برای کسانی که می‌خواهند خفقان ایجاد کنند«کف‌گرگی» لازم است!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا گفته‌اید کجای قرآن اجازه – به قول شما – «کف‌گرگی» داده است؟ می‌گویم اولا «کف‌گرگی» در کار نبود، ثانیاً گاهی برای کسانی که می‌خواهند خفقان ایجاد کنند «کف‌گرگی» لازم است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا در زمان انتخابات مجلس هشتم آقای مصلحی رئیس ستاد بزرگداشت سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری بودند و همکاری داشتیم. من طبعاً اولین بار آمادگی خود برای کاندیداتوری را به ایشان اعلام کردم و آنها خودشان مرا در فهرست قرار دادند.

image_0 فارس نوشت:علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس در پاسخ نامه آقامحمدی به وی، جوابیه‌ای خطاب به نماینده خرم‌آباد ارسال داشته که متن آن در ذیل می‌آید:

جناب آقای ابراهیم آقامحمدی

نماینده محترم خرم‌آباد

با اهداء سلام، در خصوص نامه جناب‌عالی به اینجانب که در خبرگزاری فارس منتشر شد چند نکته قابل ذکر است.

گفته‌اید در گزارش من از ماجرای نطقم، آنجا که رفتار هیاهوکنندگان را که می‌خواستند صدای من به گوش کسی نرسد به رفتار لشکر عمر سعد در روز عاشورا تشبیه کرده‌ام، پس خودم را هم به امام حسین تشبیه کرده‌ام. این برداشت درست نیست زیرا از نظر ادبی و فن بلاغت، در یک تشبیه لازم نیست که از همه جهات میان مشبّه و مشبّه‌به شباهت وجود داشته باشد بلکه شباهت از یک جهت کافی است.

همان طور که فرموده‌اید بنده و جناب‌عالی یک سال در صحن مجلس در کنار هم بوده‌ایم و به دلیل همین مصاحبت، اینجانب شما را فردی صریح و صادق هرچند احساسی یافتم و قلبا به شما علاقه‌مندم اما نمی‌دانم چرا به من نسبت برخورد نخوت‌آلود با دیگران داده‌اید تا آنجا که از نشستن آنها روی صندلی‌ام به دلیل آنکه خودم را بزرگتر و بزرگ‌زاده‌ می‌دانم ناراحت می‌شوم؟! مگر آنکه مزاح‌ها را جدی تلقی کرده باشید که این هم بعید است و شما به شوخ‌طبعی من واقف هستید. احساس خود من این است که نمایندگان چنین برداشتی از رفتار من ندارند و باطنا نیز بسیاری از نمایندگان را در بسیاری از زمینه‌ها برتر از خود می‌دانم.

گفته‌اید با منطق شما اگر در زمان علی علیه‌السلام بودید با جنگ ایشان با خوارج مخالفت می‌کردید. درست برعکس است. حرف من این بود که امام علی علیه‌السلام خوارج را به عنوان سرسخت‌ترین مخالفان خود تا زمانی که دست به سلاح نبرده بودند تحمل کرد و آنها را از حقوق اجتماعی‌شان محروم نکرد و آنها حق انتقاد و آزادی بیان داشتند اما زمانی که اقدام به قیام مسلحانه کردند پس از یک موعظه مؤثر، آنهایی را که از راه خود برنگشتند قلع و قمع کرد؛ یعنی روش ما نیز باید چنین باشد.

