چرا ما به جای نقد، دست به تخریب می زنیم؟

اگر کسی کار کند، سیبل می‌شود و اگر کسی کار نکند دیگران به او کاری ندارند؛ برخی در فضای رسانه‌ها به دنبال این هستند به جای اینکه بگویند چرا ما رشد نکردیم می‌گویند چرا فلان نقطه رشد کرد و متاسفانه این حسادت‌ها و حساسیت‌ها وجود دارد.

گاهی دانسته یا ندانسته و خواه ناخواه، جای نقد و تخریب عوض می شود. نقد همان طور که از اسمش پیداست نقاط قوت و ضعف ها را بررسی می کند و هدف آن هم نقد عملکرد فرد یا سازمان است و نه نقد شخصیت و زندگی خصوصی فرد. هدف از نقد هم اصلاح امور است و این کار را با مشخص کردن ضعف ها و قوت ها عملی می کند.اما تخریب، نقطه مقابل نقد است تخریب، درست برعکس نقد، جایگاه حقیقی و حقوقی فرد نقد شونده را باهم در هم می آمیزد. زندگی خصوصی فرد را زیر ذره بین می برد و به جای اینکه عملکرد کاری و سازمانی شخص را زیر نظر بگیرد، شخصیت حقیقی و زندگی خصوصی وی را در نظر می گیرد و کنکاش می کند.این مقدمه عرض شد تا نگارنده با این سوال نظر شما را به اهداف عده ای بی هویت جهت تخریب مهندس جعفرزاده جلب نماید تا خود قضاوت کنید چرا ما به جای نقد، دست به تخریب می زنیم ؟؟

indexدر پاسخ به این سوال سه مساله مهم مطرح است:

اولین مساله، دخیل بودن فرهنگ سیاسی در این موضوع است. یعنی اینکه ما متاسفانه گاهی مواقع مواضع و منافع شخصی خود را بر مواضع و منافع ملی ترجیح می دهیم. یعنی اولویت را به مسائل فردی می دهیم. در این صورت انتقادهایی که وارد می کنیم، رویکرد مغرضانه پیدا کرده و بیشتر جنبه شخصی پیدا می کند. در واقع نقادی منصفانه را با تخریب غیرمنصفانه اشتباه می گیریم و فکر می کنیم که در نقش یک منتقد، حتما باید ساز مخالف بزنیم. نکته دیگر هم اینکه گاهی ممکن است منتقد نیت و هدف خیر و درستی از نقد داشته باشد اما، راه و روش صحیح نقد کردن را بلد نباشد.

ما راه درست استفاده از آزادی را بلد نیستیم

مساله بعدی به سابقه تاریخی کشور و ملت ما برمی گردد ما در دوران قبل از انقلاب کشور استبداد زده ای بودیم. مردم ما حق انتخاب و انتقاد نداشتند و اصولا راه انتقاد و حرف زدن را یاد نگرفتند. به دلیل همین ضعف، گاهی هم که فرصتی برای نقد پیش می آمد روش نقد تخریبی را در پیش می گرفتند. به عبارت دیگر می توان گفت متاسفانه ما راه درست استفاده از آزادی را بلد نیستیم. یعنی فرهنگ استفاده از آزادی را نداریم. به همین دلیل که نمی توانیم از آزادی درست و اصولی بهره ببریم، در نتیجه این رویه اشتباه ما منجر به سوء استفاده از آن می شود که نهایتا منجر به تخریب افراد می شود که نتیجه آن هم رواج هرج و مرج در جامعه است.
اگر بخواهیم یک جمع بندی در مورد مطالبی که ارائه شد داشته باشیم باید بگوییم که به طور کلی سه دلیل «شخصی، فرهنگی و تاریخی» باعث وقوع یک چنین رویکردی می شود.

اما موضوع مهم از طرح این مسئله در رابطه با گروه هایی که این پروژه های تخریبی را دنبال می کنند است .شما فکر می کنید ما نمیتوان نام یا شناسنامه خاص و مشخصی را پشت این تخریب ها علیه غلامعلی جعفرزاده ذکر کرد؟؟

تخریب هایی که صورت می گیرد هدفمند است

با تاکید میتوان گفت: بخشی از افرادی که این روزها بصورت سریالی دست به تخریب درفضای رسانه ای می زنند قطعا اهداف شخصی و مغرضانه دارند.

جای خالی شناسنامه و امضاء مشخص در پای نقدها خالیست!

اصولا شناسنامه یعنی معرف؛ یعنی نام و نشان از خود بر جای گذاشتن؛ دلیل عمده این مساله این می تواند باشد که فرد منتقد، به حرفی که می زند از لحاظ منطقی باور نداشته باشد. چون اگر باور داشته باشد که دیگر نام و نشان خود را پای مطلب پنهان نمی کند! اشاره می کنم به همان ضرب المثل معروف که می گوید: «کی بود کی بود؟ من نبودم!» که اشاره ای مستقیم دارد به همین مساله و راه فراری است برای این گروه از منتقدان تخریبگر!

