هدایتی:خادم گفت هدایتی اگرچه از جنس کشتی نبوده ولی واقعا در گیلان طوفانی بپا کرد

تعجب می‌کنم که داماش به خاک سیاه نشست و کسی عابدینی را بازخواست نکرد!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا،این یک گفتگوی متفاوت با مردی می باشد که سالها در ورزش مدیریت کرده و حالا آبدیده شده است؛ او هم اکنون سکاندار هیات کشتی است و دست بر قضا کشتی گیلان را به جاهای خوبی رسانده اما وی تجارب ارزشمندی در فوتبال دارد و به نوعی زندگی اش با «توپ گرد» گره خورده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا،این یک گفتگوی متفاوت با مردی می باشد که سالها در ورزش مدیریت کرده و حالا آبدیده شده است؛ او هم اکنون سکاندار هیات کشتی است و دست بر قضا کشتی گیلان را به جاهای خوبی رسانده اما وی تجارب ارزشمندی در فوتبال دارد و به نوعی زندگی اش با «توپ گرد» گره خورده است.
۲۰۱۵۰۵۰۵_۱۴۱۳۱۳
بیوگرافی:
• نام: نقی • نام خانوادگی: هدایتی
• متولد ۱۳۴۲ • سابقه ورزشی: سالها مسوول تربیت بدنی سپاه، سرپرست تیم پگاه گیلان، مدیر باشگاه فجر رشت، مدیر باشگاه مقاومت، مسوول فوتسال گیلان، مسوول فوتبال ساحلی گیلان و در حال حاضر رییس هیات کشتی استان گیلان • رشته های تخصصی: فوتبال و تیراندازی

گفتگوی «سوال جواب» و «گلچین امروز» با نقی هدایتی به شرح ذیل است:

آقای هدایتی خیلی خوش آمدید، به عنوان اولین سوال بفرمایید از هیات کشتی گیلان چه خبر؟
سپاسگزارم، برای من افتخار است که در دفتر شما و پاسخگوی سوالات شما هستم چون «سوال جواب» و گلچین امروز دو روزنامه پرمخاطب محلی به حساب می آیند، اما در مورد هیات کشتی خدمت شما عرض کنم که ما با دست خالی هیات را اداره می کنیم، هیات حتی یک ریال هم درآمد ندارد ولی با همه این اوصاف هیات کشتی را جزو سه هیات برتر گیلان کرده ام.
کشتی که مثل ورزش های کمربنددار نیست پس ما نمی توانیم بابت ارتقا کمربند و غیره درآمد داشته باشیم.
هیات ما خیلی مظلوم است، شاید باور نکنید ولی بنده با تکیه بر رایزنی هایی که با مسوولان دارم تاکنون ۲۴ تخته تشک گرفته ام و با چنگ و دندان هیات را اداره می کنم و حتی ملی پوش هم داده ام.
آقای هدایتی شما سابقه ورزشی روشنی دارید و با تکیه بر تجارب فراوانتان در هیات کشتی مدیریت می کنید، آیا اداره یک مجموعه ورزشی رمز و رموز خاصی دارد؟
دقت کنید که مدیریت یعنی هنر تقسیم کار و در عین حال وقت گذاشتن! در حال حاضر دفتر هیات کشتی گیلان هر روز از ساعت ۵/ ۸ تا ۱۴ بلااستثناء باز است و مدیر دفتر ما در محل دفتر هیات از تمام زیر و بم کارها با اطلاع است و پاسخگوی تمام سوالات، نامه ها و ارباب رجوع هاست. این یعنی تقسیم کار و در عین حال تمرکز و وقت گذاشتن!
من در تمام جلسات فدراسیون شخصا حاضر می شوم و اگر رییس فدراسیون سرفه کند جواب می دهم!
کار به جایی رسیده که آقای خادم (رییس فدراسیون) خودش گفت که: «این هدایتی اگرچه از جنس کشتی نبوده ولی واقعا در گیلان طوفانی بپا کرده و دارد کار می کند!»
همه اینها ثمر تلاش و پشتکار است و یک روزه به اینجا نرسیدیم، کار سازمانی کردیم، حتی شدیدترین انتقادها را شنیدیم و پذیرفتیم؛ خوشبختانه حالا به جایی رسیده ایم که کشتی گیلان در مسیر پیشرفت قرار گرفته است.
آقای هدایتی همه هیات ها از کمبود بودجه می نالند، آیا راه حلی برای فائق آمدن بر این مشکل وجود دارد؟
اگر دوستان حرف گوش کنند می توان براین مشکل هم غلبه کرد شما دقت کنید که ما ۴۸ هیات ورزشی در استان داریم، باید کارشناسی شود که از این ۴۸ هیات کدام ها فعال ترند!
