رسانه ملی و آنتن بی مشتری

صدا و سیما سازمانی استراتژیک و مهم است که یکی از ماموریت های اصلی آن به عنوان رسانه ملی ، «ارتقای فرهنگ عمومی» جامعه و «انتقال ارزش های اساسی» به نسل بعد می باشد اما به نظر می رسد این روزها حال رسانه ملی چندان خوب نیست و مشکلات مالی که بخش عمده آن حاصل […]

صدا و سیما سازمانی استراتژیک و مهم است که یکی از ماموریت های اصلی آن به عنوان رسانه ملی ، «ارتقای فرهنگ عمومی» جامعه و «انتقال ارزش های رضا سیف پوراساسی» به نسل بعد می باشد اما به نظر می رسد این روزها حال رسانه ملی چندان خوب نیست و مشکلات مالی که بخش عمده آن حاصل سالها سیاست تکثر گرایی و حجیم شدن بیش از اندازه صدا و سیما از یک طرف و ساختار دیوان سالار حاکم برآن از طرف دیگر است ، همچون بختکی به جان این رسانه مهم و استراتژیک افتاده و تلاش رییس جدید سازمان نیز متاسفانه هنوز چاره ساز نشده است . در کنار این مشکلات مالی ، شیوه های نامناسب و ناکارآمد برنامه سازی و عدم تلاش برنامه سازان برای تجربه های جدید مطابق « میل » و « نیاز » مخاطبین نیز باعث شده تا فاصله « ایده » تا « تولید » آنچنان زیاد شود که عملا حاصل تولیدات رسانه ای صدا و سیما فرسنگ ها از « ذائقه » مخاطبانش فاصله بگیرد . همه اینها را که کنار هم بگذاریم چاره ای نداریم جز اینکه بگوییم « حال سازمان بزرگ صدا و سیما و این رسانه ملی ، خوب نیست » اما در عوض به نظر می رسد حال رقیبان ماهواره ای چندان هم بد نباشد ! . متاسفانه دقیقا در مقابل این وضعیت صدا و سیما ، شبکه های ماهواره ای ریز و درشت به پشتوانه نگاه تخصصی به «رسانه » و شناخت دقیق « ذائقه مخاطب ایرانی » نه تنها توانسته اند نیاز بخش مهمی از مخاطبین داخلی را برآورده سازند بلکه با تاسف باید گفت ؛ این شبکه ها در ایجاد نیازهای جدید و « ذائقه سازی » برای مخاطب ایرانی نیز تا حد زیادی موفق بوده اند . گواه این ادعای تلخ هم گسترش روزافزون دیش های ماهواره ای برفراز پشت بام ها و تاییدات مستقیم و غیر مستقیم مدیران فرهنگی و سیاسی کشور است که هر از گاهی در همین مطبوعات داخلی خودمان می خوانیم .
این وضعیت برای صدا و سیما که تا کنون با توجیه « مقابله با تهاجم فرهنگی » و « مقابله با گسترش شبکه های ماهواره ای » به جذب بودجه می پرداخت نگرانی دیگری را هم به همراه داشته است و آن عدم اقبال مناسب شرکت ها ، بنگاه های اقتصادی و برندهای معروف ایرانی به رسانه ملی است . صدا و سیما با آغاز بحران مالی به جای چاره اندیشی اساسی ، علی رغم تذکرات پیاپی کارشناسان و بر خلاف سیاست گذاری های کلان کشور و افق ترسیم شده در پیش روی رسانه به عنوان « دانشگاه عمومی » ، به جذب گسترده «اسپانسر» و مهم تر از آن « فروش آنتن » روی آورد و ناخواسته و برخلاف وظیفه ذاتی خود به بازار تجارت پیوست . غافل از اینکه «بازار» و « تجارت » قواعد خاص خود را دارند و « سود » اصلی ترین قائده این بازی است . از اینرو از همان ابتدا دور از انتظار نبود که شرکت ها و برند های تجاری معروف ، متناسب با « سود » خود به دنبال مخاطب بیشتر برای پیام های بازرگانی و تبلیغات باشند و در این میان رفته رفته شبکه های متعدد تلویزیون داخلی از اولویت شرکت ها و برند ها خارج شده و «تبلیغات » محصولات داخلی در « شبکه های ماهواره ای » علی رغم غیر قانونی بودن ! ، رونق گرفت . این پدیده از ابعاد مختلفی قابل بررسی است اما یکی از تلخ ترین پیام های آن برای ما این واقعیت است که در این بازار تجاری ، شبکه های رسانه ملی نسبت به رقبای ماهواره ای خود در جذب مخاطب عقب مانده اند و این را « بازار» به خوبی فهمیده است هر چند اگر ما از روی تعصب نخواهیم آن را بپذیریم . گواه این ادعا با مروری چند ساعته در کنداکتور پخش شبکه های مختلف ماهواره ای که به پخش برنامه های لایت و خانوادگی ، بخصوص انواع سریال های کره ای و