عابدینی معرفتی و مالی به من بدهکار است/از تیرماه به دنبال گزینه مورد نظرشان بودند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا ،علی نظر محمدی سکوتش را شکست و در مورد بسیاری از اتفاقات باشگاه داماش گیلان افشاگری کرد. سکوتی که در اوج ناجوانمردی های صورت گرفته و بسیار قابل تحسین بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا ،علی نظرمحمدی ملقب به «علی چیلاورت» دروازه بان سابق و محبوب رشتی ها که فوتبالش را از سلیمانداراب، پایین محله شهرباران و تیم شاهین رشت آغاز کرد و در تیم هایی نظیر ملوان، پیام مشهد، مس کرمان، پگاه گیلان، استیل آذین و… سابقه بازی دارد و در کارنامه اش دعوت به تیم ملی «ب» و تیم ملی ارتش ایران دیده می شود. نظرمحمدی از رکورداران صعود به لیگ برتر با تیم های داماش گیلان(دو بار)، ملوان انزلی(دو بار) و مس کرمان محسوب می شود. وی در این مدت کوتاهی که وارد عرصه مربیگری شده است مدرک B آسیا را دریافت کرده و برای حضور در کلاس های A مربیگری لحظه شماری می کند. این مقدمه ای بود تا پسر محبوب شهرباران را بیشتر بشناسید که در گفتگویی تفصیلی با وارش اسپرت سکوتش را شکست و در مورد بسیاری از اتفاقات باشگاه داماش گیلان افشاگری کرد. سکوتی که در اوج ناجوانمردی های صورت گرفته و بسیار قابل تحسین بود.

۷۳۷۱۴۴۸۰۹۹۱۴۶۰۲۷۰۱۷۲آقای نظرمحمدی پشت افشین ناظمی را در فصل گذشته خالی کردید که سرمربی داماش شدید؟!

در فوتبال ایران بعد از اینکه در میانه های یک فصل، نفر دوم جایگزین سرمربی تیم می شود، این شائبه به وجود می آید که او زیرپای نفر اول را خالی کرده است اما در فوتبال حرفه ای این امر یک چیز طبیعی است و هر تیمی که نتیجه نگیرد در آن تغییر و تحولاتی صورت خواهد گرفت.

 داماش در آن برهه نتایج اصلا خوبی را نگرفته بود و به هر حال بعد از ۷-۸ هفته ناکامی پی در پی، باشگاه تصمیم گرفت که تغییراتی را صورت دهد. بعد از برکناری آقای ناظمی با من صحبت هایی را انجام دادند و من همواره اعلام کردم که به دنبال گزینه هایی باشید که بتوانند به تیم بیشتر کمک کنند و این را مدیر باشگاه در برنامه نود هم اعلام کردند اما به هر حال با توجه به مشکلاتی که باشگاه با آن مواجه شده بود، نتوانستند گزینه دیگری را بیاورند و با خود بنده ادامه دادند. بنده هم با تمام وجود تلاشم را کردم و در سه هفته ابتدایی هم جلوی باخت ها را گرفتیم، اما آن تعطیلات اگرچه به لحاظ بدنی به ما کمک کرد ولی چون شرایط مالی اصلا خوب نبود تیم دچار بحران شده بود و بازیکنان دل به کار نمی دانند. حق هم داشتند چون ماه ها بود که پولی دریافت نکرده بودند و تقریبا از آبان ۹۲ تا ۲۲ فروردین ۹۳ که بازی ها به اتمام رسید، ما فقط توانستیم آن کمک ۲۰۰ میلیونی را که شهرداری و استانداری تزریق کرده بود را بین بازیکنان تقسیم کنیم که رقمی در حدود ۴-۵ میلیون تومان برای هر نفر شد.

وقتی داماش سقوط کرد همه خواستند از این مسئله شانه خالی کنند اما من عذرخواهی کردم و الان هم عذرخواهی می کنم از هواداران که به خاطر کم کاری هایمان، تیم خوب داماش به لیگ یک سقوط کرد.

 راننده اتوبوس میگفت تا وقتی پولم را واریز نکنید حرکت نمی کنم!

