شبکه های اجتماعی ما را سر به زیرتر کرده است!

شبکه های اجتماعی ما را سر به زیرتر کرده است! آنان که موی سپید کرده اند قشنگ به خاطر دارند که یکی از دغدغه هایشان برای سیه موهای خانواده سر به زیر بودن بود و توصیه همیشگی پیرهای فکر و اندیشه به جوانان خام و عاشق پیشه سر به زیر بودن بود و این پند […]

شبکه های اجتماعی ما را سر به زیرتر کرده است!
sokotinnamedآنان که موی سپید کرده اند قشنگ به خاطر دارند که یکی از دغدغه هایشان برای سیه موهای خانواده سر به زیر بودن بود و توصیه همیشگی پیرهای فکر و اندیشه به جوانان خام و عاشق پیشه سر به زیر بودن بود و این پند بیش از هر نصیحتی به بند سخن در می آمد و بسامد بالایی داشت.
نسل بی گوشی و تبلت کمتر گوش شنوا داشتند و بیشتر هوش عملی شان فعال بود و برای گرفتن پاس در بازی وسطی، برای زدن گل در فوتبال، برای برداشتن کلاه و کمربند در بازیهای بومی ، محلی کشورمان و ….. همیشه باید سربالا و حواس جمع می بود تا بتواند پیروز میدان های بازی و زندگی شود و در موارد مورد توصیه نیز بنابر رسم مالوف همچنان سر به هوا داشت تا زمین و به همین دلیل گم شده های آن دوران راحت تر یافت می شد تا امروز.
اما نسل تکنولوژیک شده امروز، افرادی بیش از حد سر به زیر و آرام که در مهمانی ها به یک سلام و احوالپرسی بسنده می کنند و به تاریکخانه های خود باز می گردند تا جهان مجازی را که امروز دیگر حقیقی ترین و واقعی ترین بخش زندگی شان شده است، تنها نگذارند و به جای زندگی با واقعیات، بیشتر درگیر جهان صفر و یک شده اند و به همین دلیل هم تنها چیزی که می تواند آنها را خوشحال کند زیاد شدن صفر جلوی حساب های بانکی شان است و بس!
در گذشته دغدغه ی خانواده در روزهای مهمان داری چگونه ساکت کردن کودکان و نوجوانان بود و امروز چگونه بر سر حرف کشاندن آنان !!!
پیشتر قرنطینه کودکان و نوجوانان مد بود و امروز اگر نوجوانی در جمع مهمانان حضور داشته باشد ، حسن است و نشان افتخار!
در خیابان ها که عبور می کنید بیش از نیمی از جوانان و نوجوانان سر در گوشی و تبلت دارند و درصد کمتری هم از میانسالان سر به زیر دارند و مشغول نوشتن و خواندن و خندیدن و یا واکنش هایی به آنچه می نویسند و یا می خوانند و این آفت زندگی های امروزی است.
والدین و اجداد ما به نظر در انتخاب نوع دعا و نصیحت خود دچار اندکی اشتباه محاسباتی شده بودند و این پند بیش از آنکه به کار آید بندی بر پاهای نسل بعدی گردیده است و نمی دانم «می شود روزی صفا با ما هم اما صبر دارد»  یا در بر همین پاشنه خواهد چرخید!!!

سام سکوتی بداغ

مدیر خانه و شغلم کمم بود
مدیر این گروهم گشت مازاد
از آن روزی که گوشی گشت تعویض
شدم بنده پنیر و همسرم کارد
اگر چه صد فرند اد کرده مارا
بلاک زندگی گشتیم: ای داد …!!!
خودم دانم نصیحت کار من نیست
که خرما خورده را منع است ایراد
تلف کردم همه وقتم به این شعر
گروپی تازه آن سو گشت ایجاد
هزاران پی ام ناخوانده را من
کنون باید بخوانم: اوه.. مای گاد…

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

telegramdintitled

Share