این جناح های تخریب کننده ی فعال سیاسی مسائل پشت پرده دارند

جامعه دارای لایه های مختلف و متفاوتی است آیا میدانید این گروه های بی نام و نشانی که پروژه های تخریب را دنبال می کنند از کجا پشتیبانی می شوند. ما گروه های ناشناخته و شناخته شده بسیاری داریم که امروز به جرات به عقیده نگارنده می توانیم خیلی صریح و روشن بگوییم که در این فضای حال حاضر گیلان و رشت یک مرکز مشخص و معلومی دارد این پروژه ها را دنبال و مدیریت می کنند.

برخی از این افراد به خاطر منافع و خواسته هایی که دارند دست به دنبال کردن این پروژه های تخریبی می زنند ،عده ای پا را فراتر گذاشته و بدنبال و تخریب جریان فکری غالب هستند و نمود آنرا در جعفرزاده می بینند و اینگونه است که دست به تخریب می زنند ،عده ای هم اوضاع را اینچنین میبینند و برای خود کلاهی نمدی می بافنند.

باید این مخربین مغرض را در مواجه با افکار عمومی قرار دهیم

مبارزه با تخریب قطعا راهش مقابله به مثل نیست تخریب را با تخریب نمی توان پاسخ داد. اصلا راهش این نیست. کما اینکه باعث ایجاد تنش بیشتر نیز می شود. سکوت مطلق را هم در رابطه با این رفتار ها راه حل صحیحی نمی دانم راه حلی که مهندس جعفرزاده با سعه درصد فراوان و با آن نگاه خاص خود به جامعه ودمکراسی دارند باید سعی کنیم که با روشنگری هایی که انجام می دهیم، افراد و گروه هایی که دست به تخریب می زنند را وادار به پاسخگویی کنیم. باید آنها را در معرض افکار عمومی قرار داده تا این افراد در مواجه افکار عمومی جامعه با حرف ها و انتقادهایشان قرار بگیرند.باید این افراد را به مردم معرفی کنیم : در این صورت است که تفکرات و نقد های این افراد از طرف افکار عمومی پس زده می شود و شخص منتقد یا تخریبگر، رفته رفته منزوی شده و در نتیجه از این اقدامات تخریبی و مغرضانه خود دست بر می دارد.

باید بدانیم

اگر کسی کار کند، سیبل می‌شود و اگر کسی کار نکند دیگران به او کاری ندارند؛ برخی در فضای رسانه‌ها به دنبال این هستند به جای اینکه بگویند چرا ما رشد نکردیم می‌گویند چرا فلان نقطه رشد کرد و متاسفانه این حسادت‌ها و حساسیت‌ها وجود دارد.

حال دیدگان شما را در معرض چند سوال و جمله قرار میدهم تا خود پاسخ آن را بدهید و قضاوتی داشته باشید

اقتدار یک نماینده به این است که ثبات رأی داشته باشد در این صورت دیگر مهم نیست که دولت نظرش با وی هم‌نظر است یا نه زیرا او را به ثبات رأی می‌شناسند و مردی است که اگر جایی نقطه ضعفی هم دید بدون تعارف آن‌را بازگو می‌کند درحالی که اگر نماینده‌ای هم‌خط دولت باشد اما ثبات رأی نداشته باشد حتی دولت هم روی او حساب باز نمی‌کند.تذکراتی که نمایندگان مجلس می‌دهند و یا تعداد دفعاتی که به عنوان مخالف و یا موافق در طرح‌ها و لوایح صحبت می‌کنند از جمله شاخص‌هایی است که می‌توان به وسیله آن عملکرد نمایندگان را سنجید؛ برخی نمایندگان در طول دوره نمایندگی اصلا متقاضی نطق اضطراری ۵دقیقه‌ای نمی‌شوند و یا در طرح‌ها و لوایح به عنوان موافق و مخالف نظرات خود را مطرح نمی‌کنند که این نشان‌دهنده عدم استفاده آن‌ها از ظرفیت‌ نمایندگی است.تعداد طرح‌هایی که خود نمایندگان ارائه می‌دهند نکته کلیدی برای مقایسه فعالیت‌ها است بخش عمده فعالیت‌ نمایندگان برمی‌گردد به طرحی که خودشان تهیه کرده‌اند و معمولا امضای اول را می‌زنند که در سایت مرکز پژوهش‌های مجلس موجود است.یکی از وظایف و انتظاراتی که از نمایندگان وجود دارد این است که در جلسات مختلفی که با مردم ارتباط دارند و مشکلات را می‌بینند به جای فشار آوردن و ریش‌ گرو گذاشتن پیش فلان مسئول که از قانون عدول و مشکلات را موردی حل کنند، سعی کرده گیرهای قانونی را اصلاح نمایند.یک نماینده باید بتواند هم ارتباطات مردمی داشته باشد و هم مشکلات مردم را دسته‌بندی و جمع‌بندی کند که اگر خلاء قانونی یا گیر اجرایی دارد، برطرف شود و در این راستا اگر مدلی جوابگو نبود، مدل‌های دیگری را پیشنهاد دهد.

علی برق

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

tel final1

Share