*نمی خواهیم که زیاد به مسائل آخرین فصل لیگ برتر بپردازیم، اما اگر خیلی خلاصه بخواهید از دلایل عدم نتیجه گیری مخصوصا در نیم فصل دوم فصل ۹۳-۹۲ بگویید، چه خواهید گفت؟

به هر حال همه ما در سقوط مقصر بودیم. دلایل فنی، مالی، مدیریتی، بازیکن و… همه تاثیر گذار بودند. اگر اسم بازیکن را هم آوردم، منظورم به این نیست که ما بازیکنان خوبی را نداشتیم، بلکه به این علت است که ما در نیم فصل دوم به جای آنکه تیم را تقویت کنیم بازیکنانی مثل افشین چاوشی، کبه، داسیلوا، سعید حلافی، محمد آبشک و… را هم از دست دادیم و چون به لحاظ مالی مشکل هم داشتیم، نتوانستیم که هیچ اردو و بازی تدارکاتی را برگزار کنیم. با تمام این اوصاف محتمل بود که نتایج در نیم فصل دوم ضعیف تر شود.

آنقدر اوضاع مالی تیم خراب بود که وقتی برای سفر به اصفهان عازم شده بودیم، راننده اتوبوس در اطراف لوشان، ماشین را نگه داشت و گفت باشگاه داماش خیلی به من بدهکار است و تا وقتی که پول من را واریز نکنید، حرکت نمی کنم. نزدیک به ۴۵ دقیقه در کنار اتوبان سرگردان بودیم تا اینکه در داخل ماشین سرپرست تیم و بقیه اعضا پول گذاشتند و اتوبوس حرکت کرد.

بازی اصفهان، مهمترین بازی تیم بود و اگر نتیجه می گرفتیم بقای تیم تضمین می شد، اما ما کمتر از ۲۴ ساعت قبل از بازی وارد اصفهان شدیم و همانطور که می دانید تیم های شمالی زمانی که به شهرهایی مثل اصفهان و شیراز که در ارتفاع هستند سفر می کنند، حداقل به یکی دو جلسه تمرین نیاز دارند تا با شرایط آب و هوایی آن شهر آدابته شوند. درست مثل همین چیزی که امسال در داماش دیدیدم و مشاهده کردیم که باشگاه سه تا چهار روز قبل از هر بازی تیم را اعزام می کرد و این مسئله بهترین حالت ممکن برای یک تیم است.

اگر بخواهیم برگردیم به آن دوره که افشین ناظمی کنار گذاشته شد، آیا باز هم سمت سرمربیگری تیم را قبول می کردی؟

من آدم بی پروایی هستم و این فکر را دارم که اگر برگردیم و آن جریان باز هم تکرار شود، اینکار را انجام دهم.

 از کارهایم در ابتدای فصل پشیمان نیستم

*اول فصل اخیر چطور؟ در ابتدای فصل یک تنه تیم را جمع کردی، تدارک دیدی و تمرینات را با وجود کارشکنی های زیادی که متاسفانه در داخل باشگاه هم وجود داشت خیلی زود آغاز و منظم هم برگزار کردی. ازآن همه تلاشت پشیمان نیستی؟

آن روزها هر کسی که از راه می رسید یک جور با قلب هوادار بازی می کرد. یکبار شایعه فروش تیم به میان آمد یک بار از انتقال تیم به استان دیگر گفته شد و بار دیگر از انحلال تیم خبر داده می شد. فصل که تمام شد، خیلی ها داماش را ترک کردند و تیم را تنها گذاشتند. ترک کردن آنها یک طرف و مصاحبه هایی که برعلیه تیم انجام داده بودند، به این کشتی به گل نشسته لطمات زیادی را زد. در آن برهه احساس کردم که یک نفر باید برای داماش خودش را فدا کند و با توجه به اینکه داماش تیم شهرم است به آن احساس دین داشتم. آمدم اشتباهاتی را که دیگران و شاید حتی خودم انجام داده بودم را به نوعی جبران کنم و از خودم گذشتم و تیمی ساخته شد که یکدست بود و تا آخرین لحظه برای موفقیت و خوشحالی هواداران تلاش کرد تا امروز شاهد تراژدی شاهین بوشهر و برق شیراز نباشیم. پس اصلا نمی توانم پشیمان باشم.

 به من میگفتند اگر دل ما بخواهد با بازیکنان قرارداد امضا می شود!

*پیش از آغاز فصل مشاهده می کردیم که سنگ اندازی ها و کارشکنی ها زیادی از سوی برخی افراد که متاسفانه در داخل باشگاه هم حضور داشتند، صورت گرفت. واقعا دلیل این مسئله چه بود و این افراد به دنبال چه بودند؟!