فرموده‌اید با توصیه آقای احمدی‌نژاد در لیست سی‌ نفره تهران قرار گرفتم. این مطلب نیز واقعیت ندارد. در زمان انتخابات مجلس هشتم آقای مصلحی رئیس ستاد بزرگداشت سالگرد شهادت آیت‌الله مطهری بودند و همکاری داشتیم. من طبعاً اولین بار آمادگی خود برای کاندیداتوری را به ایشان اعلام کردم و آنها خودشان مرا در فهرست قرار دادند. به احتمال قوی اگر به دو شاخه دیگر اصول‌گرایان نیز اعلام می‌کردم همین اتفاق می‌افتاد. علاوه بر این، در انتخابات مجلس نهم در هیچ یک از دو فهرست اصول‌گرایان یعنی جبهه متحد و جبهه پایداری حضور نداشتم و در واقع به صورت مستقل و انفرادی شرکت کردم اگرچه در مدت کوتاه بیست روزه فهرستی از همفکران تحت عنوان «صدای ملت» منتشر کردیم که از نظر امکانات مختلف قابل قیاس با آن دو فهرست نبود و در مجموع رأی قابل قبولی آورد، خودم به خاطر رشد اجتماعی مردم تهران، ری، اسلام‌شهر و شمیرانات جزو نفرات اول شدم که در این حوزه انتخابیه کمتر کسی می‌تواند به صورت مستقل چنین نتیجه‌ای بگیرد، آقای محجوب هم انتخاب شدند و چند نفر نیز تا دور دوم پیش آمدند.
در جای دیگر نامه خود از من انتقاد کرده‌اید که مواضع متناقض داشته‌ام، زمانی از آقایان هاشمی و خاتمی انتقاد کرده‌ام و امروز دفاع می‌کنم. گویی اگر از یک نفر انتقاد کردیم تا آخر عمر و در هر شرایطی باید انتقاد کنیم و اگر از کسی حمایت کردیم همیشه باید حمایت کنیم. زمانی که آنها در رأس قوه مجریه بودند طبعا انتقاداتی داشتم و اکنون که مظلوم واقع شده‌اند از آنها دفاع می‌کنم. شما را به کلام امیرالمؤمنین ارجاع می‌دهم که فرمود «اعرف الحق تعرف اهله» حق را بشناس تا اهل حق را بشناسی. به عبارت دیگر ملاک قضاوت و داوری ما باید حق باشد نه شخصیت‌ها. شخصیت‌ها را باید با حق بسنجیم نه حق را با شخصیت‌ها.

در مذمّت اینجانب فرموده‌اید که حتی یک روز سابقه جبهه ندارد. گرچه به طور کلی این امر برای کسی در شرایط سنی من یک نقص است و کمالی که انسان در میدان جهاد پیدا می‌کند از هیچ راه دیگری پیدا نمی‌کند و اصولا هر کمالی از راه خودش پیدا می‌شود و حدیث نبوی نیز می‌فرماید کسی که جهاد نکرده باشد یا آرزوی جهاد نداشته باشد با شعبه‌ای از نفاق می‌میرد، ولی معتقدم کسی در شرایط کلی من که مسئولیت تدوین آثار به جا مانده از پدری اسلام‌شناس و ایدئولوگ را داشته است – که خوشبختانه از زمان شهادت ایشان تا کنون حدود هشتاد جلد آثار جدید را با حفظ امانت و دقتی مورد تأیید بزرگان منتشر کرده‌ام – در حالی که من به الکفایه برای جبهه و جنگ نیز وجود داشته است چنین کسی شاید کار درستی کرده که به کار تدوین آثار پدر پرداخته است همچنان که به همین دلیل از رشته مهندسی مکانیک منصرف شده به فلسفه و کلام تغییر رشته دادم تا بهتر به این رسالت خود بپردازم، کار طاقت‌فرسایی که جز از کسی که پیوند خونی با آن متفکر داشته باشد برنمی‌آید. علاوه بر این که در آن سالها بی‌ارتباط با جبهه و جنگ نیز نبوده‌ام که مجال و ضرورت توضیح آن نیست. گذشته از اینها بهتر است کسانی که در آن سالها در جبهه‌ها فداکاری کرده‌اند اجر کار بزرگ خود را با بازگو کردن‌های مکرر زایل نکنند.

گفته‌اید روز نهم دی را یوم‌الشیطان نامیده‌ام. متن نطق من نزد همه نمایندگان هست و در رسانه‌ها نیز منتشر شد. از یک جمله شرطیه، شرط آن را حذف کرده و مشروط را آورده‌اید. حرف من این بود که اگر این روز منشأ تفرقه واقع شود، دیگر یوم الله نخواهد بود بلکه یوم الشیطان خواهد بود، و این امری بدیهی است زیرا هر روزی که منشأ تفرقه باشد یوم‌الشیطان است. گویی شرط را مفروض و انجام شده دانسته‌اید، لذا «اگر» را نادیده گرفته‌‌اید.

آخرین مطلب این که شما و دوستانتان که مزاحمت برای نطق من ایجاد کردید و جناب‌عالی حتی اوراق نطق مرا پاره کردید و البته با مدیریت ضعیف رئیس جلسه باعث تعطیلی جلسه علنی مجلس شدید، موجب انعکاس چندین برابر نطق من در داخل و خارج کشور شدید، یعنی درست برخلاف هدف خود که می‌خواستید حرف من به گوش کسی نرسد عمل کردید و نقض غرض نمودید. علاوه بر این، برخلاف توصیه‌های خودتان خوراک برای رسانه‌های خارجی درست کردید. در حالی که اگر طبق تعلیم قرآن و اصول ۸۴ و ۸۶ قانون اساسی و توصیه رهبر گرامی انقلاب، آرام می‌نشستید و گوش می‌دادید، سخنان من چنین انعکاسی نداشت. کل حرف من این بود که حکم شورای عالی امنیت ملی برای مدت موقت و شرایط اضطراری است، اکنون که کشور در شرایط عادی است حصر خانگی نیاز به حکم قضایی دارد. آیا یک نماینده حق گفتن چنین سخنی را ندارد؟

