بی شک تک تک شما عزیزان نیز می توانید مصادیق مهمتر و اساسی تری را برای این اصل تاثیرگذار برشمارید، که به عمد یا سهو،مورد غفلت سیاستگذاران حکومتی و فرهنگی قرارگرفته است. بدیهی است که کوشش و طلبِفرد فرد ما، برای تحقق این اصل مهم، گامی اساسی برای پایان بخشی به مظلومیت این رکن رکین حکومت‌داری است، کهثمراتی فوق العاده تاثیرگذار در زندگی همه ی ما به دست خواهد داد.به راستی کمی بیندیشیم که اگر مفهوم امر به معروف و نهی از منکر، در مصادیق فراموش شده‌ای چون آنچه در ادامه می آید، به کار گرفته می شد، چه جامعه زیبایی داشتیم:

·نهی از اشرافیت گرایی مسئولان و روحانیون و عناصر مؤثر در جامعه اسلامی، و امر به ساده زیستی و مردم داری.
نهی از تبعیض و ظلم و پاگذاشتن بر حقوق عمومی و بیت المال، و امر به مطالبه عدالت از مسئولین در همه عرصه ها.
نهی از فراموش کردن ملت و طبقه بندی مردم شریف ایران به بالا و پایین، و امر به نگاه مساوی به مرکز ایران و مناطق محروم.
نهی از کم فروشی ،کم کاری و مردم فریبی به ویژه در مسئولین و امر به پر کاری و یک رنگی و خدمت گزاری به مردم
نهی از خودباختگی و خود کم بینی و فراموش کردن داشته های اسلامی و ملی خود، و امر به باور ملی.
نهی از حذف فرهنگ و سنت اسلامی و ایرانی، و امر به گسترش فرهنگ و سنت اسلامی و ایرانی.
نهی از ترس و لرز در مقابل قدرتهای استکبار، و امر به ایستادگی و مقاومت برای رسیدن قلل رفیع کرامت.

آنچه گذشت اندکی از بسیار بود.

سخن انتهایی آن که؛

باید «امر به معروف و نهی از منکر» را از مسئولین ،کارگزاران و خواص کشور شروع کرده و به تمامی عرصه ها  گسترش دهیم تا زشتی ها  از جامعه مان رخت بربندند.

حجت الاسلام مهدی رهنما – نامزدپنجمین دوره انتخابات خبرگان رهبری

tel final1

Share