به هر حال مطمئنا خودتان هم میدانید که در ادوار گذشته در باشگاه افرادی بودند که در بستن تیم و موارد مختلف دخل و تصرف داشتند. وقتی که مدیریت باشگاه با من تماس گرفت و از بنده خواست که تیم جوان اما آینده داری را ببندم، برای چنین افرادی خوشایند نبود. این افراد بعد از این تماس سعی کردند تا چوب لای چرخ تیم بگذارند و بنده و تیم را به هر نحوی تخریب کنند ولی با تمام این اوصاف، من پا پس نکشیدم. جالب اینکه حتی از من می خواستند که تمرینات را هفته ای دو یا سه جلسه برگزار کنم! یا اینکه به من می گفتند ما اجازه نمیدهیم که بازیکنان قرارداد امضا کنند و فقط اگر دل ما بخواهد بازیکنان قرارداد خواهند بست و یا می گفتند در سال های گذشته هم من خواستم و تیم بسته شد!

به هر حال این افراد در سالیان گذشته نیز این منیت را داشتند و خودشان را صاحب و مالک تیم میدانستند، اما من نخواستم که از جایگاه سرمربیگری داماش به نفع خودم استفاده کنم و وارد خصومت های شخصی شوم. سکوت کردم و فقط سعی کردم تا با وارد کردن این مشکلات به درونم به تیم ضربه ای نخورد. در این مسیر من فکر می کنم که مسئولین استان بیشترین کمک را به ما انجام دادند.

 حمایت مسئولین میلیاردها تومان برایم ارزش داشت

*منظورتان از کمک مسئولین دقیقا چیست؟ به هر حال برخی مسئولین داماش منکر کمک های مسئولین به تیم می شوند و در برهه هایی از فصل نیز مصاحبه های تندی را هم در این خصوص انجام دادند.

مسئولین استان شاید به لحاظ مالی کمکی را انجام ندادند، اما به عنوان مثال برای اجاره زمین که ما باید پولی را پرداخت می کردیم ، در آن بخش آقای رهنما زحمت کشیدند و در آن برهه زمین سردارجنگل را هفته ای سه بار در اختیار ما قرار داد یا برای بدنسازی عازم ساحل می شدیم که آقای مهندس مهدوی فرماندار رشت مجموعه مروارید خزر را در اختیارمان قرار می داد، ضمن آنکه بارها از سوی فرمانداری اقلامی مثل آب معدنی و تغذیه تمرینات و… به تیم تزریق می شد. یا در جایی دیگر آقای ندیمی که پیگیری ها و مکاتبات زیادی را با قوه قضائیه داشتتد و این شور را در درون بنده و مجموعه تیم ایجاد می کردند تا با دلگرمی به سمت آینده برویم. در آن دوره با تلاش های آقای ندیمی و رهنما، آقای استاندار هم پای کار آمدند و ایشان چند باری با من تماس گرفتند و جویای احوال تیم شدند که برای من این حمایت ها از میلیاردها تومان کمک مالی هم بیشتر ارزش داشت.

وقتی بازیکنان دیدند که مسئولین استان دارند تلاش می کنند تا مشکلات داماش حل شود، با دلگرمی بیشتری به کار ادامه میدادند و به نظر من همین مسائل باعث شد تا ما توانستیم تیم خوبی را وارد مسابقات کنیم.

 *اما بعد از رفتن شما ما دیگر پیگیری خاصی را از سوی مسئولین ندیدیم! البته این را هم باید ذکر کنیم که آقای ندیمی گفته بودند که فقط آقای نظرمحمدی پیگیر حل مشکلات بودند و…

من جواب سوال شما را با یک مثال شروع می کنم. یک شخصی بیمار است و دچار بیماری سختی هم شده است، به نظر شما او باید در خانه بنشیند و فریاد بزند که من بیمار هستم و بیایید به من کمک کنید و درمانم کنید؟! من میگویم خیر؛ باید به پزشک مراجعه کند، آزمایشات لازم را انجام دهد و اگر نیاز به بستری داشته باشد به بیمارستان برود و اگر نیاز به جراحی، جراحی شود… وقتی که از سوی باشگاه هیچ پیگیری صورت نمی پذیرد، چطور باید این انتظار را از آن ها داشت. در آن زمان من علاوه بر اینکه به تیم و مشکلاتش می پرداختم، هر زمان که فرصتی دست می داد به دفتر تمامی مسئولین می رفتم و از آنها طلب کمک می کردم و البته انصافا همیشه هم با آغوش باز آنها مواجه می شدم.