گفته‌اید چرا از پشت تریبون پایین نیامدید؟ می‌گویم برای این که این بلا به سر شما و سایر نمایندگان نیاید. اگر باب شود که به صرف مخالفت رئیس جلسه یا تعدادی از نمایندگان و حتی اکثر نمایندگان با یک نطق، مانع ادامه آن نطق شوند، علاوه بر وهن مجلس، فردا این بلا سر یک نماینده دیگر می‌آید. لذا من اصرار داشتم که نطق من باید تمام شود، هرچند که دو دقیقه از آن از رادیو پخش نشد. همچنین گفته‌اید کجای قرآن اجازه – به قول شما – «کف‌گرگی» داده است؟ می‌گویم اولا «کف‌گرگی» در کار نبود، ثانیاً گاهی برای کسانی که می‌خواهند خفقان ایجاد کنند «کف‌گرگی» لازم است و ثالثاً می‌توانید به آیه ۱۵ سوره قصص (فوکزه موسی فقضی علیه) مراجعه نمایید.

با همه این احوال از کسانی مانند جناب عالی که از روی اعتقاد و به خیال دفاع از نظام دست به این کار زدید بابت ظلمی که بر من رفت گذشتم اما چند نفری را که برای خودنمایی یا پیام دادن به برخی نهادها دست به این کار زدند به خدا واگذار می‌کنم.

با تقدیم احترام

علی مطهری

نامه آقامحمدی به علی مطهری

ابراهیم آقامحمدی نماینده مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی طی جوابیه‌ای توضیحاتی درباره بیانیه علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس و برخی مسائل مطرح پیرامون حواشی نطق مطهری در مجلس ارائه کرد.

متن کامل این جوابیه به شرح ذیل است:

بسمه تعالی

جناب آقای علی مطهری

نماینده محترم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

جنابعالی در خصوص ماجرای نطق یکشنبه ۲۱/۱۰/۱۳۹۳ خودتان در مجلس شورای اسلامی بیانیه‌ای صادر کردید که با توجه به ذکر برخی اسامی در این بیانیه، لازم دانستم توضیحاتی جهت تنویر افکار عمومی پیرامون آن ماجرا و سیر افکار و رفتار شما ارائه دهم.

شما در آن بیانیه معترضین خویش را به سپاهیان عمرسعد تشبیه نموده که اگر روز عاشورا بودند در لشگر عمرسعد به ایجاد سروصدا می‌پرداختند تا سخن حق به گوش مردم نرسد! لابد نستجیر بالله، امام حسین (ع) این ماجرا را هم خودتان تصور کرده‌اید. در حالی که اگر بنا بر تشبیه تاریخی باشد خوب است توجه کنید که عمربن سعد «آقازاده» سعدبن ابی وقاص از صحابه مشهور پیغمبر (ص) بود که عاقبتش به آنجا رسید که همه می‌دانند و این خودعبرتی است.

*گرفتار شدن در کیش شخصیت

آقای علی مطهری! حقیقت این است که تعمق در این بیانیه و نیز مشی و رفتار شما بیانگر آن است که سخت در کیش شخصیت گرفتار آمده‌اید.

بنده مدتی مدیدی است که در صحن مجلس شورای اسلامی، به لحاظ فیزیکی در کنار شما قرار دارم و علیرغم اینکه از نظر فکری مثل شما نمی‌اندیشم اما از منظر استماع نظرات متفاوت و انتخاب احسن و از سوی دیگر، احترام به شخصیت بزرگی که عنوان فرزندی او را یدک می‌کشید، تلاش کرده‌ام تا نهایت ادب و احترام را نسبت به شما داشته باشم.

اما در این مدت به وضوح دیدم و به این نتیجه رسیدم که به شدت گرفتار «کیش شخصیت» هستید و احساس می‌‌کنید که نبوغی فوق‌العاده نسبت به دیگران دارید و نسبت به همه مردم ایران زمین داناتر و به صورت بنیادی و ذاتی برترید!

