یک یا علی تا عشق …

یک یا علی تا عشق … درختان در بهار به احترام کسی ایستاده اند که جنگل جنگل سبزینه گی، و دریا دریا آینه گی، وامدارِ نامِ نامی اوست. سخن از آدمیزاده نیست یا سخن از فرشته؛ غزل غزل آوازِ قناری از بالا بلندی، خورشید تبار است، که جان و جهان را در بارانِ برکت، به […]

یک یا علی تا عشق …

۹۴درختان در بهار به احترام کسی ایستاده اند که جنگل جنگل سبزینه گی، و دریا دریا آینه گی، وامدارِ نامِ نامی اوست. سخن از آدمیزاده نیست یا سخن از فرشته؛ غزل غزل آوازِ قناری از بالا بلندی، خورشید تبار است، که جان و جهان را در بارانِ برکت، به مهمانیِ سرچشمه های ناب معرفت بُرد؛ ما آب را و گندم را به نام او شناختیم و دانستیم که هر بار نامِ او را بگوییم، کوه دیگر سنگین نیست، و خارهای بیابانِ وجود، علفزاری از تِرمه و مخمل است، که پاها را به سفرِ عشق و امید می بَرَد.

همان گونه که کوچ غمگنانه اش، آسمان را تا ابد داغدیده کرد، میلادش، کهکشانی از نور و ترانه را، به ضیافت زمین دعوت کرد. سخن از والا تباری ست که هر واژه اش، گوهری بود تا انسان در تلألؤ آن ذاتِ خود را و حق را دریابد، و منشورِ انسانیت را در هزار توی تاریخ، دست به دست و سینه به سینه بچرخاند.

 سخن از عشق است، عشقی ذوالفقار به دست که دنیا را در صلح و دوستی می خواهد؛ عشقی که ما به ولایتِ آن گردن نهاده ایم و می دانیم که تا گُسترای عدل او، فقط یک یا علی مانده است…

*سیّدرضا سیّددانش – فعال فرهنگی و رسانه ای

Share