ژانر علمی- تخیلی یکی از جلوه‌های تمایلات استعمارگرانه‌ی غرب است

ژانر علمی- تخیلی یکی از جلوه‌های تمایلات استعمارگرانه‌ی غرب است امروزه شاید پرطرفدارترین رسانه در زمینه علمی-تخیلی فیلم باشد. فیلمهای علمی-تخیلی را فقط طرفداران علمی-تخیلی نیستند که می‌بینند. این موضوع به خصوص در مورد ایران صادق است. زیرا اساساً فیلم‌هایی که در ژانر علمی-تخیلی جای می‌گیرند مملو از جلوه‌های ویژه و بعضاً عنصر هراس هستند […]

ژانر علمی- تخیلی یکی از جلوه‌های تمایلات استعمارگرانه‌ی غرب است

Science-fictionامروزه شاید پرطرفدارترین رسانه در زمینه علمی-تخیلی فیلم باشد. فیلمهای علمی-تخیلی را فقط طرفداران علمی-تخیلی نیستند که می‌بینند. این موضوع به خصوص در مورد ایران صادق است. زیرا اساساً فیلم‌هایی که در ژانر علمی-تخیلی جای می‌گیرند مملو از جلوه‌های ویژه و بعضاً عنصر هراس هستند و این دو کیفیت باعث جذابیت آن‌ها شده‌است و سازندگان ای ژانر فیلمها خواسته یا ناخواسته از این تاثیرگذاری فزاینده استفاده و یا به عبارتی سوءاستفاده می کنند تا تمایلات استعماری خود را انتشار دهند.
تولد ژانر علمی-تخیلی تقریباً همزمان با ابداع سینِما است. یکی از اولین نمونه‌های این ژانر فیلم صامت «سفر به ماه» اثر ژرژ مِلی‌یِس است که در سال ۱۹۰۲ ساخته شد. فیلم  «متروپولیس» ساخته‌ی فریتس لانگ در سال ۱۹۲۷ از دیگر نمونه های کلاسیک این گونه سینمایی در دهه های نخست تاریخ سینِما است. اما این ژانر با فیلم «اودیسه‌ی فضایی۲۰۰۱» اثر استنلی کوبریک در سال ۱۹۶۸ رونقی دوباره گرفت و از آن پس به مدت چند دهه، بسیاری از آثار پرفروش سینمایی در این ژانر ساخته شدند. بخصوص که این ژانر، و به ویژه داستان‌هایی که در فضا رخ می‌داد، در سایه‌ی رقابت تکنولوژیک آمریکا و شوروی نیز مورد علاقه‌ی سیاستمداران هر دو کشور بودند. پا گذاشتن فضانوردان آمریکایی به ماه در سال ۱۹۶۹ جذابیت این‌گونه فیلم‌ها را دوچندان کرد.
اما برجسته‌ترین فیلم‌های فضایی بیش از اینکه به سیاست بپردازند، بستری برای طرح موضوعات فلسفی بودند. به ویژه که با سرعت گرفتن رشد فن‌آوری‌های نوین، و ساخت ماشین ها و ربات هایی که از هوش مصنوعی بهره مند بودند، انسان غربی در نیمه دوم قرن بیستم با نوعی هراس و نگرانی از تکنولوژی روبرو شده بود. «اودیسه‌ی فضایی ۲۰۰۱» اثر  استنلی کوبریک نگاهی فلسفی به مقوله تکامل و نیز رابطه‌ی انسان با محصول تکنولوژیکی دارد که ساخته خودش است. «سولاریس» اثر آندری تارکوفسکی که در سال ۱۹۷۲ ساخته شد نیز نگاهی فلسفی و روانشناختی به رابطه‌ی انسان با ناخودآگاه خود و با طبیعت دارد. در فیلم هایی مانند «بیگانه» و «بلید رانر» اثر ریدلی اسکات نیز بر مفاهیمی مانند «جستجوی هویت»، «رابطه تکنولوژی و طبیعت »، «رابطه تکنولوژی و جامعه» و نیز «تنش بین گذشته، حال و آینده» تأکید می شود.
پس از موفقیت بزرگ تجاری فیلم «جنگ ستارگان»  اثر جورج لوکاس در سال ۱۹۷۷، قابلیت‌های تجاری فیلم‌های علمی-تخیلی فضایی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت و  فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی فراوانی با مضمون پیشرفت‌های فضایی در هالیوود ساخته شد. اما با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰، رفته رفته فیلم‌های علمی-تخیلی نیز از مضامین مرتبط با فضانوردی فاصله گرفتند و دوباره به سراغ داستان هایی که در زمین می گذشت بازگشتند و به مضامینی مانند تأثیر تکنولوژی بر طبیعت و روابط انسانی، و حتی موضوعاتی جایگاه اقلیت ها و مهاجران در جوامع پرداختند.
در این زمینه به فیلم‌هایی مانند «گزارش اقلیت» و «هوش مصنوعی» اثر استیون اسپیلبرگ، «منطقه‌ی ۹» اثر نیل بلومکمپ (Neal Blomkamp)، «فرزندانِ مردان» اثر آلفونسو کوارون (Alfonso Cuaron) «دلال خواب» اثر الکس ریورا (Alex Rivera)، «پاندوروم» اثر کریستیان آلوارت (Christian Alvart)، و «آواتار» اثر جیمز کامرون می‌توان اشاره کرد.
برخی از پژوهشگران فرهنگی و سینمایی، ژانر علمی- تخیلی هالیوود را  یکی از جلوه‌های تمایلات استعمارگرانه‌ی غرب می‌دانند و بر این باور هستند که در این فیلم ها فردگرایی، اومانیزم، تصور جهان‌شمول از مدرنتیه غربی، و نگاه به جهان به عنوان مکانی برای سیطره و تصرف آشکار است. آنان عقیده دارند که غرب با استفاده از ژانر علمی – تخیلی و نمایش موجودات فضایی و مکان‌های بیگانه، در‌واقع درپی تعریف و اثبات هویتی متمایز برای خود است. از نظر این تحلیل گران، موجودات بیگانه در فیلم های علمی – تخیلی،‌ گاه استعاره ای از مردمان جوامع شرقی و جوامع غیراروپایی هستند که استعمار هم برای رسیدن به اهداف مادی خود، نیاز به سیطره و تسلط بر آنان داشته است. در این میان، نگرانی اینجاست که چرا بعد از سه دهه از گذشت انقلاب اسلامی حتی یک فیلم در ژانر علمی، تخیلی هم در سینمای ما تولید نشده است؟ در واقع ما ناچاریم و باید در این زمینه فیلم بسازیم و تعریف دینی خود را از این ژانر به واسطه ابزار سینما بیان کنیم. سینمای دینی ما باید بدیلی در برابر این چنین رویاپردازی های هالیوودی ارائه دهد تا بیش از این ذهن مردمان مسلمان ما با این ایستارهای مسیحی – صهیونیستی آلوده و مسموم نشود.

محمد بینا واجارگاهی

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا: انتشار مطالب خبری و یادداشت های دریافتی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای منتشر می‌شود.

Share