باید ۱۰ هیات برتر را جدا کنند و بودجه کلان را بین آن ۱۰ هیات تقسیم کنند و نتیجه اش را ببینند؛
یک مثال کشاورزی بزنم اگر ما برای ۱۰ تا شالیزار آب داشته باشیم ولی این آب را بین ۴۸ شالیزار تقسیم کنیم، معلوم است که برنج های هر ۴۸ شالیزار می سوزد، پس عقل حکم می کند که ۱۰ شالیزاری که در اولویت هستند را اول آبیاری کنیم و بعد برای سایر هم فکر مناسبی انجام دهیم.
برای پیشرفت کشتی در ایران چه راهکاری به نظرتان می رسد؟
رسول خادم باید باشگاه های معروف ایران را مجاب کند که تیم کشتی داشته باشند، اگر ما به هر طریقی پرسپولیس، استقلال، سپاهان، تراکتور و … را وارد گود کشتی کنیم، این ورزش مدال آور پیشرفت بیشتری می کند، به شما قول می دهم اگر پول آب معدنی فوتبال برای کشتی صرف شود این رشته در دنیا غوغا خواهد کرد!
آقای خادم هر طوری شده باید کانال ارتباطی را پیدا کند و باشگاه ها را مجاب کند، از طرفی ارتباط فدراسیون و وزارت خانه هم باید هماهنگ و تنگاتنگ باشد چون یک دست صدا ندارد.
آقای هدایتی روزی که شما رییس هیات کشتی شدید خیلی ها تعجب کردند و سوال کردن آقای هدایت فوتبالیست کجا، کشتی کجا؟! حالا سوال ما این است که اداره کشتی مشکل تر است یا فوتبال؟
شما را به خدا این سوال را نپرسید چون حتم دارم که جوابش را خودتان می دانید، آخر فوتبال کجا … کشتی کجا!
فوتبال مولد پول است ولی در کشتی، شما به عنوان مسوول هیات باید مولد باشید! اداره کردن هیات فوتبال با کشتی خیلی فرق دارد.
در کشتی اول و آخر باید خرج کنی؛ در فوتبال مدیریت کردن خیلی راحت تر است چون باشگاه ها که دارند کار خودشان را می کنند پس مدیر فقط باید مدیریت بلد باشد! کشتی اسپانسر ندارد ولی در فوتبال از در و دیوار اسپانسر می ریزد.
پس با این اوصاف اگر فوتبال گیلان به وجود شما نیاز داشته باشد در انتخابات هیات فوتبال شرکت می کنید؟
راستش من تمام زندگی ام با فوتبال گره خورده، زمانی که در فجر سپاه مدیریت می کردم بازیکنان بزرگی مثل سیامک اکبری معاف، فرزاد برنونی، مسعود نجف زاده، سید تقی میرفاطمی، باباخانی، شاهرخ مهدی زاده، شهباز رفیعی و … را تحویل فوتبال این مملکت دادم و آمارم روشن است.
حتی در فوتسال و فوتبال ساحلی هم آمار ما پیشرفت جالب توجهی را نشان داد اما من تعهد اخلاقی به جامعه کشتی هم دارم و درباره حضور دوباره در فوتبال باید با جامعه کشتی جلسه بگذارم!
حالا بالاخره اگر فوتبال گیلان به تجربه شما نیاز داشته باشد وارد گود می شوید یا نه؟
اولا باید به این نکته اشاره کنم که هیچکس در هیچ هیات ورزشی نباید از ورود افراد متخصص واهمه داشته باشد در همین رشته کشتی بارها گفته ام که اگر مدیر قوی تر از من پیدا شد دستش را می بوسم و هیات را دو دستی تقدیم می کنم. در فوتبال هم اگر هر کدام ما موثر هستیم باید از تخصص ما استقبال شود. من برای کشتی زحمت کشیدم و وقت گذاشتم ولی اگر واقعا بر من تکلیف شود که عمرم را برای اعتلا و پیشرفت فوتبال گیلان بگذارم و در آن مدیریت کنم بیست و چهار ساعته در خدمت خواهم بود.
ما سرباز این کشوریم و هر جا به وجودمان نیاز باشد در خدمتگذاری حاضریم. فوتبال گیلان هم جا برای کار فراوان دارد می توان در آن آثار ماندگار ثبت کرد.
آقای هدایتی حالا که بحث به سمت فوتبال رفته اجازه بدهید این بحث را ادامه بدهیم … اگر فرض کنیم که شما نظر مساعد جامعه کشتی را گرفتید و وارد گود فوتبال شدید چه برنامه ای در ذهن دارید؟
فوتبال آبروی ورزش است و مدیریت پادگانی در آن جواب نمی دهد. از طرفی من و شما هر درجه ای در محیط کارمان داشته ایم را باید زمین بگذاریم و به خود بقبولانیم که در فوتبال سربازیم نه سرهنگ و سروان و غیره و ذالک!
