بازی اسرائیل با مُهره عربستان سعودی

بازی اسرائیل با مُهره عربستان سعودی بی تردید عربستان سعودی یکی از بازیگران مهم منطقه جنوب غرب آسیا به شمار می رود که به عنوان یکی از رقبای سنتی ایران از گذشته تا کنون به ایفای نقش در معادلات منطقه ایمی پردازد. نقش آفرینی و موضع گیری های عربستان به ویژه در ماجرای توافق هسته […]

بازی اسرائیل با مُهره عربستان سعودی

pashakintitledبی تردید عربستان سعودی یکی از بازیگران مهم منطقه جنوب غرب آسیا به شمار می رود که به عنوان یکی از رقبای سنتی ایران از گذشته تا کنون به ایفای نقش در معادلات منطقه ایمی پردازد. نقش آفرینی و موضع گیری های عربستان به ویژه در ماجرای توافق هسته ای ایران و ۱+۵ نشان می دهد که این کشور علیرغم داشتن ادعای ام القرایی جهان اسلام ولی همسو با اسرائیل گام برداشته به نحوی که اخبار مذاکرات محرمانه عربستان با سران رژیم صهیونیستی در اتخاذ مواضع علیه جمهوری اسلامی ایران به تواتر به گوش می رسد.
پس از درگذشت ملک عبدالله و روی کار آمدن ملک سلمان سیاست های تندروانه این کشور در منطقه سرعت بیشتری به خود گرفت به نحوی که ابتدا به بهانه حمایت از دولت منصور هادی و با هماهنگی شورای
خلیج فارس اقدام به حمله نظامی به کشور یمن نمود و نیز از سوی دیگر رایزنی هایی را به جهت به بن بست رساندن موضوع مذاکرات ایران و کشورهای غربی ترتیب داد. در این راستا عربستان سعودی به شکلی همسو با سیاست های دولت اسرائیل تلاش نمود تا از طریق تطمیع و یا تهدید این مذاکرات را تحت الشعاع خود قرار داده و بازیگری پر قدرت خود را در منطقه حفظ نماید. به نظر می رسد مسئولان عربستان سعودی شعار : دشمنِ دشمن من، دوست من است، را سرلوحه تعاملات خویش با اسرائیل قرار داده اند این در حالی است که این اقدام یک اشتباه تاکتیکی در منطقه است که تبعاتی استراتژیک به همراه خواهد داشت. باید توجه داشت سیاست هر کشوری برای ایجاد همگرایی با کشور یا کشورهای دیگر بر اساس منافع ملی و جایگاه آن کشور در معادلات منطقه ای و بین المللی تعریف می شود لذا همواره این امکان وجود دارد که: دشمنِ دشمن من، دشمن من نیز، محسوب گردد.
موقعیت جغرافیایی کشور عربستان بازگو کننده امتیازات مهمی است که این کشور را به یکی از مهمترین کشورهای منطقه جنوب غرب آسیا بدل ساخته است. از جمله این امتیازات می توان به موارد ذیل اشاره داشت:
۱- یکی از ارکان تولید کننده نفت جهان
۲- وجود اماکن مقدسه مکه و مدینه در این کشور
۳- عضویت ارشد و تاثیرگذار در سازمان های منطقه ای و فرا منطقه ای چون: سازمان کنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس، اپک و…
۴- ادعای رهبری جهان اسلام و نیز جهان عرب
۵- کشوری تاثیرگذار در استراتژی بحری و متحد ایالات متحده و کشورهای غربی
۶- و…
تمامی این مزیت های عنوان شده باعث افزایش وزن ژئوپلیتیک کشور عربستان در منطقه گردیده است. از این رو است که این کشور تلاش می نماید تا در مسائل منطقه ای جنوب غرب آسیا بازیگری فعال داشته باشد. اما علیرغم تمامی مزیت ها، این کشور درگیر بحران های داخلی متعددی است که دوام حکومت را با چالش های جدی روبرو ساخته است از جمله این بحران ها می توان به بحران های: مشروعیت، مشارکت، توزیع و هویت اشاره نمود. هر یک از این بحران ها به منزله تهدیدی جدی برای حاکمیت آل سعود محسوب می گردد. با نگاهی به تحولات عربی چند ساله اخیر کشورهای عربی چون تونس، مصر، لیبی، یمن و… می توان دریافت که این دسته از کشورها نیز با انقلاب های مردمی برآمده از چنین بحران هایی مواجه و سرنگون شدند. با این حال عربستان نیز همچون کشورهای باقی مانده عربی تلاش نمود تا از طریق تغییرات سیاسی، تطمیع و سرکوب مخالفان تا حدودی اعتراضات پیش آمده را متوقف نماید و یا عملاً زمان بیشتری را برای خود بخرد.
ملک سلمان برادر فهد بن عبدالعزیر از خاندان سدیری می باشد. در زمان حکومت فهد، علیرغم اینکه عبدالله ولیعهد وی محسوب می شده ولی به دلیل اینکه از خاندان مادریشریم می بود تلاش گردید تا وی در امور حکومتی دخالتی چندان نداشته و یا کنترل شده باشد. بنابراین پس از روی کار آمدن سلمان تغییرات گسترده سیاسی در ساختارهای حاکمیتی کشور امری بدیهی به شمار رفت زیرا بازگشت قدرت به خاندان سدیری مستلزم هزینه های خاص خود بود. هر چند که خاندان سدیری رابطه مناسبی با ایالات متحده و کشورهای غربی دارند اما موضوع توافق هسته ایران خود زمینه ایجاد کدورت خاطر طبقه حاکمه از سیاست های ایالات متحده را فراهم آورد به نحوی که مقامات امریکایی در برخی از مواقع سفرهایی برای رفع دغدغه های موجود به این کشور داشته اند.
ایران تحریم شده، این فرصت را برای کشورهای منطقه از جمله عربستان ایجاد نمود تا جایگزین مناسبی برای تامین نفت کشورهای جهان باشد. همچنین محدودیت های فرا روی ایران ناشی از تحریم ها، بازیگری این کشور را در منطقه افزایش داد به نحوی که امروزه می توان رشد گروه های تکفیری و پروژه های ایران هراسی را در میان کشورهای عرب منطقه به خوبی مشاهده کرد. افزایش تولید نفت در پی تشدید تحریم های بین المللی علیه ایران و در راستای آن تحریم خرید نفت ایران خود گویا منفعت عربستان سعودی از موضوع تحریم های ایران می باشد.