ترکی می پردازند به دست می آید . در لابلای سریال های سخیف این شبکه ها – که عمدا در این نوشتار از ذکر اسم آنها پرهیز می کنیم – متاسفانه نام برندهای بزرگ تجاری ایران به کرات دیده و شنیده می شود آن هم با شیوه های تبلیغاتی همان شبکه ها !!! . در واقع حقیقت خنده دار این است که چرخ این شبکه های ماهواره ای به مدد نگاه تخصصی مدیرانشان توسط صنعت داخلی خود ما می چرخد و حال آنکه چرخ رسانه ملی ما از کمبود بودجه میلنگد .! اکنون سوال اصلی این است که چرا چنین اتفاقی رخ داده و آیا از ابتدا تجاری کردن صدا و سیما به مصلحت بود؟
اجازه بدهید ابتدا به شکلی سریع و گذرا به پاسخ سوال دوم بپردازیم زیرا قصد دارم در مقاله ای دیگر بطور مفصل تر به بیان آن بپردازم لذا به نظر می رسد ذکر همین یک جمله ، مربوط به یکی از شخصیت های سیاسی بزرگ می تواند پاسخ درخوری به این بخش از سوال ما باشد ؛« توسعه تلویزیون تجاری تهدیدی کلی برای بشریت محسوب می شود » !!! این جمله مربوط به رئیس فعلی یا قبلی صدا و سیما یا حتی یکی از وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی خودمان یا اساتید دانشگاه هنر یا دانشکده صدا و سیما نیست . این جمله مربوط به « واسلاو هاول » رییس جمهور کشور چک است که در سال ۱۹۹۲ در همایش اقتصاد جهانی (سوییس ) ایراد نمود .امروز تمام سیاستمداران و سیاستگذاران رسانه ای دنیا دریافته اند که تلویزیون باید ابزاری فرهنگی و فرهنگ ساز و در خدمت « منافع عمومی » باشد و با بودجه دولتی اداره شود نه بنگاهی تجاری و اقتصادی و متکی به منابع مالی بنگاه های اقتصادی ریز و درشت . اینجاست که به خوبی معنی جمله امام (ره) در مورد صدا و سیما را درک می کنیم که فرموده بودند ؛ «صدا و سیما در معنای واقعی کلمه باید مستقل باشد » و نیز پی میبریم که چگونه امام (ره) و رهبر معظم انقلاب سالها پیش تاکید داشتند ؛ صدا و سیما باید یک « دانشگاه عمومی » باشد . ادامه این بحث بماند برای بعدو فرصتی بیشتر ، اما سوال اول ما این بود که چرا بخش مهمی از مخاطبین طی سال های گذشته تا امروز روی خود را از شبکه های داخلی برگردانده اند و بیشترین توجه شان به شبکه های ماهواره ای شده ؟ تا آنجا که بخشی از بنگاه های تبلیغاتی و تجاری داخلی هم برای تبلیغ کالای خود شبکه های ماهواره ای را برگزیده اند و متاسفانه پولشان را برای آن شبکه ها سرمایه گذاری می کنند ؟ بدون شک علت این پدیده تلخ را باید در عملکرد رسانه ملی جستجو کرد . مدیران محترم رسانه ملی بخصوص تیم جدید مدیریتی باید این حقیقت را بپذیرند که «رسانه » در دنیای امروز یک « علم » است و با پدیده ای علمی باید به شیوه ای علمی برخورد کرد . شیوه ای متکی بر « مشاهده دقیق » و بر اساس رویکرد « خود انتقادی » و نهایتا اخذ تصمیمات سازنده بر اساس « نظریه های علمی معتبر» بدور از هر گونه تعصب . برای حصول این مهم لازم است صدا و سیما ابتدا مروری بر عملکرد خود داشته باشد و نقاط قوت و ضعف خود را در این روند حدودا چهل ساله بشناسد . با نگاهی اجمالی در می یابیم هرگاه رسانه ملی به پخش برنامه های جذاب و البته پرمحتوا در قالب تفریح و سرگرمی پرداخت انبوه مخاطبین را به خود جذب کرد تا آنجا که مخاطبین همیشه چشم انتظار سریال های طنز و خانوادگی رسانه ملی بودند . در میان برنامه های گفتگو محور هم همیشه برنامه های چالشی که به بیان خواست و ذکر مطالبات مردم می پرداخت از اقبال فوق العاده ای برخوردار بودند اما این روند متاسفانه ثابت نبود و نواقصی هم در این مسیر مشاهده می شد که متاسفانه طی چند سال اخیر شدت گرفت . مهمترین این نواقص عبارتند از :
– عدم درک درست از واژه « رسانه ملی ، دانشگاه عمومی » که مورد تاکید رهبر معظم انقلاب و امام راحل (ره) بوده و تمسک جستن به شیوه های « انتقال مستقیم پیام » به جای « پیام غیر مستقیم » که باعث وازدگی مخاطب می شود.