شخصیت شما برخلاف اقوالتان به گونه‌ای است که چندان احترامی برای دیگران قائل نیستید و خود را بزرگتر و بزرگ‌زاده و دیگران را عامی و کوچک‌زاده تصور می‌کنید. چندین بار شاهد چنین برخورد نخوت‌آلودی از سوی شما با دیگران بوده‌ام که به خوبی این خصلت را نمایان می‌‌نمود. حتی شما نشستن کسی روی صندلی خود را ولو برای چند دقیقه شایسته نمی‌دانید شاید به این دلیل که نباید کسی جای بزرگی چون شما بنشیند.

*داستان تراب حق شناس و حسین روحانی را بخوانید

آقای مطهری! جنابعالی در بیانیه خود، اینجانب و جمعی از نمایندگان محترم را با ذکر اسم، مخالف روح آیاتی از قرآن که می‌فرماید « بشارت باد بندگان را که گفته‌ها را می‌شنوند و بهترین آنها را انتخاب می‌کنند» و نیز اصل ۸۶ قانون اساس که می‌گوید «نمایندگان در اظهار نظر درباره همه مسائل کشور آزادند» دانسته‌اید.

آیا به نظر شما امام خمینی(ره) بدون گوش دادن به حرف سازمان منافقین حکم به نفاق آنها داد؟ حکایت تراب حق شناس و حسین روحانی از اعضای مرکزیت سازمان منافقین خلق و رفتن آنها به نجف خدمت امام خمینی(ره) را احتمالاً شنیده‌‌اید، که امام(ره) چندین جلسه نشستند و آن دو، مواضع سازمان منافقین را برای ایشان تشریح کردند و در پایان امام(ره) فرمودند آنچه اینها می‌گویند همان مطالب مارکسیست‌هاست و فقط لعابی از قرآن و نهج البلاغه روی آن کشیده‌اند(نقل به مضمون). یا پس از پیروزی انقلاب، منافقین سال‌ها در میتینگ‌ها و رسانه‌ها حرفشان را زدند، ولی روزی که منافقانه به عنوان تظلم خواهی از امام(ره) وقت ملاقات خواستند امام(ره) دیگر منتظر نماند تا آنها دست پیش بگیرند و فرمود اگر من ذره‌ای صداقت در شما می‌دیدم خودم به ملاقات شما می‌آمدم اما چه کنم که شما صداقت ندارید.

آیا به نظر شما حضرت امام (ره) می‌بایست فقط به حرف منافقین گوش می‌کرد و ساکت می‌ماند تا مملکت را با هرج و مرج طلبی و شیوه‌های پوپولیستی و آنارشیستی به هم بریزند و در مقابل حرف ناصواب و عمل ساختار شکننده آنها با توجیه «شنیدن حرف» ساکت می‌نشست؟ البته تا آنجا که به حرف‌های شما گوش داده‌ام جنابعالی برخورد حضرت امام(ره) با شیخ ساده لوح را قبول ندارید اما اینکه نظرتان درباره برخورد امام(ره) با منافقین چیست را نمی‌دانم.

علی ای حال، فرزندان انقلابی امام(ره) از آن بزرگمرد آموخته‌اند که در برابر گفتار و کردار باطل – خصوصاً آنجا که پای فتنه و نفاق در میان باشد- نه تنها سکوت نکنند بلکه با تمام توان در برابر فتنه گران و منافقان بایستند.

*اهانت به مردم و مجلس ادبیات جناب آزاداندیش

جناب آقای مطهری! جنابعالی در بیانیه خویش نوشته‌اید: «این مجلس متأثر از فتنه ۸۸ شکل گرفت که بسیاری از افراد خوش فکر کاندیدا نشدند یا رد صلاحیت شدند و بیشتر یک تیپ خاص وارد مجلس شدند و این مجلس یک استثناست و مجلس آینده چنین نخواهد بود و دفاع از حقوق ملت را در رأس کار خود قرار خواهند داد».

به راستی تفاوت شما با آنهایی که به قول شما خوش فکر بودند و نیامدند و یا ردصلاحیت شدند چیست؟ شما که آمدی و تأیید صلاحیت هم شدی چه اقدامی برای حقوق ملت انجام داده‌ای؟ اتفاقاً جنابعالی و برخی همفکرانت در تهران لیستی از همان افراد خوشفکر تایید شده ارائه کردید اما لیست شما رأی نیاورد. احتمالاً چون همفکران شما رای نیاورده‌اند، پس مردم قدرت تشخیص و بلوغ سیاسی نداشته‌اند؟ پس مردم تهران که به لیست انتخاباتی شما اعتماد نکرده و به لیست‌های دیگر رأی دادند هم استثنا هستند و شما قصد دارید در انتخابات آتی این مردم را هم عوض کنید و مردم جدیدی به صحنه بیاورید که به عناصر مورد نظر شما رأی بدهند!

