امام علی (ع)‌ شهید راه عدالت

ساقی به جام عدل بده باده تا حریف غیرت نیاورد که تا جهان پر بلا کند امام علی (ع) اسطوره نیست بلکه یک عینیّت جاری در تاریخ بشریّت است ، سرمشقی جامع و فراگیر برای عمل کردن ، نه تنها ضریح و بیرقی برای گریستن ،و ناله سر دادن ! شیعه بودن با خود مسئولیت […]

ساقی به جام عدل بده باده تا حریف

غیرت نیاورد که تا جهان پر بلا کند

امام علی (ع) اسطوره نیست بلکه یک عینیّت جاری در تاریخ بشریّت است ، سرمشقی جامع و فراگیر برای عمل کردن ، نه تنها ضریح و بیرقی برای گریستن ،و ناله سر دادن ! شیعه بودن با خود مسئولیت های بی شمار به همراه دارد. نمی توان شیعه بود و در مقابلِ فقرِ فقیران و مسکنتِ مسکینان ، سکوت کرد و در پسِ زانوی خموشی ، نشیمن نمود و بسی بدتر و فاجعه آمیز تر از آن منفعت جویانه و زالو صفتانه به ثروت اندوزی پرداخت! راستی و به واقع ، کیست که نداند که امام علی (ع) شهید راه عدالت است !؟ بشریّت همواره با مفاهیم فرا دینی مانند :‌کرامت ،عدالت ،آزادی و … بوده است که منزلت ِ دینی را می سنجد و با این معیارهایی از این دست ، آن را می پذیرد یا نمی پذیرد. مفهوم فربه عدالت با همه ابهام و کژ تابی های آن در جهان امروز، و با وجودِ همه ی نحله های وابسته به آن ، همچنان پر قدرت تر از گذشته در صدر مفاهیم بزرگ انسانی و مقولات مقدس بشری نشسته است. راقم این سطور، گفته است این سخن و بار دگر می گوید که ، امروزه روز بیش از دیروز مفهوم بلند عدالت در بین ما هم می تواند به عنوان یک تهدید جلوه نماید و هم به عنوان یک فرصت ، و این بستگی به آن دارد که ما چه نسبتی را با آن برقرار کنیم ‌ناگفته پیداست که وقتی سخن از عدالت می گوییم نباید آن را به عنوان یک امر بسته و بسیط تلقی کنیم عدالت مانند دیگر مفاهیم بشری هم اکنون شعب و شاخه های فراوان دارد مانند : عدالت اجتماعی ،‌عدالت توزیعی ،‌عدالت آموزشی و … کتاب نهج البلاغه به منزله میراث علوی به ما نشان میدهد که امام علی (ع)‌ چگونه به عدالت می اندیشیده است و چگونه تا واپسین لحظات زندگی خود در جهت تداوم و تثبیت آن خار در چشم و استخوان در گلو مشی نموده است و برای بقا و حیات آن چگونه با مجاهدت هر چه تمام تر تا محراب عبادت به پیش تاخته است. انقلاب اسلامی ایران از روز نخست (یعنی از هنگام انعقاد خود) عدالت علوی را پاردایم معرفتی و الگوی رفتاری خود در تکوین و تنظیم ساختار حکومتی خویش قرار داده است. فیلسوفان ما بر این مسئله تاکید ورزیده اند که علتِ موجبه ی پدیده ای لزوماً علت مبقیه آن نیز باید باشد همزمانی شهادت آن امام همام با لیله القدر می تواند نمادی از مراعات اندازه های ضروری در زندگی ما شیعیان باشد شب قدر چیزی جز ایفای این عدالت و اجرای تناسب در ادعا و عمل نیست نمی توان در کسوت مسئولیت از عدالت سخن گفت اما در اشرافیت زندگی نمود! نمی توان به ظاهر حامی و شیعه مولای متقیان (ع)بود و در ویژه خواری ، باج خواهی ، زمین خواری ، شعار پردازی ، باند سالاری ، پیشتاز قافله بود! همه ی شیعیان خاصّه کسانی که در کسوت مسئولیت به سر می برند با میزان امام علی(ع) وزن می شوند و با این ترازو سنجیده می گردند چه زیبا خطاب به پیشوای عدالت مولانا گفته است :

تو ترازوی احد خو بوده ای

بل زبانه هر ترازو بوده ای

دکتر سید حجت مهدوی سعیدی – استاد دانشگاه
پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share