 از خودشان بپرسید چرا با من دشمنی داشتند/ از تیرماه به دنبال گزینه مورد نظرشان بودند

*در تمرینات پیش فصل علاوه بر کارشکنی ها تلاش های زیادی می شد که شما نباشید. این مخالفت ها و حاشیه سازی ها در همان دوره و حتی در طول فصل از سوی برخی افراد در جلسه یا نشست با هواداران مطرح می شد. دلیل این همه مخالفت و دشمنی که با شما وجود داشت، چه بود؟!

من نمی توانم بگویم که چرا برخی ها با من دشمنی داشتند و فکر کنم خودشان بهتر بتوانند به این مسئله پاسخ دهند! اما با توجه به صحبت هایی که در بین خودشان مطرح می شد، فکر می کنم از این ناراحت بودند که چرا من باید مستقیما با مسئولین در ارتباط باشم. والله من هم سر این مسئله بحثی نداشتم و دوست داشتم که به کار فنی خودم بپردازم، اما وقتی در درون باشگاه نماینده و شخصی نبود که پیگیر مشکلات باشد، مجبور بودم که از خودم هزینه کنم تا تیم از بین نرود.

یکی دیگر از چیزهایی که مطرح می شد، این بود که با آنها هماهنگ نبودم! خوب هماهنگی چطور باید ایجاد شود؟ هماهنگی باید در داخل باشگاه انجام شود اما من در باشگاه جلسه میگذاشتم و عوامل فقط مخالفت می کردند و مثلا عنوان می شد که ما با مربی بومی مخالف هستیم ولی دیدیم که سرانجام هم به دنبال یک سرمربی بومی رفتند.

من این را می دانستم که از تیرماه آنها به دنبال گزینه مورد نظرشان که سرانجام هم به کرسی نشاندند هستند، اما باز هم به روی خودم نیاوردم و سفت و سخت پای تیم ماندم تا آنکه روز آخر نقل و انتقالات وقتی که قرارداد تمام بازیکنان ثبت شد و حتی شماره پیراهن بازیکنان را من انتخاب کردم و قرارداد من و کمک هایم هم ثبت شد، بنده را کنار گذاشتند.

 در آن دوره و در تمام مصاحبه هایم گفته بودم که وظیفه آماده سازی تیم را دارم و اگر هم گروه و مالک جدیدی آمد و بنده را نخواستند هیچ مشکلی ندارم و کنار می روم . دیدید که با وجود آنکه اسپانسر و گروهی جدید هم نیامد و آن کم لطفی ها در حقم شد باز هم یک فصل سکوت کردم. خود سایت شما و همینطور سایت ها و جراید به من این لطف را داشتند و می گفتید که پس کی می خواهی این روزه سکوت را بشکنی؟ اما من مصاحبه ای انجام ندادم که شاید حرفی بزنم و جایی را که خودم ساخته ام را از روی عصبانیت خراب کنم… حرف ناگفته همیشه تازگی دارد و می توان گفت.

برخلاف بعضی ها هیچ شکایتی هم نکردم و حتی پیگیر قراردادم نشدم و ریالی را از باشگاه دریافت نکردم.

عابدینی گفت چه کسی از علی بهتر؟!

*وقتی آقای هرندی به عنوان سرمربی انتخاب شدند، عنوان شد که شما از ابتدا هم سرمربی نبودید و فقط قرار بود که مسئولیت تمرینات را برعهده بگیرید. چقدر این مسئله را درست می دانید؟

از انتهای فصل گذشته به عنوان نفر اول کادرفنی بودم؛ من که از بیرون باشگاه نیامده بودم! ضمن آنکه در آن زمان که چنین حرف و حدیث هایی وجود داشت، وقتی آقای عابدینی پس از ۵ ماه در مردادماه به رشت آمدند در جلسه ای که آقایان سراوانی، زارعی و قلی زاده هم حضور داشتند، عنوان کردم که بنده از وضعیت موجود خسته شده ام و تقاضای استراحت دارم. حتی با مدیریت باشگاه و سایر اعضا به نشانه خداحافظی دست دادم تا دست باشگاه در این زمینه باز باشد و آقایانی که حرف و حدیث درست کرده بودند با مدیریت باشگاه در این خصوص صحبت کنند.