شما در یک اهانت آشکار دیگر نمایندگان ملت را متهم کرده‌اید که از حقوق ملت دفاع نمی‌کنند! ظاهراً از نظر شما ملت همان چند نفر فتنه گری هستند که به دلیل آشوب و بلوا مورد غضب عمومی در ۹ دی قرار گرفتند و به واسطه خوش خدمتی به صهیونیست‌ها در آشوب اسرائیلی ۲۵ بهمن ۸۹ با تصمیم شورایعالی امنیت ملی در حصر قرار گرفته‌اند تا در موعد محاکمه شوند.

جنابعالی که مدعی دفاع از حقوق ملت هستید، بفرمایید طی این مدتی که عنوان نمایندگی مردم را یدک می‌کشید- به ویژه در مدت تصدی دولت یازدهم- چند بار در اظهارات خود به مشکلات واقعی مردم توجه کرده و یا چه راه حلی برای رفع این مشکلات ارائه کرده‌اید؟ البته از شما که هیچ گاه رنج فقر و محرومیت را نچشیده و در راه انقلاب یک سیلی هم نخورده‌اید، توقع نمی‌رود که به رنج‌ها و مشکلات عمومی ملت وقف داشته باشید تا درصدد دفاع از حق مردم برآیید.

*ممنونیم که ما را به مردم معرفی کردید

جناب آقای علی مطهری! پایین آوردن خود از جایگاه نطق را خلاف قرآن و قانون دانسته‌اید و اسامی ما را به فاش کرده‌اید تا مردم بدانند به چه کسانی رأی داده‌اند!

اولاً، ای کاش نوع برخورد خود با نمایندگان معترض را نیز اشاره و روشن می‌کردید که برای «کف گرگی» زدن به نمایندگان در کجای قرآن و قانون مجوز صادر شده است که جنابعالی چپ و راست حواله می‌کردید؟

ثانیاً نمایندگانی که با سر دادن شعار به نطق جنابعالی در حمایت از سران فتنه و توهین به مردم انقلابی و یوم الشیطان نامیدن حماسه باشکوه و تاریخی ۹ دی اعتراض کردند نه تنها از افشای نام خود نگران نیستند بلکه این اعتراض را به منزله افتخار بزرگی برای خود تلقی کرده و آن را بر سر کوی و برزن فریاد می زنند. ما افتخار می کنیم که با کژاندیشی‌ها مقابله می‌کنیم و مردم با توجه به شناختی که داشته اند به ما رأی داده‌اند و یکی از خواسته های مردم از نمایندگان خود، دفاع از انقلاب و برخورد با کژرفتاری است ولو آن که فرد کژاندیش و کج رفتار، فرزند بزرگمردی چون استاد مطهری باشد که متاسفانه به سرنوشت پسر نوح گرفتار آمده است.

*با کدام صلاحیت قانون اساسی را تفسیر می‌کنید؟

آقای مطهری! شما حصر سران فتنه را خلاف قانون اساسی اعلام می‌کنید و رسانه‌های جهان استکبار که در غائله ۸۸ با تمام توان تبلیغاتی و سیاسی، ضد انقلاب را جهت براندازی نظام بسیج کردند و فاجعه اهانت بی سابقه به خیمه های عزای اباعبدالله الحسین(ع) و کف و سوت و هلهله در ظهر عاشورا و پاره کردن عکس حضرت امام (ره) بر کف خیابان را رقم زدند، با تمام توان برای شما هورا می کشند.

شما یا نمی دانید یا خود را به ندانستن می زنید که حصر سران فتنه مصوب شورای عالی امنیت ملی است که مطابق اصل ۱۷۶ قانون اساسی، مصوبات آن در عداد قانون است.

در فتنه‌ای که پس از انتخابات ۸۸ به وجود آمد، امید ضدانقلاب برای رؤیای براندازی نظام زنده شد و تمام ظرفیت جبهه برانداز داخلی و خارجی پشت فتنه و سران آن قرار گرفت و امنیت کشور و کیان نظام به خطر افتاد. اتخاذ تصمیم برای حفظ نظام و انقلاب هم از وظایف بدیهی و تعریف شده شورای عالی امنیت ملی است که در خصوص سران فتنه به آن عمل کرده است.