نمودار۱) کاهش تولید نفت ایران پس از سال ۲۰۱۲

نمودار۱) کاهش تولید نفت ایران پس از سال ۲۰۱۲

نمودار شماره۲) افزایش تولید نفت عربستان سعودی پس از سال ۲۰۱۲

نمودار شماره۲) افزایش تولید نفت عربستان سعودی پس از سال ۲۰۱۲

همزمان با این نقش آفرینی، گروه های تکفیری از جمله دولت اسلامی شام و عراق(داعش)، جبهه النصره و دیگر گروه های تکفیری در کشورهای حوزه جنوب غرب آسیا و نیز شمال آفریقا رشد و توسعه کارکردی پیدا نموده به نحوی که به عنوان تهدیدی علیه جوامع و دولت های منطقه به حساب آمدیند. البته موضع رسمی حکومت آل سعود تایید حمایت از گروه های تروریستی نیست، اما افراد پر نفوذ و متمول تاثیرگذار در طبقات حاکمیتی این کشور همواره به شکل غیر رسمی یا رسمی، حمایت های مادی و معنوی خود را از گروه های یاد شده عنوان داشته اند.
اهداف عربستان در رقابت با ایران را می توان در موارد ذیل خلاصه نمود:
۱- رهبری سنتی جهان عرب و ناسیونالیسم عربی در مواجهه با نژاد ایرانی و کشور ایران (موضوع عرب و عجم)
۲- اشراف و تاثیرگذاری بر صادرات نفت
۳- تقابل با رواج اندیشه های اهل تشیعمحدود ساختن مسلمانان شیعه در منطقه
۴- تقابل با نفوذ ایران در کشورهایی چون سوریه، عراق، یمن، افغانستان، لبنان و…
۵- حمایت غیررسمی از گروه های سلفی و تکفیری در منطقه
۶- تسلیح مخالفان در سوریه و عراق
۷- رقابت تسلیحاتی با ایران
۸- مقابله با توسعه برنامه های هسته ای ایران