نیم ساعت بعد از اینکه باشگاه را ترک کردم با من تماس گرفتند و خواستند که به جلسه برگردم؛ در همان جلسه مدیریت باشگاه عنوان کردند که ما به لحاظ مالی در شرایط خوبی نیستیم که بخواهیم یک مربی بزرگ بیاوریم و از علی نظرمحمدی هم بخواهیم در کنار او به عنوان کمک کار کند؛ علی هم که کارش را دارد درست انجام میدهد پس چه کسی از علی بهتر؟ هر وقت اوضاع مالی ما خوب شد، یک مربی بزرگ می آوریم و علی را هم قانع می کنیم که در کنارش حضور داشته باشد و هم کسب تجربه کند و هم به تیم بتواند کمک کند.

 از مدیر با تجربه ای مثل امیر عابدینی هم بعید است که اگر می خواست من را کنار بگذارد، اجازه بدهد که تیم با نظر من بسته شود و از تیر ماه هم تمام کارهای تاکتیکی و بدنسازی تیم را به من بسپارد. جالب آنکه به غیر از مازیار ربیعی فر و مهرزاد خیراندیش از مجموعه کادرفنی گذشته، حمید رجبی نیا به عنوان کمک، آرمین بیابانی به عنوان آنالیزور و قاسم محب الاسلام به عنوان مربی دروازه بان ها با نظر من اضافه شدند، پس چطور از ابتدا این قرار بوده که من را کنار بگذارند؟!

 عابدینی هم معرفتی و هم مالی به من بدهکار است

*پس چه شد که همین آقای عابدینی شما را کنار گذاشت؟ ابتدا که نام مجتبی خورشیدی مطرح شد و سرانجام هم امید هرندی یک هفته قبل ازمسابقات سرمربی تیم شد.

امیر عابدینی آدم زرنگ و باهوشی است. وقتی که دید پولی ندارد، خواست تا آدم هایی که در درون باشگاه هستند را در کنار خود نگه دارد و قطعا آنها مخالف حضور من بودند و به همین علت من را کنار گذاشت و به نوعی سوزاند.

امیر عابدینی با اینکارش هم به لحاظ معرفتی و مرامی و هم مالی به من بدهکار شده است چون قرارداد صد میلیونی من در هیات فوتبال هم ثبت شده بود.

 اگر قرارداد بستن با بازیکنان کم کاری است، من همیشه کم کارم! / کم کاری را آنطور که خودشان دوست داشتند به آقای عابدینی رساندند

*آقای قلی زاده، قائم مقام باشگاه و سرپرست تیم، در مصاحبه که پس از فصل در برنامه “با ورزش” شبکه باران داشتند، عنوان کردند که آقای عابدینی حس کردند شما کم کاری کردید و به همین علت شما را کنار گذاشتند…

اگر قرارداد بستن با بازیکنانی مثل افشین چاوشی، امین ترکاشوند، امیر تیزرو، محمد رستمی، هادی سهرابی، سعید قدمی، مهدی کیانی، کیانوش میرزایی ، حامد پورعمران، بهنام لایقی فر، آرمین رحیم زاده و… که همگی آنها یا در لیگ برتر حضور داشتند یا با تیم های لیگ یکی موفق به صعود شده بودند کم کاری است که با سقف هفتاد میلیون و کف قرارداد ۷ میلیون تومان با تیم قرارداد بستند، من کم کاری کرده ام! وقتی که من برای نداشتن زمین تمرین و یا حل مشکلات داماش به مسئولین مکاتبه می کردم اسمش کم کاری است، من حاضرم که همیشه اگر مسئولیتی در تیمی داشتم از این کم کاری ها زیاد انجام بدهم!

ما ساعت ۷ صبح از تورنمت بابل برگشتیم، من ساعت ۱۰ صبح دوباره در باشگاه حاضر شدم که قراردادهای چند تا از بازیکنانی که باقی مانده بودند بسته شود. من چه کم کاری کرده ام؟! اصلا مگر امیر عابدینی در رشت حضور داشته که بخواهد از من کم کاری ببیند؟ من فکر می کنم کم کاری را آنطور که خودشان دوست داشتند به آقای عابدینی رساندند و من هم گله ای ندارم. من برای اخراج از داماش شاید به لحاظ مالی ضرر کردم اما این اطمینان را داشتم که اگر می ماندم شرایط بهتری برای تیم رقم می خورد و از این بابت خیالم آسوده است.

