از خط قرمز بودن نقد در دوره جلیلی تا ساخت کمدی‌ بامضمون مذاکرات در دوره ظریف

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا انتشار آنونس یک فیلم سینمایی نشان داد که فضای نقد نسبت به مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ نسبت به دوره پیشین به کلی تغییر کرده، تا آنجا که حتی می‌توان بر پرده سینما نیز شاهد کمدی با اشاراتی مستقیم به مذاکرات داشته باشند

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا انتشار آنونس یک فیلم سینمایی نشان داد که فضای نقد نسبت به مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ نسبت به دوره پیشین به کلی تغییر کرده، تا آنجا که حتی می‌توان بر پرده سینما نیز شاهد کمدی با اشاراتی مستقیم به مذاکرات داشته باشند؛ اتفاقی که با تغییر فضا و شکستن خط قرمز نقد مذاکرات رخ داد و اکنون به اوج خود رسیده است.

۴۹۱۱۴۸_۷۳۴ «تابناک» نوشت؛ مذاکرات هسته‌ای تا پایان دولت دهم به نوعی یک خط قرمز بود که طرح هر مبحثی پیرامون آن می‌توانست تبعات وسیعی در پی داشته باشد اما در جریان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، برخی کاندیداها از این خط قرمز عبور کردند و با نقد نوع و مدل مذاکراتی که در دوره پیشین رخ داده بود، عملاً فضا را برای نخستین بار در نقد مذاکرات هسته‌ای باز کردند.

این ظرفیت البته پس از روی کارآمدن دولت یازدهم عمدتاً در اختیار گروهی قرار گرفت که در دولت پیشین اساساً هیچ نقدی را به جزئیات و کلیات و روش مذاکرات نمی‌پذیرفتند و هر نقدی را خلاف مصلحت عمومی می‌دانستند اما در یک سال اخیر شدیدترین نقدهای قابل تصور را متوجه مذاکرات هسته‌ای کردند؛ نقدهایی که در مواردی وارد بود و در بسیار از موارد یا دقیق نبود و یا اساساً خارج از دایره انصاف بود.

با این وجود، اینکه فضای نقد درباره یکی از اساسی‌ترین مباحث مرتبط با امنیت ملی در دو سال اخیر فراهم شده، یک اتفاق مثبت است و طبیعتاً در چنین فضایی طیف وسیع از نظرات مطرح می‌شود که می‌تواند برای کشور نیز آورده‌هایی داشته باشد و چه بسا تا حدودی به تیم مذاکره کننده نیز به لحاظ تولید اندیشه و بررسی زوایای مختلف توافق نهایی، کمک نماید.از خط قرمز بودن فضای نقد تا کمدی‌ با مضمون مذاکرات

با این حال فضا آنچنان باز شده که شاهد تولید فیلم سینمایی کمدی هستیم که شوخی‌های جالبی با مذاکرات هسته‌ای داشته است؛ اتفاقی که بعید بود سه سال پیش بتوان تصورش را کرد اما ظاهراً فضا به سرعت در حال تغییر است و «گینس» نخستین فیلم محسن تنابنده را نیز می‌توان یکی از نشانه‌های این تغییر قلمداد کرد.

در این فیلم کمدی به دلیل ایام فاطمیه نتوانست اکران نوروز را از آن خود کند و قرار است در اکران دوم نوروز به روی پرده سینماها برود، محسن تنابنده، حسین اسکندری و رضا عطاران در نقش سه برادر بازی می‌کنند.

این سه برادر که در یک مزرعه شترمرغ کار میکنند به لحاظ جثه شباهتی با هم ندارند اما سرهایشان کاملا شبیه هم است و تلاشهایشان برای ثبت نام یک شترمرغ در گینس است که آنها را به ماجراهایی می کشاند. هم عطاران، هم تنابنده و هم اسکندری از وسط سر دچار کم مویی یا بی مویی هستند و همین تشابه باعث شده که برای ایفای نقش کنار هم قرار گیرند.