ژئوپلیتیک عربستان
نقشه شبه جزیره عربستان بازگو کننده محدودیت های ژئوپلیتیکی این کشور می باشد. شبه جزیره عربستان تنها در برگیرنده کشور عربستان سعودی نیست بلکه مجموعه کشورهای حوزه خلیج فارس، عمان و یمن را نیز در بر می گیرد که این دسته از کشورها دور تا دور عربستان را در این شبه جزیره احاطه کرده اند.

نقشه کشورهای حوزه جنوب غرب آسیا

نقشه کشورهای حوزه جنوب غرب آسیا

عربستان از شرق به عمان، از جنوب به یمن، از شمال به خلیج فارسو کشورهای عرب حاشیه آن و از غرب به دریای سرخ محدود می شود. در سه جهت از چهار جهت جغرافیایی این مناطق، ایران نفوذ موثر دارد. در شمال؛ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز با وجود آزادی عبور و مرور چالشی ژئوپلیتیک برای عربستان تلقی می گردد. از سمت شرق؛ علیرغم اینکه عمان متحد عربستان به حساب می آید اما رابطه تاریخی و سیاسی ویژه ای با ایران دارد به نحوی که به تواتر نقش آفرینی این کشور در مناسبات منطقه ای وجهانی با موضوعیت ایران دیده شده است. از جنوب؛ سابقه تاریخی تعامل ایران و شیعیان یمن به خصوص حوثی ها همواره به عنوان تهدید برای عربستان به حساب می آید. لذا عدم دسترسی و اشراف استراتژیک در افق آینده به خلیج فارس، دریای عرب و خلیج عدن این کشور را وا داشته تا از هر طریق ممکن دسترسی های خود را امکان پذیر نماید. تنگنای ارتباطی نامطمئن دریای سرخ با توجه به محدودیت های کانال سوئز امکان انتقال نفت خام را در مواقع بحران(شامل اعمال محدودیت های احتمالی در خلیج فارس، دریای عدن و یا دریای عرب) میسر نمی سازد. از آنجا که اتکای اصلی اقتصاد عربستان سعودی بر محور صادرات منابع انرژی می باشد از این رو همواره تلاش می نماید تا راه های انتقال انرژی خود را مصون بدارد.

نقشه خطوط لوله نفت در عربستان

نقشه خطوط لوله نفت در عربستان

نقشه خطوط لوله نفت در عربستان به خوبی نشان دهنده محدودیت های ژئوپلیتیک این کشور می باشد. بنادر صادرات نفت عربستان عموماً در خلیج فارس، عمان، یمن و نیز دریای سرخ می باشند از این رو به نظر می رسد این کشور به جهت رفع تهدیدات و وابستگی احتمالی تلاش می کند تا اوضاع را به نفع خود حفظ نماید. بدیهی است که روی کار آمدن دولتی در یمن که با اهداف عربستان زاویه داشته باشد می تواند مخاطراتی را در حوزه صادرات انرژی برای این کشور به وجود بیاورد.