من به تیمم اطمینان داشتم و شما دیدید که در ۵ هفته ابتدایی نتایج خوبی رقم خورد و با ادامه آن روند تیم می توانست شرایط بهتری را کسب کند و به صعود به لیگ برتر هم بیاندیشد.

 حاضر نیستم با هر کسی به عنوان نفر دوم کار کنم

*حکم قطع همکاری با شما را در باشگاه نگه داشتند و دیرتر به شما دادند؟!

روز پنجشنبه دوم مهرماه از تهران حکم عدم همکاری من خورده شد و بعدازظهر همان روز و پس از تمرین آقای قلی زاده به من اعلام کردند که شما اخراج شدید و آقای هرندی انتخاب شدند و اگر دوست داری می توانی با ایشان همکاری کنی. من هم وقتی دیدم باشگاه برای من نامه قطع همکاری داده است چطور می توانستم این مسئله را قبول کنم؟

ضمن اینکه حاضر نیستم با هر کسی کار کنم و این در اختیار من است که تشخیص دهم با چه کسی می توانم به عنوان نفر دوم همکاری داشته باشم.

 با اعتقاد راسخ می گویم تیمی که در آن شرایط بستیم از دیگر تیم های گروه ما بهتر بود

*وقتی که با شما قطع همکاری شد، صحبت هایی مطرح می شد که برخی از بازیکنان ضعیف یا سفارشی اند و…

اگر این نفرات ضعیف هستند، پس پاس همدان چطور بسته شده است؟ سیاه جامگانی که به لیگ برتر صعود کرد، چطور بسته شد؟ من همین الان با اعتقاد راسخ می گویم که تیمی که ما با آن شرایط سخت بستیم ازدیگر تیم های گروه ما بسیار بسیار بهتر بوده است. البته این درست است که تیم ما به لحاظ تجربه، کمبودهایی را داشت اما قطعا بازی به بازی بازیکنان کم تجربه تر، کسب تجربه می کردند و روند صعودی بدست می آمد.

ببینید در بین تمام بازیکنان، تنها یک بازیکن از سوی مدیر باشگاه در روزهای آخر به من پیشنهاد شد به نام آقای عادل مسعودی فر که با مخالفت من همراه بود. حتی آقای قلی زاده به من گفتند که آقای عابدینی به خاطر اینکه با ایشان قرارداد امضا نکردید از شما خیلی دلخور هستند اما من گفتم که نمی توانم این بازیکن را به لحاظ فنی تائید کنم و شاید مربی دیگری بیاید سلیقه اش با من متفاوت باشد و او را قبول کند که به هر حال بعد از اخراج من این بازیکن جذب باشگاه شد.

اگر بازیکنانی که من جذب کردم، بد بوده اند پس چرا به غیر از کیانوش پرهیزگار از سایر بازیکنان در طول فصل استفاده شد؟ به نظر من کیانوش پرهیزگار هم یک بازیکن جوان و آینده دار است و اگر من بودم حتما از او استفاده می کردم اما خوب با سلیقه مربی جدید گویا سازگار نبود. من فکر می کنم در این زمینه خوب عمل کردم و برایم کارنامه خوب و مثبتی است چرا که دیده ایم که مربیان بسیار با تجربه هم برایشان اتفاق می افتد که دو سه بازیکنی را انتخاب و جذب کنند که رضایتمندی شان در طول فصل را فراهم نکند و در تیم من این اتفاق به حداقل رسیده بود.

 پنج بازی و ۹ امتیاز یعنی یک موفقیت بزرگ

*آقای هرندی در ابتدای فصل در مصاحبه ها عنوان می کردند که تیم به لحاظ بدنی در شرایط خوبی است اما به لحاظ تاکتیکی اشکال دارد. نظر شما راجع به این مطلب چیست؟

به لحاظ بدنی باوجود تمام کمبودها ما با علم روز دنیا پیش رفتیم و تمام آزمایش هایی که نیاز بود، روی بدن بازیکنان انجام شود تا ما با استفاده از آن طراحی تمرین داشته باشیم را انجام دادیم که مدارکش در آرشیو موجود است. به لحاظ تاکتیکی هم تمرینات تیم باید با سلیقه سرمربی تیم انجام بگیرد، من که نمی توانستم با تاکتیک سرمربی که قرار است در آینده بیاید تیم را تمرین بدهم و جلو بروم!