اگر شما قصد تفسیر قانون اساسی هم دارید بر اساس اصل ۹۸ همین قانون، تفسیر قانون اساسی بر عهده شورای نگهبان است که با تصویب سه چهارم اعضای آن صورت می گیرد.

حال شما فردی که نه فقه خوانده ای و نه حقوق و عضویت در هیات علمی دانشکده الهیات را مرهون نام پدر بزرگوارتان هستید، با کدام صلاحیت در خصوص مغایرت یا عدم مغایرت با قانون اساسی حرف می زنید؟ آیا غیرقانونی تر از این مواضع شما وجود دارد؟ طرح این مبحث که طبق قانون اسای نماینده مجلس حق دارد درباره همه امور کشور اظهار نظر کند نیز بهانه خوبی برای شما نیست چون همین قانون اساسی چارچوب وظایف نهادها و دستگاه ها را مشخص کرده و بر این اساس نماینده مجلس در اظهارنظر خود باید به چارچوب های روشن قانون اساسی توجه کند و مطالبی را مطرح نکند که خلاف قانون اساسی است.

*آیا باید آتش نشانی جهت پایین آمدن شما می‌آمد؟

جناب مطهری! شما که دم از قانون می زنید، از شما می خواهم که رفتار روز یکشنبه ۲۱/۱۰/۹۳ خود در مجلس شورای اسلامی را مرور نموده و ببینید چقدر مطابق قانون رفتار کرده اید؟

شما در نطق خویش پس از چند دقیقه وارد ماجرای فتنه شدید و حماسه ۹ دی را که یادآور شکوه حضور مردم در دفاع از حریم عاشورا، اسلام و نظام بود، نانجیبانه یوم شیطان نامیدید. با سفسطه، آگاهانه یا از روی بی بصیرتی، تا توانستید لفاظی تفرقه افکنانه بین شیعه و سنی کردید که خواسته دشمنان جهان اسلام است.

از علی(ع) گفتی و مدارا با مخالفینش و نظام را به عصبانیت متهم کردید. اما به برخورد قاطع حضرت علی (ع) با خوارج اشاره نکردید، خوارجی که حتماً از امثال جنابعالی و بنده بیشتر قرآن تلاوت می کردند و نماز شب می خواندند اما آشوبشان شبیه آشوبِ فتنه گرانی بود که بعد از انتخابات ۸۸ مسجد به آتش کشیدند، آدم کشتند، خیمه های حسینی را سوزاندند و امنیت جامعه را به خطر انداختند.

با استدلالی که در نطق خود داشتید، احتمالاً اگر روز جنگ خوارج در نهروان بودید و آن گاه که پس از نصیحت های بی شمار، علی(ع) دست به قبضه شمشیر برد و چشم فتنه را کور کرد، حضرتش را همچون نظام اسلامی به عصبانیت و بی عدالتی در برابر اصحاب فتنه متهم می کردید!

علی ایحال، سخنان ساختارشکنانه شما مجلس را به تشنج کشاند. رئیس جلسه برابر ماده ۱۰۸ آئین نامه اعلام تنفس نمود. شما قانوناً موظف بودید که جایگاه را به مدت ۱۵ دقیقه ترک کنید، لکن با بی اعتنایی تمام به قانون، از جایگاه کنار نرفتید و به نطق خویش ادامه دادید و بیش از ۱۰ دقیقه نطق کردید.

قریب ۲۰ دقیقه با قانون شکنی، جایگاه ناطقین را در تصرف خویش نگه داشتید و از ادامه کار مجلس ممانعت کردید. هرکس به جز آن سه نفر محافظتان! که به جایگاه نزدیک می شد مورد حمله خشمگینانه و «کف گرگی» شما قرار می گرفت که خوشبختانه فیلم آن هم موجود است و بخش هایی از آن در رسانه ها و شبکه های اجتماعی منتشر شده است. در چنین شرایطی دو راه وجود داشت: یا تماس با آتش نشانی و فراخواندن گروه های امدادی برای پایین آوردن شما از جایگاه نطق که این در شأن مجلس نبود یا ورود دسته جمعی نمایندگان برای پایین آوردن شما و بازگرداندن جلسه مجلس به وضعیت عادی گرچه بیم حمله و کف گرگی های شما همچنان وجود داشت!