توافق هسته ای و موضع عربستان سعودی
همانطور که گفته شد عربستان ایران را به عنوان رقیب سنتی خود ارزیابی می کند. رقیبی که به لحاظ موقعیت ژئوپلیتیک اهمیتی به مراتب بیشتر از عربستان برای غرب دارد. اگر چه حمایت غرب از عربستان به واسطه ماهیت تامین کننده منابع انرژی صورت می گیرد اما باید به خاطر داشت که بازگشت ایران به چرخه صدور نفت می تواند از ارزش عربستان به نحو محسوسی بکاهد. از سوی دیگر عربستان همچون اسرائیل معتقد است که رفع تحریم ها و بازگشت دارایی های بلوکه شده می تواند به دستیابی ایران به مقاصد منطقه ای خود کمک شایانی نماید، این اهداف می تواند شامل موضوع ایجاد ثبات در عراق، سوریه و نیز یمن باشد که همه این موارد از نقش آفرینی عربستان در حل و فصل موضوعات منطقه ای به شدت می کاهد. از سوی دیگر کاهش قدرت بازیگری عربستان در منطقه، باعث تضعیف حاکمان این کشور شده و منجر به ظهور و بازتولید مشکلات و اختلافات داخلی گردد و از سوی دیگر جنبش های اجتماعی مسکوت مانده و یا سرکوب شده در این کشور نیز فرصتی برای فعالیت می یابند.
عربستان سعودی مواضع ضد و نقیضی را در روند مذاکرات تا حصول توافق هسته ایران داشته است.از موضع گیری های منفی وزیر دفاع و وزیر امور خارجه این کشور تا اعلام امیدواری به نتایج توافق. تمام این مواضع دو گانه ناشی از عدم برآورد استراتژیک و چشم اندازی مبهم از آینده توافق هسته ای ناشی می گردد. شاید اینگونه موضع گیری هایی را بتوان از عدم تجربه کافی و پختگی سیاسی وزرای دفاع و امور خارجه عربستان دانست که به شکلی شتابزده اظهار نظرهایی را در این رابطه مطرح می سازند. با این حال از آنجائیکه نقش ایران در مناسبات منطقه ای برای عربستان چشم پوشیدنی نیست لذا نمی تواند تحولات مربوط به آن را نادیده بگیرد.
بی تردید تلاش های اولیه عربستان مبتنی بر عدم شکل گیری توافق بر مبنای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران و افزایش بازیگری آن در مناسبات منطقه ای بوده است. در این میان تقارن و همپوشانی منافع اسرائیل و عربستان سعودی این مسئله را مطرح کرد که اتحادی از این دو در جهت تضعیف حصول توافق شکل گرفته است. عربستان سعودی در سیاست های جدید خود تلاش کرده است تا روابط خود را با روسیه توسعه دهد. شاید این اقدامات در راستای تراسندن غرب، از پیوستن این کشور به اتحادی با روسیه مطرح شده است اما باید توجه داشت علیرغم چنین تهدیداتی از آنجائیکه عربستان جزئی از استراتژی بحری به حساب می آید عملا امکان پیوستن آن به استراتژی بری امکان پذیر نمی باشد و نزدیکی به روسیه تنها تاکتیکی کودکانه برای تهدید غرب می باشد. زیرا تنها پل ارتباطی منطقی زمینی با روسیه از ایران می گذرد و عربستان نیز نمی خواهد در توسعه روابط خود با روسیه وزن ژئوپلیتیک ایران را افزایش دهد.
اجرای توافق هسته ای علاوه بر ایجاد موازنه صدور انرژی در منطقه باعث رفع تحریم های گوناگونی علیه ایران می شود که تا کنون کشورهای منطقه بیشترین منافع اقتصادی و سیاسی را از این تحریم ها نصیب خود نموده بودند. علاوه بر مزایای اقتصادی رفع تحریم، بازگشت دارایی های بلوکه شده و فراتر از همه اینها قدرت دیپلماسی گفتگوی ایران خود می تواند ایران را در زمره کشورهای تاثیرگذار جهانی و قدرت بی بدیل منطقه ای تبدیل سازد. همانطور که سران ۱+۵ پس از انجام توافق بدان اظهار داشتند. از این رو این ایفای نقش گسترده ایران، منافع عربستان سعودی را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت که در این میان می توان به شکست پروژه ایران هراسی در منطقه اشاره داشت و همچنین عربستان پس از اجرای توافق هسته ای ایران عملاً نمی تواند انتظار عدم تعامل و توسعه روابط کشورهای هم پیمان خود(مانند کشورهای حوزه خلیج فارس) با ایران را داشته باشد.

