برای مادرم;امیرۀ آسمان:کجاست گلی که بروید و عطر و گلاب دلنواز تو را نداشته باشد؟

برای مادرم: امیرۀ آسمان بعد از تو ، نباید آفتاب بر می آمد و ماه می تراوید ؛ دیگر آسمان را نیازی به آنها نبود و هنوز هم نیست ، که تو آنقدر تابناک هستی که کفایت کند جهان و کاینات را تا در نوری سبز فام بمانند و زندگی کنند . کجاست کسی که […]

برای مادرم: امیرۀ آسمان

daneshبعد از تو ، نباید آفتاب بر می آمد و ماه می تراوید ؛ دیگر آسمان را نیازی به آنها نبود و هنوز هم نیست ، که تو آنقدر تابناک هستی که کفایت کند جهان و کاینات را تا در نوری سبز فام بمانند و زندگی کنند . کجاست کسی که تو را شناخت و باران پاکی و نجابت بر او نبارید ؟

کجاست گلی که بروید و عطر و گلاب دلنواز تو را نداشته باشد ؟ کجاست کوهی که صبر و استواری را از تو نیاموخته باشد ؟ کجاست دریایی که موجا موج نام تو را آواز ندهد ؟

بانوی آب های جهان ! مادر خون خدا ! همنوای خورشیدی که در محراب طلوع کرد تا دنیا را به رستگاری برساند !

تو را هیچ واژه ای نتوانست بگوید یا بسراید ، یا بنامد ، که تو ناگشوده ترین راز همۀ خاک و افلاک هستی .

 اینک یاد تو بر تمام سجاده های جهان ، شاخه ای گل یاس است که دل ها را در باغ های ملکوت به مهمانی بهاران می برد . اینک نام تو ، بارانی است که برکت و آرامش را به ترنمی تابان می بارد تا دنیا را سیراب کند .

ای امیرۀ آسمان ! شهیدۀ عشیرۀ ایمان ! بانوی بانوان دو جهان ! از شهادت تو بود که شقایق ، داغدیده تر از هر زمان زاده شد و زمین با نام تو آنقدر متبرک شد تا هیچ گوشه اش بی بهار و باران نماند .

بزرگا ! تو را می خوانیم و از چشمه سار معرفت تو می نوشیم تا انسان بمانیم و انسان بمیریم …

سیّدرضا سیّددانش-فعال فرهنگی و رسانه ای

Share