*مواضع متناقض و شخصیت متزلزل در عمر کوتاه سیاسی

جناب علی مطهری! تا جایی که بررسی کرده ام به رغم این که فرزند انقلابی بزرگی چون استاد شهید مطهری هستید اما سابقه انقلابی و سیاسی و حتی اجرایی چندانی ندارید. نه در صحنه های انقلاب حضور قابل توجهی داشته اید، نه به رغم تناسب شرایط سنی حتی یک روز حضور در صحنه های دفاع مقدس ۸ ساله را تجربه کرده اید، نه تجربه کار اجرایی و تشکیلاتی قابل اتکایی دارید. حضور جدی شما در عرصه سیاسی با نوشتن مقالات تند و آتشینی در روزنامه کیهان در اواخر دهه ۷۰ و اوایل دهه ۸۰ آغاز شده و نهایتاً در مجلس هشتم به عنوان یکی از کاندیداهای پیشنهادی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق در لیست اصولگرایان قرار گرفته و کسوت نمایندگی پوشیده اید. اما حقیقتاً همین تجربه سیاسی کوتاه مدت شما آکنده از تناقض و تشتت فکری است که بیانگر فقدان مبانی و اصول دقیق و منظومه فکری روشن است. در ادامه به بخشی از مواضع شما در همین چند سال گذشته اشاره می کنم که ۱۸۰ درجه با مواضع کنونی شما در تضاد و تناقض است:

یک روز اصلاح طلبان را برانداز خواندید و نوشتید که اصلاحات بستری برای ساقط کردن ولایت فقیه و از بین بردن حکومت دینی شده است، تا جایی که اصلاح طلبان اقدامات جنابعالی را سیاسی کاری با استفاده از شخصیت شهید مطهری نامیدند و از شما خواستند که به اصلاح طلبان و آقای خاتمی با استفاده از عنوان استاد مطهری کمتر بتازید.(پاسخ تاج زاده به مقاله جفا به استاد مطهری)

اما امروز مواضع ساختارشکنانه شما باعث شده که همان براندازان به تعبیر خودتان، جنابعالی را چشم و چراغ خود بدانند.

در سال ۷۹ تا ۸۳ در مصاحبه ها و نامه ها به آقای هاشمی رفسنجانی چنین عنوان کردید که :«اینکه پسرشان رئیس دفترشان باشد قابل قبول است. اما کیش هم باید دست اینها باشد، وزارت نفت هم زیر نفوذ اینها باشد، فلان کارخانه خودروساز هم مال اینها باشد، انحصار صادرات فلان محصول هم در اختیار اینها باشد؟ دختر ایشان به چه مجوزی باید آزاد باشد احکام اسلام را به راحتی زیر سؤال ببرد و در روزنامه اش بنویسد که چرا باید دیه مرد دو برابر زن باشد؟»

و نوشتید که فساد در زمان هاشمی جان گرفت و در جامعه گسترش پیدا کرد.(مصاحبه با کیهان ۴/۱۰/۷۹)

و در ۲۰ مهر ۸۳ طی نامه از هاشمی رفسنجانی خواستید که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نکند و از دلایل خود برای این درخواست، فعالیت اقتصادی فرزندان و کم تحملی و انتقاد ناپذیری هاشمی را ذکر کردید.

اما چه می شود که ده سال بعد پس از آنکه شورای نگهبان آقای هاشمی را تأیید نمی کند طی نامه ای به محضر رهبر معظم انقلاب در ۱ /۳/۱۳۹۲ خواستار تأیید صلاحیت وی جهت «اصلاح امور و پیشرفت کشور» با حکم حکومتی می شوید؟

آقای مطهری آیا آن فسادها که نسبت به خانوده هاشمی گفتید دروغ بود یا خانواده هاشمی در این فاصله ده سال از آن فسادها تبرئه شده یا فاصله گرفته اند؟ چگونه شما یک روز فردی و خانواده ای را منشاء فساد و گسترش آن در جامعه می دانستید و امروز خواستار حضور آنان جهت اصلاح امور می شوید؟! چه چیزی در میانه این ماجرا هست که به مردم نمی گویید؟!

شما روزی که هاشمی را از حضور در انتخابات نهی کردید و به حرف شما اعتنایی نکرد، بعد از انتخابات ضمن نامه ای به احمدی نژاد در ۱۳/۰۶/۱۳۸۵ انتخاب وی در انتخابات ۸۴ را از الطاف خفیه الهی دانستید و نوشتید: « بدون شک انتخاب جنابعالی در سال گذشته از الطاف خفیه الهی بود و مردم با انتخاب خود، انقلاب اسلامی را به مسیر اصلی آن بازگرداندند و خطر بزرگ غرب زدگی را از این انقلاب الهی دفع کردند»

و در ۲۸/۰۳/۸۵ در سالن مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری بیان داشتید: «اصلاح طلبان، دموکراسی به مفهوم مطلق غربی آن را واقعا پذیرفته اند که طبعا با ولایت فقیه اصطکاک خواهند یافت و تلاش آنها در راستای کم رنگ کردن نقش ولایت فقیه در همین راستاست. »

و سرانجام با همین نگاه و رویکرد با توصیه و تأیید احمدی نژاد در لیست ۳۰ نفر اصولگرایان تهران در انتخابات مجلس هشتم قرار گرفتید.