همسویی اسرائیل و عربستان علیه توافق هسته ای

اسرائیل از ابتدای مذاکرات به القای بدبینی به نتیجه آن و وحشتازحصول یک توافق بد، اقدام نموده است. دشمنی اسرائیل با ایران همواره سیاستمداران رژیم صهیونیستی را بر آن داشته است تا از طرق مختلف تهدیدهایی را برای منافع جمهوری اسلامی ایجاد نمایند. از فرایند جاسوسی صنعتی و هسته ای تا پروژه کذایی بمب های اتمی ایران و نیز انتشار اطلاعات غلط و وهم انگیز از مراکز هسته ای ایرانو ترور دانشمندان هسته ای باعث شده، که از زمان شروع مذاکرات، تل آویو روزهای پرکاری را داشته باشد. اگرچه ایالات متحده همواره امنیت اسرائیل را امنیت خود بر می شمرد اما با واقع نگری سیاسی تلاش می نماید تا به همراه موضوع تامین امنیت آن مذاکرات هسته ای ایران را پیش ببرد. یکی از بزرگترین مزیت این مذاکرات تردید افکنی در میان کشورهای غربی در خصوص ادعاهای اسرائیل بود، به نحوی که اغلب مذاکره کنندگان غربی در جریان مذاکرات، اظهار نظرهایی در رد ادعاهای رژیم صهیونیستی مطرح نمودند. اسرائیل و عربستان هر دو از حصول یک توافق بد اظهار نگرانی شدید نمودند و بر اساس اخبار منتشره مقامات دو طرف دیدارها و مذاکراتی را نیز با هم در این خصوص با یکدیگر داشتند. اما مساله تقارن منافع ملی عربستان و اسرائیل در بحث توافق هسته ای ایران نمودی از شکل گیری احتمالی همگرایی دو جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران است. لذا اسرائیل تلاش می نماید تا با تحریک عربستان سعودی به هر نحو ممکن منافع منطقه ای ایران را با تهدید مواجه سازد.
n5ntitled

نقش آفرینی عربستان در تجاوز به یمن نیز علاوه بر پیگیری اهداف عربستان نکته مهمی را در خود نهفته دارد و آن این است که در صورت قدرت گرفتن شیعیان یمن، اشراف بر تنگه استراتژیک باب المندب برای ایران میسر تر می گردد و از این طریق ارتباط اسرائیل با دریاهای آزاد به شدت با محدودیت مواجه خواهد شد. از این رو است که منافع ملی عربستان و اسرائیل در خصوص توافق و موضوع یمن یا یکدیگر همپوشانی دارد.
برنامه های هسته ایران نیز فصل مشترک همکاری های عربستان و اسرائیل به شمار می رود. القای تهدید آمیز بودن این برنامه ها و نیز ادعای توسعه تسلیحاتی و موشکی ایران از سوی عربستان و اسرائیل با جدیت دنبال می شود به نحوی که یکی از تاثیرگذارترین عوامل در پروژه ایران هراسی ادعای به خدمت گرفتن انرژی هسته ای ایران در تکنولوژی تسلیحاتی می باشد. اسرائیل تلاش می کند تا به اعراب این نکته را القا نماید که تهدید واقعی علیه آنها رژیم صهیونیستی نیست بلکه جمهوری اسلامی ایران محسوب می گردد و این موضوع با توجه به حمایت ایران از جنبش های ضد اسرائیلی منطقه باعث شده است تا اسرائیل به القای تهدید منطقه ای و جهانی ایران مبادرت نماید تا از این طریق بتواند همگرایی منطقه ای را علیه ایران به وجود آورد. یقیناً موفقیت اسرائیل در این بخش منجر به تضعیف محور مقاومت گردیده و تهدید اولیه اسرائیل علیه جهان اسلام را تحت تاثیر قرار خواهد داد. زمانی که در منطقه تهدید از اسرائیل به ایران انتقال یابد آنگاه فرصت بروز همکاری های دیگری میان اسرائیل و عربستان و به تبع سایر کشورهای عرب مشتاق به وجود می آید که مانند گذشته با واکنش شدید افکار عمومی جوامع شان مواجه نخواهد شد. «در چنین شرایطی به نظر می رسد که یکی از مشترکات عربستان و اسرائیل قطع محور تهران، بغداد، دمشق، بیروت و سرنگونی نظام سوریه و همچنین حذف مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان از صحنه خاورمیانه باشد». بدین ترتیب توفیق همکاری های دو جانبه عربستان و اسرائیل در پرتو اشعاعه هراس عمومی از ایران هسته ای می تواند هزینه های بسیار زیادی را در صحنه منطقه ای و جهانی به ایران تحمیل نماید.