شما می بینید که در ۵ هفته ابتدایی تیم بسیار به لحاظ بدنی و فنی سرحال بود و نتایج خوبی را هم کسب کردیم. برای تیم جوانی که با آن مشکلات و سختی و حواشی جمع شده بود، ۵ بازی و ۹ امتیاز یعنی یک موفقیت بزرگ و در واقع هر چه به سمت جلو می رفتیم این تیم باید بهتر از این نتیجه می گرفت، ولی در نهایت دیدیم که پس از آن ۵ بازی، نتایج رفته رفته ضعیف شد تا در نهایت منجر به تغییر و تحولات بعدی شد.

 *در ۵ بازی ابتدایی و ۴ بازی انتهایی نتایج خوبی به دست آمد و در ۱۲ هفته دیگر تنها یک برد بدست آمد. اگر بخواهید با دیدگاه خارج از گود و به عنوان یک کارشناس در خصوص نتایج تیم نظر بدهید چه خواهید گفت؟

به هر حال من در این تیم حضور داشتم و هر طور هم که بخواهم حرف بزنم با توجه به دانسته ها نمی توانم بی طرفانه اظهار نظری داشته باشم. از طرفی به عنوان یک همکار دوست ندارم که پشت سر همکار خودم صحبتی را انجام دهم و با توجه به حساسیت هایی که وجود دارد ترجیح میدهم در این خصوص اظهار نظر خاصی نداشته باشم. فقط بسنده می کنم به نتایج تیم و تغییر و تحولاتی که اتفاق افتاد.

 حداقل ۸تا ۱۰ هفته به من فرصت می دادند / با اینکار آقای هرندی را سوزاندند

*شما اگر جای امید هرندی و با تجارب او بودید، قبول می کردید که یک هفته قبل از مسابقات تیمی را تحویل بگیرید؟

آقای هرندی که خودش نیامد، او را آوردند و اگر یک جایی به من هم پیشنهاد دهند من هم می روم. آنهایی که تصمیم گیری و سیاست گذاری می کنند، نباید چنین تصمیمی را می گرفتند. حداقل هشت تا ده هفته به من فرصت می دادند، اگر نتیجه نمی گرفتم دنبال مربی دیگری می رفتند. من فکر می کنم با اینکار آقای هرندی را در فوتبال رشت سوزاندند و امیدوارم دیگر این سرمایه سوزی در فوتبال رشت در آینده تکرار نشود.

 اگر به دنبال من بودند مقدمات اخراجم را فراهم نمی کردند

*پس از قطع همکاری با امید هرندی، زمزمه هایی در بین بازیکنان، هواداران و مجموعه تیم به راه افتاد که قصد دارند از شما استفاده کنند و حتی این مسئله در جلسه با تعدادی از هواداران نیز به نوعی مطرح شده بود. آیا واقعا صحبتی هم با شما شده بود؟ البته در همان زمان هم مخالفت هایی مخصوصا در باشگاه مطرح می شد…

این که علی نظرمحمدی به عنوان یکی از گزینه ها عنوان شود طبیعی بود، چون من به هر حال بچه رشت و بازیکن و مربی تیم این شهر بوده ام و از طرفی تیم را هم خودم بسته بودم اما فکر می کنم در آن برهه تمام صحبت ها در ظاهر قضیه بود و به نوعی از اسمم استفاده شد تا دیگران را گمراه کنند.

مطمئنا این گروه به دنبال من نبودند وگرنه در ابتدای فصل مقدمات اخراج من را فراهم نمی کردند.

 آینده بسیار خوبی برای برخی از بازیکنان جوان داماش می بینم

*عملکرد بازیکنان داماش در این فصل را چطور دیدید؟

من فکر می کنم بازیکنان داماش در این فصل روزهای خوبی را سپری کردند. یکی از مهمترین چیزهایی که می توانستیم در این تیم ببینیم، تعصب مثال زدنی و جنگندگی آنها بود که تا روز آخر و بازی با سیاه جامگان این روحیه را در تیم دیدیم و این نشان میداد که این تیم به لحاظ شخصیت و جنگندگی چقدر خوب بود.

بازیکنان جوان این تیم پیشرفت خیلی خوبی را داشتند و من آینده بسیار خوبی را برای بعضی از بازیکنان جوان داماش می بینیم. امیدوارم از این پیشرفت و حضور در داماش غره نشوند و با تلاش و پشتکارشان روزهای خوبی را برای فوتبالشان رقم بزنند.