آن غرب زدگی که نوشتید با انتخاب احمدی نژاد، خطرش از انقلاب اسلامی دفع شد نیز، آدرسش اینجاست: آنجا که در ۴/۱۰/۷۹ طی نامه ای به سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت نوشتید: «نوعی شیفتگی به غرب در شما وجود دارد که متأثر از دوره ای است که در دیار غرب گذرانده اید و به مخالفت استاد شهید مرتضی مطهری با غرب رفتن خاتمی و گوش نکردن ایشان و اظهار تأسف استاد پس از بازگشت خاتمی از غرب و شرح سفر خویش به استاد اشاره کرده اید».

اما استادزاده محترم! این روزها محفل گرم کن همان اندیشه های اصلاح طلبانه شده اید و همان حرفهایی را تکرار می کنید که گویندگان آنها را روزی کمرنگ کنندگان ولایت فقیه و براندازان نظام دینی می نامیدید. یار غار آنها شده اید که منشأ فسادشان می خواندید و غرب زده و شیفته غربشان عنوان می داشتید.

در حادثه کوی دانشگاه که با فتنه گری روزنامه سلام متعلق به آقای موسوی خوئینی ها صورت گرفت، چنین نوشتید: «این حادثه نشان داد که روزنامه های منافق تا چه حد می توانند در ایجادِ یک آشوب مؤثر باشند لذا حکومت اسلامی در تعطیل کردن آنها نباید تردید به خود راه دهد» و با مثال آوردن مورد دیگری از روزنامه های اصلاح طلب (حیات نو) کار آنان را حمایت از صهیونیسم دانستید و سؤال کردید که چرا مسئولین امر در تعطیل کردن این روزنامه ها کوتاهی کرده اند؟ (مقاله های عبرت های کوی دانشگاه دکتر علی مطهری کیهان ۲۱/۰۴/۷۹)

اما چه شده که آن افشاگر و معترض دیروز به روزنامه های زنجیره ای، به قهرمان و عکس برجسته صفحات اول همان رسانه های منافق و مورد حمایت صهیونیسم تبدیل شده است؟ مواضع دیروز شما درست بود یا مواضع امروز؟روزنامه های زنجیره ای عوض شده اند یا علی مطهری راه را عوضی می رود؟

جناب مطهری! بحث ما با شما فقط قیل و قال شما روی چند نفر فتنه گر و حصر آنها نیست. مسئله اصلی چرخش فکری شماست که امروز در همان سنگری قرار گرفته اید که روزی به اندیشه های لیبرالی و براندازانه پنهان شده در آن شلیک می کردید. ببینید این همه تذبذب و تزلزل در مواضع شما طی این سالها ناشی از چیست و بعد بیندیشید که سرنوشت فردایتان به کجا ختم خواهد شد؟

البته انقلاب و نظام اسلامی از این ریزش ها و چرخش ها بسیار به خود دیده و علی مطهری نه اولین آن است و نه آخرین آن و با این ریزش ها خدشه ای به ساحت این درخت استوار وارد نخواهد آمد و بی بصرتان فقط عرض و آبروز خود می برند. اما حقیقتاً در این مورد، نگرانی دلسوزان تنها وابستگی شما به نام بزرگمردی به نام استاد شهید مطهری است که متاسفانه مواضع کنونی شما در دفاع از فتنه و پنجه خونین کشیدن بر صورت نظام و انقلاب، کوچکترین نسبتی با تفکرات آن فقیه متفکر و انقلابی ندارد.

آقای علی مطهری!ما به پاس احترام برای آن استاد شهید و مبارز برای عاقبت شما به عنوان فرزند شهید مطهری نگرانیم. نشستن بر بال احساسات و دلخوش نمودن به تشویق های جماعتی که شما را تنها «دایه» و «محلل» برای جولان خود می خواهند خطر آفرین است. امیدواریم تا آنجا نروید که فرزندان انقلاب و شیفتگان استاد مطهری رغبت نکنند حتی عنوان مقدس «مطهری» را برای شما به کار گیرند.

ابراهیم آقامحمدی نماینده مردم شریف خرم آباد و دوره چگنی در مجلس شورای اسلامی

Share