نتیجه گیری
حصول توافق هسته ای در نگاه کلان، پیروزی دیپلماسی ایرانی در قبال رویکرد قدرت های بزرگ و امکان بازیگری فعال ایران در معادلات منطقه ای و جهانی را در پی خواهد داشت. حداقل مزایای این توافق شکست تلاش های رژیم صهیونیستی در به انزوا کشاندن ایران در محیط بین المللی است و در این میان سایر کشورهایی که به نحوی با رویکردهای ایران در منطقه موافق نیستند و یا نسبت به آن مواضع خصمانه دارند نیز حصول توافق را برای خود شکست می پندارند. خروج ایران از فصل هفتم منشور شورای امنیت که خود یک اتفاق منحصر به فرد در تاریخ این شورا می باشد پندار اسرائیل مبنی بر اجماع جهانی جنگ علیه ایران و یا حمله به مراکز هسته ای این کشور را نقش بر آب نمود و امکان نقش آفرینی جمهوری اسلامی را در حل مناقشات و بحران های منطقه ای را فراهم آورد. در آینده اسرائیل و دوستان غیر رسمی آن در منطقه تلاش خواهند کرد تا به نحوی بر روند اجرای توافق تاثیرات منفی بگذارند. عربستان سعودی خواهد کوشید تا از طریق ارتقاء سطح نظامی خود حصول توافق هسته ایران را نوعی رقابت تسلیحاتی معنا نماید و این موضوع را نیز به کشورهای حاشیه خلیج فارس تلقین کند این در حالی است که اگر کشورهای منطقه به رقابت تسلیحاتی ذکر شده تن دهندفشار بسیاری به اقتصاد این کشورها وارد خواهد آمد بنابراین امکان به وجود آمدن انشقاق میان رویکرد این کشورها و عربستان سعودی وجود خواهد داشت. ایران باید بکوشد بر اساس دیدگاه حُسن همجواری با همسایگان، دغدغه های احتمالی آنان را از طریق راه های دیپلماتیک مرتفع سازد. باید به یاد داشت فراهم شدن روابط مسالمت آمیز با همسایگان یکی از شروط توسعه هر کشور به شمار می رود و این موضوع با توجه به تهدیدات تروریستی شکل گرفته در کشورهای همسایه ایران، می تواند به امنیت مرزهای ایران نیز کمک شایانی نماید. از سوی دیگر ایجاد شکاف در روابط میان کشورهای عرب منطقه با اسرائیل می تواند پایگاه اسرائیل را تضعیف کند.

سجاد کریمی پاشاکی- دکترای جغرافیای سیاسی و مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share