در فوتبال مدیر باید خاکی باشد و با همه تعامل کند، اگر این گونه عمل نشود اختلاف های فوتبالی زیاد می شود و حتی ممکن است بعضی از شهرستان ها و باشگاه ها مدیر را به رسمیت نشناسند؛ من اگر به فرض مسند مدیریتی در فوتبال داشته باشم اول کلاهم را قاضی می کنم و آمار می گیرم که مجموعه تحت مدیریت من در کجای فوتبال ایران قرار دارد و با آمار سازی و خود گول زدن باعث توقف فوتبال نمی شوم!
شما که یکی از مدیران پیشکسوت فوتبال گیلان هستید فکر می کنید که الان برای بهبود وضعیت فوتبال استان چه کارهایی باید ضرب الاجل انجام داد؟
باز هم تاکید می کنم که باید آمار درست بگیریم، مثلا باید رضوانشهر بگوید که هدفش در فوتبال چیست و تا کجا می خواهد صعود کند، چوکا، سپیدرود، شهرداری فومن، شهرداری لنگرود و … هم همینطور! باید تحقیق کنیم که رشت ظرفیت چند تیم را دارد و چطور باید از تماشاچیان پر شمار سپیدرود و داماش حمایت کرد.
تعجب می کنم که چقدر راحت داماش به خاک سیاه نشست و کسی عابدینی را بازخواست نکرد! اگر من در فوتبال استان بودم هرگز این اتفاق نمی افتاد، مگر می شود که باشگاه پرطرفدار داماش بین زمین و آسمان ول باشد و کسی عابدینی را بازخواست نکند! می خواهم بدانم مسوولان چه شرمندگی پیش این آقا داشتند که باشگاهی که با این همه طرفدار دست و پنجه نرم می کند، عابدینی حتی یک بار به دفتر هیات فراخوانده نشد تا پاسخگو باشد!
آخر مگر می شود تیم از لیگ برتر به دسته پایین تر بیفتد و مردم از غصه هلاک شوند و یک استان در تشویش بسوزد ولی مدیر باشگاه حتی برای یک بار پایش را در هیات فوتبال نگذارد؟! آیا این موضوع بودار و سوال برانگیز نیست؟!
چطور استقلال خوزستان که مشکل مشابه به داماش را داشت خرش را از پل گذراند اما ما اندرخم یک کوچه ماندیم؟!
کدام تعهد و قید اخلاقی مانع از فراخوانی و پاسخگویی آقای عابدینی در دفتر هیات فوتبال گیلان شد؟!
متولی هیات فوتبال گیلان اگر زمان «سقوط و نزول» و در هنگام بروز مشکلات بزرگ یقه عاملان و مسببان مشکل را نگیرد پس چه زمان باید این کار را انجام دهد؟
آقای عابدینی در تمام مدتی که داماش در آتش مشکلات و بی پولی و تفرقه و غیره می سوخت و در ورطه سقوط بود در روزنامه ها و رادیو و تلویزیون حضور فعال داشت و درباره پرسپولیس و بورس و خصوصی سازی و هزار و یک ماجرای دیگر پاسخگو می شد اما فوتبال گیلان را لایق نمی دانست که دو کلمه در مورد آن اظهارنظر کند و در دفتر هیات فوتبال گیلان حاضر شود!
من در این موارد به اندازه یک کتاب قطور حرف دارم چون معتقدم تیمی که سقوط کرد می توانست با یک مدیریت صحیح به این روزگار دچار نشود!
آقای هدایتی شما یک زمانی از اعضای فعال باشگاه پگاه هم بودید بفرمایید فرق پگاه و داماش در چه بود؟
بله یادم هست، پگاه را در سال اول ما محکم کردیم و تیم با ورود بازیکنان بزرگ به صلابت واقعی رسید؛ افشاریان مدیر خوبی بود ولی نباید زیر بار حرف مسوولین میرفت و بازیکنان مسن را به تیم وارد میکرد، جالب است بدانید که من یک بازیکن ۳۲ میلیونی را به پگاه آوردم اما ریالی حق انتقال نخواستم و شاید همین عملکرد بوده که دوستی ما و بروبچههای فوتبال را به اوج رسانده است و این میتواند مهمترین فرق باشگاه داماش و پگاه باشد.