در بخش‌هایی از آنونس منتشر شده از این فیلم تصاویر گزارش بی بی سی فارسی از مذاکرات هسته‌ای به نمایش در می‌آید و البته دیالوگ‌هایی نیز در این زمینه گنجانده شده که تشکیل دهنده بخشی از ریتم این فیلم است و نشان می‌دهد می‌توان حداقل در این چند سال فیلمی با اشاراتی سیاسی داشت و در آرامش به اکرانش پرداخت.

برای درک میزان تغییر وضعیت، شاید ضروری باشد این بخش از نوشته محمد مهاجری درباره وضعیت مذاکرات در دوره گذشته و محدوده بسته تعیین شده در دوران پیشین را بازخوانی کرد: «در دوره حاکمیت تیم قبلی مذاکره کننده هسته ای، اتفاقاتی می افتاد که نقلش برای ماندن در تاریخ خوب است. دوستان رسانه ای به یاد دارند که هر از گاهی جلساتی کاریکاتوری با حضور دست اندرکاران مذاکره هسته ای برگزار می شد.

معمولا یکی دونفر سخنران جلسه بودند که جذابیت حرفهایشان را می شد از خمیازه ها و چرت زدن های حاضران فهمید. بعضی هم به خاطر فرار از کسالت ، مرتبا استکانهای چای را از فلاسکهای روی میزها پر می کردند و سرمی کشیدند. اگر احیانا سوالی هم مطرح می شد با جوابهای کلیشه ای،کشدار و بی سروتهی مواجه می شد که سوال کننده را پشیمان می کرد. این حوصله سررفتن ها مخصوص همکاران رسانه ای نبود. حتی برگزارکنندگان جلسه هم از شدت کلافگی متوالیا از سالن جلسه بیرون می رفتند ،قدم می زدند،تمدد اعصاب می کردند و …

سخنرانها هم بعضا مانند استادهای عصاقورت داده ای که سرکلاس ، حرفهای از قبل حفط کرده ای را تکرار می کردند،حوصله همه را سر می بردند. حاضران نیز هر جلسه به طمع کسب اطلاعاتی جدید از مذاکرات می آمدند اما دست خالی برمی گشتند. تنها حسن آن جلسات ،تازه شدن دیدار همکاران رسانه ای بود و بس! دست آخر هم ۲-۳ صفخه کاغذ “آ-چهار” با قید”محرمانه بودن”در بین حضار توزیع می شد که فقط همین محتویات را منتشر کنید و لاغیر.

خنده دار بود که حتی در آن جلسات در باره قطعنامه های مکرری که علیه ایران صادر می شد ، یک کلمه حرف نمی زدند. لابد صداوسیما هم موظف بود نگذارد کسی از متن آن قطعنامه ها با خبر شود . البته مردم از جای دیگری می فهمیدند که قطعنامه صادر شده. می دانید کجا؟ آنجا که رئیس دولت می گفت:”آن قدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه دانتان پاره شود”. نتیجه آن جلسات معلوم بود که در رسانه ها چه بازتابی داشت. انتشار مطالب نخواندنی و تکراری و بی مزه که دراکثراوقات بدون تفسیر و تحلیل منتشر می شد تا کسی را دلواپس! نکند.

تیمهای خبرنگاری هم که همراه مذاکره کننده ها می رفتند، سرنوشت جالبی داشتند. به این ترتیب که یکی دونفر از اعضای تیم مذاکره در جلسه‌ای دورهمی، متن خبری را که باید منتشر می‌شد می نوشتند و عینا به دست خبرنگاران می‌رسید. حداکثر اینکه خبرنگاران ویرایشی جزئی می کردند و گرنه محتواها، فرمایشی بود.

با این توضیح روشن است که چرا افکار عمومی هیچ خبری از اتفاقات سیاسی نداشت و فقط یکی دوتا عکس و فیلم از خانم اشتون و دکتر سعیدجلیلی منتشر می شد که تصنعی می خندیدند. اینها را نوشتم تا فرق آن روزها را با این روزها که همه از همه چیز خبر دارند روشن کنم.بالاغیرتا اگر تیم قبلی مذاکره، تیم بود،به تیم ظریف هم می شود گفت تیم؟!»

Share