– بیان گزینشی و محدود اطلاعات و اخبار و حتی بیان اطلاعات سوخته که در عصر « رسانه های نوین» عملا نا مفهوم و نا معتبر است . حال آنکه اگر هر خبری به موقع ، سریع و شفاف و البته با تحلیلی کارشناسانه به مخاطب ارائه می شد بی شک اعتماد و اقبال مخاطب بسیار بیش از این می بود و مخاطبین برای کسب سریع اطلاعات به سایر رسانه ها متوسل نمی شدند .
– حرکت به سمت « برنامه سازی کارمندی » و عدم توجه به شیوه های نوین برنامه سازی و ساختارهای جذاب و نو که عمدتا در شبکه های معتبر ماهواره ای به رخ بینندگان کشیده می شود . برنامه سازی کارمندی باعث شده تا به تدریج انگیزه تولید و تجربه ساختارهای نو و جذاب متناسب با زمان ، کم رنگ شود .
– کم توجهی به « میل » و « نیاز» مخاطبین و در عوض تمرکز بر عنصر « مصلحت » مخاطب که البته نمی تواند رکنی دقیق باشد و چه بسا مصلحت مخاطبین دقیقا چیزی جز این باشد که ما تصور می کنیم .
– ساختارهای نا کارآمد اداری ، بطوریکه روند « ایده » تا « تولید » به شدت دشوار و بروکراتیک بوده و در عوض با حجیم شدن سازمان ، رسانه ملی مجبور شد هزینه های زیادی را از بخش تولید خارج و بر بخش های خدماتی و پشتیبانی کننده بیافزاید .
با همه این احوال به نظر می رسد تیم جدید مدیریتی صدا و سیما تاحد زیادی بر وجود این مشکلات واقف است و بالاخره به این نتیجه رسیده که باید برای حضور در « رژیم رسانه ای » خانواده ها طرحی نو بیاندازند اما بدون شک این تیم راه بسیار دشواری را در پیش دارد . امیدواریم ریاست محترم سازمان صدا و سیما با « فراخوان مشاوران کاربلد » و « دعوت از نیروهای متخصص » ، با « نگاهی علمی به پدیده رسانه » و اتکا به « اصل خود انتقادی » بتواند رسانه ملی را از این پیچ تند به سلامت عبور دهد و در این راه اگر چه نمیتوان از بازار و تجارت انتظاری بیش از این داشت اما می توان از دولت و مجلس انتظار داشت که کمک نمایند تا صدا و سیما هر چه بیشتر و بهتر در خدمت « منافع عمومی » گام بردارد و هرچه کمتر به منابع مالی حاصل از« فروش آنتن » و تبلیغات متکی باشد . دیدیم آنها که مشتاق خرید آنتن بودند به تدریج از صدا و سیما فاصله گرفته و به شبکه های ماهواره ای روی آورده اند و تنها حاصل این سیاست ،دلزدگی مخاطبین بود . مخاطبینی که باید دوباره در جذب آنها تلاش کنیم و از مزیت موجود یعنی « رسانه پاک » آنگونه که باید استفاده نماییم . اتخاذ این شیوه ، با توجه به گسترش روز افزون سیستم پخش جهانی ماهواره ای ، بدون شک درارتقای منطقه ای رسانه ملی نیز مفید خواهد بود.

رضا سیف پور- مدرس دانشگاه و تحلیلگر رسانه

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.
Share