درباره باشگاه سپیدرود رشت چه نظری دارید؟
سپیدرود رشت مثل ملوان انزلی سرمایه ارزشمند ورزش استان گیلان است؛ شما کجا دیده اید که بازی استقلال تهران و ملوان در انزلی باشد و همزمان در رشت ده هزار جمعیت برای بازی لیگ دسته ۲ بین سپیدرود رشت و آلومینیوم اراک به استادیوم بیاید؟
سپیدرود تیم بینظیری است و تماشاچیانش فوق العاده هستند ولی حضور آقای نجفی به عنوان مدیر چندین ساله باشگاه سپیدرود مثل حضور عابدینی در داماش هیچ نتیجه مشخصی برای این تیم نداشت، به عبارتی نجفی هم مثل عابدینی در برابر هیچ مسوولی پاسخگو نشد که چرا سپیدرود را با این همه طرفدار در رشت گرفته و برنامه اش چه بود؟!
وی باید توضیح میداد که چه کار میخواهد بکند اما انگار آدم نفسدار در هیات فوتبال نبود که این توضیحات را از آقای نجفی بپرسد و در نتیجه زمان به ضرر سپیدرود سپری شد!
بالاخره آقای هدایتی در یک کلام مشکل ورزش گیلان را در چه میبینید؟
مشکل یکی دو تا نیست، من با آقای رهنما، مدیرکل ورزش گیلان، رفیق هستم ولی اگر مشکلی باشد مستقیم به خودش میگویم.
مدیریت، رفاقت نمیبرد و باید محکم بود و در حل مشکلات کوشید؛ مثلا همین مزایده سالنهای ورزشی نباید غیر تخصصی باشد؛ این که سالن کشتی را به تکواندو بدهیم و سالن دوومیدانی را تحویل رشته دارت بدهیم واقعا غیر کارشناسی و مسخره است! به نظر من اصل مزایده اشتباه است و تکلیف این برنامه باید کاملا مشخص شود.
از طرفی اماکن پر بازده باید در اختیار هیاتهای موثر قرار بگیرد به خالی بندیها هم باید پایان بدهیم و این گونه نباشد که فلان هیات به صورت رویایی آمار بدهد که ۱۸۰۰۰ ورزشکار سازمان یافته دارد و کسی یقهاش را نگیرد، کارها باید حساب وکتاب داشته باشد!
صحبتهای کوتاه نقی هدایتی
من ۶ تا هیات را همزمان میتوانم اداره کنم اما اداره کردن داریم تا اداره کردن! اگر قرار باشد واقعا کار انجام دهیم برای یک هیات وقت کم میآوریم.
تعامل با ورزشکاران سه اصل می طلبد ۱ـ رسیدگی ۲ـ ادب ۳ـ دلسوزی و وقت گذاشتن
من با نگاه حذفی مخالفم؛ باید حتی حرف دشمنانمان را هم بشنویم و دفتر هیاتهای ورزشی را مبدل به پادگان نکنیم!
من با هر ۱۳ نماینده مجلس تعامل دارم و به نفع کشتی گیلان از آنها امکانات گرفتهام و از این بابت راضی هستم، در هر رشته دیگری هم مسوولیت داشته باشم از مسوولان امکانات می گیرم تا ورزشکاران راحت باشند.
مدیریت کردن در ورزش مثل بازی شطرنج است، اگر خوب مدیریت نکنی کیش و مات میشوی!
تاسف انگیزترین اتفاق چند سال اخیر ورزش گیلان عدم همکاری با باشگاه پگاه در راه ساختن دهکده المپیک بود. آن زمان یاسایی رییس مجموعه پگاه در کشور به ورزش علاقه داشت و یک میلیارد و ۲۵ میلیون تومان داد و برای پگاه در ابتدای جاده شفت زمین خرید تا در آنجا دهکده المپیک تاسیس شود اما استانداری وقت گیلان برای تغییر کاربری و احداث این مجموعه ورزشی بینالمللی چوب لای چرخ گذاشت و همکاری نکرد و این یک تراژدی بزرگ بود.
از انتقادهای سالم واهمه ندارم ودر عین حال به انتقاد ناسالم که برای تلکه کردن هیاتها در بعضی روزنامهها و سایتها نوشته میشود توجهی نمیکنم. چون اصولا با آدمهای تلکه بگیر مخالفم!
من ورزشی هستم ولی از آدمهای سیاسی برای ارتقای ورزش استفاده میکنم، به نظر من این موضوع خیلی خوب است و هیچ اشکالی هم ندارد!
به اعتقاد من مسوول ورزش باید کاراکتر و تیپ کار را داشته باشد همانطور که یک مسوول فرمانداری و شهرداری هم باید حرف زدن بلد باشد و تیپش به کارش بخورد.اگر یک مسوول ورزش لباس پوشیدنش و حرف زدنش به پستش نخورد ول معطل است!
فوتبال پشت صحنه فراوان دارد و گاه خیلی کثیف میشود ولی با رفاقت و تعامل میتوان کارهای بزرگی در آن انجام داد.

Share