 باشگاه داماش باید هر چه سریعتر تکلیفش را مشخص می کند

*به نظر شما از مسئولین باشگاه و همینطور استانی در فصل پیش رو چه انتظاراتی باید داشت؟

سال پیش رو، سال بسیار سختی برای تیم های حاضر در رقابت های لیگ دسته اول است، به دلیل اینکه قرار است مسابقات در یک گروه و بسیار فشرده برگزار شود. ۳۸ بازی در این ماراتن، مسابقات را بسیار فرسایشی خواهد کرد. به نظر من باشگاه داماش در ابتدا باید تکلیف خودش را هرچه سریعتر روشن کند و اگر شرایط مالی قرار است به همین شکل باقی بماند، تیم را به اسپانسر جدیدی واگذار کنند تا داماش بتواند آماده سازی خود را سریعا شروع کند.

مسئولین هم به نظر من پای کار بوده اند و باز هم هستند و در اینجا جا دارد از فرماندار ورزش دوست شهرمان آقای مهدوی، از آقای جبارکوچکی نژاد که به نظرم در این چند وقت همیشه یار و یاور داماش بوده است تشکر کنم که هیچکس نباید آن کمک ۴۰۰ میلیونی فصل ۹۲-۹۱ را فراموش کند که چک شخصی خودشان را هم در اختیار استانداری قرار داده بود تا کمک بگیرد و در نهایت آن فصل را داماش در لیگ برتر ماند و همچنین رایزنی هایش با قوه قضائیه و کسب اعتبار برای دو فصل پیش… همین طور پیگیری هایی که آقایان ندیمی،رهنما و استاندار نجفی در قوه قضائیه داشتند را نباید فراموش کنیم که اتفاقا کمک های خوبی را هم در طول این فصل برای داماش گرفتند، هر چند که از سوی باشگاه اعلام نشد و قدردانی نکردند.

امروز از آقای رهنما هم که دیگر مدیر با تجربه ای شده است هم انتظار می رود که مراقب باشگاه های فوتبال این استان باشد تا هم بتوانیم سهمیه لیگ برتر و هم لیگ دسته اول را افزایش بدهیم.

 امیدوارم در شهر خودم به من فرصت داده شود

*برنامه ای برای سال آینده دارید و آیا فکر می کنید در آینده باز هم فرصتی در فوتبال رشت برایتان مهیا شود؟

من یک مربی جوان و مترصد فرصت هستم تا توانایی هایم را نشان دهم. در این مدتی که جایی مشغول به کار نبوده ام، تحقیقات زیادی را در مسابقات مختلف داخلی و اروپایی انجام دادم که می تواند در آینده مربیگری ام به من کمک کند.

همانطور که در دوران بازیکنی در پست دروازه بانی که از سخت ترین پست ها است و نیاز به اعتماد به نفس دارد، فعالیت کردم، با دشواری های کار یک سرمربی هم کاملا آشنا بودم اما به توانایی خودم کاملا ایمان دارم. امیدوارم که در آینده در شهر خودم این فرصت به من داده شود، همانطور که به دیگران در این چند سال فرصت داده شد تا خودشان را نشان دهند. اگر هم این فرصت به من داده نشود آنوقت این اجبار برایم وجود خواهد داشت که برخلاف میل باطنی ام اگر در شهر دیگری فرصت و فضای مناسبی برای کارم بود به آن پاسخ مثبت بدهم .

 امیدوارم در پایان فصل بعد جشن صعود برگزار شود نه جشن بقا!

*و حرف پایانی؟

جا دارد از هوادارانی تشکر کنم که در این فصل با تمام سختی ها و مشکلاتی که برای داماش پیش آمد، با باخت ها و سرخوردگی هایی مثل سقوط به لیگ یک و نتایج نامناسب در لیگ یک که برای آنها ایجاد شد، حمایت از تیمشان را قطع نکردند و واقعا یاور و یار دوازدهم تیم بوده اند.

امیدوارم مسئولین باشگاه شرایط را به گونه ای رقم بزنند که دیگر برای بقا جشن نگیریم و امیدوارم در پایان فصل بعد باشگاه در کنار هوادار جشن و پایکوبی صعود به لیگ برتر را در استادیوم عضدی برگزار کنند.

منبع:وارش اسپورت

Share