اعتدال و اسراف در زندگی و ده ویژگی خردورزان از نگاه امام رضا(ع)

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا ماه صفر با شهادت امامی به پایان می رسد که خاک خراسان میزبان اوست. او که چون خورشیدی بی غروب بر مشرق ایران زمین طلوع کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا ماه صفر با شهادت امامی به پایان می رسد که خاک خراسان میزبان اوست. او که چون خورشیدی بی غروب بر مشرق ایران زمین طلوع کرد.

*اعتدال و اسراف در زندگی از نگاه امام رضا*

۱) آیا خرج کردن زیاد برای خانه و خانواده اسراف است؟

امام رضا (ع)در کتاب الخصال شیخ صدوق، روایتی درباره پرهیز از اسراف و بخل ورزی و رعایت اعتدال در مدیریت خانه و خانواده از امام رضا (که درود خدا بر او باد)، نوشته شده است:

«شخصی به نام عباسی می گوید، از امام رضا درباره خرج خانواده پرسیدم، فرمود: “بین المکروحین، میان دو حد ناپسند باشد.” گفتم، فدایت شوم، سوگند به خدا نمی دانم دو حد ناپسند کدام است.
فرمود: “خدایت بیامرزد. آیا نمی دانی که خدای بزرگ اسراف و اقتار (تنگ گیری در خرج و مصرف) هر دو را مکروه و ناپسند خوانده است؟ ”

سپس امام این آیه را از سوره فرقان خواند: ” والَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَاما.” و کسانى که چون خرج مى کنند اسراف نکنند و بخل نورزند و میان این دو معتدل باشند.»

۲) این میوه نیم‌خورده برای چه کسی است؟

درحکایتی خواندنی از نحوه برخورد امام رضا (که درود خدا بر او باد) با اسراف کردن آمده است:

« نسیم خنکی می‌وزید. گنجشک‌ها روی درخت بزرگ بلوط شلوغ کرده بودند. چند نفر از دوستان و آشنایان در خانه امام رضا مهمان بودند. امام از اتاق بیرون آمد. دقایقی سپری شد. مهمان‌‌ها منتظر برگشتن امام بودند و از دیر کردن ایشان نگران شدند. یکی از دوستان جوان امام که از لای در متوجه آمدن امام شد، ‌بیرون آمد.

ـ سرورم! چرا داخل نمی‌شوید؟ چیزی شما را ناراحت کرده است؟

امام سیب نیم‌خورده‌ای را نشان داد و گفت: این میوه را چه کسی این گونه خورده؟

مرد جوان صدایش را بلند کرد: این میوه نیم‌خورده کیست؟

مهمان‌ها از اتاق بیرون آمدند. مرد جوان سیب نیم‌خورده را از امام گرفت و باز حرفش را تکرار کرد. یکی از مهمانان دست بر سینه گذاشت و گفت: مولایم! از شما عذر می‌خواهم، این سیب را من خورده‌ام.

امام رو به او کرد و فرمود: چرا اسراف می‌کنی؟ چرا قدر نعمت‌های خدا را نمی‌دانی و به آن بی‌اعتنایی، ‌مگر نمی‌دانی که خدا اسراف‌کاران را به سختی عذاب می‌دهد؟

امام با مهمانان به اتاق برگشت. وقتی همه در جای خود نشستند، امام رو به آن‌ها کرد و فرمود: دوستان من! وقتی به چیزی نیاز ندارید، بیهوده آن را تلف نکنید و اگر خودتان به آن احتیاج ندارید به کسانی بدهید که به آن نیازمندند.»

۳) اعتدال در شوخ طبعی/ مرز شوخی بیجا و مزاح با دیگران کجاست؟

شوخ طبعی را از ویژگی های دین داران دانسته اند. وقتی از اخلاق رسول خدا یاد می شود، گشاده رویی و نرم خویی و خوش خلقی را از اوصاف ایشان بر می شمارند. پیامبر با دوستان خود، به قصد آنکه شادمانشان کنند شوخی می کردند تا با سرور و شادابی خستگی ها و فشارهای زندگی را برای آنها کمتر کند. در کتاب اصول کافی، جلد دوم روایتی در این باره از امام رضا (که درود خدا بر او باد) نوشته شده است:

معبر بن خلاد می گوید: « به ابوالحسن الرضا گفتم: جانم به قربانت. وقتی در جمعی می نشینی، ممکن است سخنی به میان آید و مزاح کنند و همه بخندند، آیا ایرادی ندارد؟ امام فرمود: مانعی ندارد، اگر چیزی نباشد.

من تصور کردم که منظور آن حضرت، حرف های ناشایست در میان مزاح بود. بعد از این سخن، امام رضا فرمود: یک نفر اعرابی از صحرا می آمد و برای رسول خدا هدیه می آورد و هنوز از جایش برنخاسته بود می گفت، ای رسول خدا پول هدیه را لطفا بپردازید. پیامبر از سخن او می خندید. هر زمان که رسول خدا غمناک بود از او یاد می کرد و می گفت:آن مرد اعرابی چه شد؟ کاش می آمد و ما را می خنداند.»
*نشانه خردورزان از نگاه امام رضا(ع)*

امام هشتم(ع) نشانه خردمندان واقعی را معرفی کرده و می گوید: «خرد مرد مسلمان کامل نمی شود مگر آنکه ده ویژگی در او باشد:

۱ـ به نیکی او امید رود (و دست خیر او در جامعه مورد امید نیازمندان باشد.)
۲ـ از بدی او آسودگی باشد (و کسی از شر او بر خود بیم نداشته باشد.)
۳ـ نیکی اندک دیگری را بسیار شمارد.
۴ـ نیکی بسیار خویش را ناچیز داند.
۵ ـ از نیازخواهی (دیگران) نزد او دلگیر و خسته نمی شود.
۶ـ از علم جویی در طول عمرش دلخسته نمی گردد.
۷ ـ تهدیستی در راه خدا را بیشتر از توانگری دوست می دارد.
۸ ـ خواری (ظاهری) در راه خدا را از بزرگمندی در نزد دشمن خدا خوشتر دارد.
۹ـ گمنامی برای او رغبت انگیزتر از بلند آوازگی و شهرت است.
۱۰ ـ کسی را نبیند مگر آن که گوید او از من بهتر و پارساتر است.

در ادامه آن حضرت فرمود: به راستی مردم دو دسته اند: بهتر و پارساتر از او و بدتر و پائین تر، پس خردمند، هر گاه مردی بدتر از خود را ملاقات کند می گوید شاید نیکی و خوبی او در درون و باطن اوست که این به سود اوست، ولی نیکی من آشکار است و شاید این به زیان من است. و هرگاه بهتر و پارساتر از خویش را ببیند در برابرش فروتنی کند تا همپای او گردد، پس چنانچه این گونه کند بی گمان بزرگمندی اش فراز گیرد و نیکی اش پاکیزه شود و یاد او نیک گردد و سرور مردم دوران خویش باشد.تعقل، برترین عبادت

امام هشتم(ع) عبادت اصلی را در زیادی اندیشیدن و بهره وری از خرد می داند آنجا که فرمود: «عبادت فقط زیادی روزه و نماز نیست، بلکه بسیار اندیشیدن در امر خداوند است.»

ایشان همچنین می فرماید: «دوست هر مرد و انسانی خرد اوست و دشمنش نادانی او.»
/خبرآنلاین

Share