رویکردهای وزارت جوانان: از اختلاط تا خانه مجردی!

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، وزارت ورزش و جوانان، آخرین وزارتخانه دولت یازدهم بود که توانست رأی اعتماد وزیر پیشنهادی را بعد از معرفی ۴ نفر از مجلس بگیرد. هرچند این وزارتخانه، با چند ماهی تأخیر، وزیر خود را شناخت و از این بابت، انتظار می رفت در زمره وزارتخانه های کمتر فعال باشد، […]

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، وزارت ورزش و جوانان، آخرین وزارتخانه دولت یازدهم بود که توانست رأی اعتماد وزیر پیشنهادی را بعد از معرفی ۴ نفر از مجلس بگیرد. هرچند این وزارتخانه، با چند ماهی تأخیر، وزیر خود را شناخت و از این بابت، انتظار می رفت در زمره وزارتخانه های کمتر فعال باشد، اما امروز شاهد مواضع و فعالیت های متعددی در این وزارتخانه هستیم. به دلیل سابقه ورزشی محمود گودرزی و عدم تخصص او در حوزه جوانان، این وظیفه به افراد دیگری از جمله معاونین وی سپرده شده است.

با بررسی مجموعه فعالیت های انجام شده و در حال اجرای وزارت جوانان و همچنین اهداف مسئولین این وزارتخانه، به نکات قابل تأملی رسیده ایم که در این نوشتار، به آنها اشاره خواهیم کرد:
2(1)

خانه مجردی و شرعی – قانونی کردن همخانگی دختر و پسر

اساساً خانه های مجردی، پدیده ای وارداتی از کشورهای غربی است که زمینه به وجود آمدن آن، حاکمیت ارزش های لیبرالی و فردگرایی افراطی در آن است که جوانان را به سمت استقلال طلبی مفرط برده و همین امر، یکی از دلایل فروپاشی خانواده و همچنین تمایل افراد به زندگی در خانه های مجردی است. تاکنون این پدیده، آثار و پیامدهای منفی فراوانی از جمله افسردگی، اعتیاد، انواع انحرافات جنسی و … به خصوص در نسل جوان داشته است.

پدیده خانه های مجردی، سالهاست که در کشور ما، در حال تکثیر و رشد است و رفته رفته، چهره ای خطرناک و نگران کننده به خود می گیرد که در صورت عدم اهتمام جدی به این مسأله، ممکن است به صدر مشکلات جامعه امروزی ما مبدل گردد و ناهنجاری های مختلف اجتماعی را به دنبال داشته باشد.

با این حال، اخیراً از وزارت جوانان دولت یازدهم، مواضعی به گوش می رسد که بر شدت این نگرانی می افزاید. مسئولین وزارت جوانان، با کتمان نگرانی مذکور، این پدیده را طبیعی دانسته و عامل اصلی آن را استقلال طلبی جوانان می دانند، که بایستی به آن احترام گذاشت. این موضع، زمانی نگران کننده تر می شود که از خانه های مجردی به عنوان خانواده های سفید یاد می شود و دغدغه مسئولین، حرکت به سمت قانونی و شرعی نمودن هم خانگی یک دختر و پسر می گردد.

«محمود گلزاری معاون امور جوانان وزارت خانه مذکور در نشست خبری خود تأکید کرد: ما می‌توانیم با نگاهی مثبت، هم خانگی یک دختر و پسر را به مسیری قانونی‌تر و شرعی‌تر هدایت کنیم.»

سؤال اینجاست که آیا مسئولین ذیربط در مورد آسیب های فرهنگی این چنینی که شیوع آن، ضربات مهلکی بر فرهنگ جامعه وارد می سازد، بایستی اینگونه خونسرد باشند؟ آیا اعتبار لفظ خانواده سفید برای خانه مجردی، اجحاف در حق خانواده هایی نیست که بر اساس سنت اسلامی-ایرانی در امر ازدواج، تشکیل خانواده داده اند؟ آیا آنان خانواده سیاه هستند؟! اصولا نام نهادن مجردها به عنوان “خانواده” و رسمیت بخشیدن به آن چگونه توجیه می شود؟ در صورت امکان وزارت جوانان پشتوانه علمی این اقدام – نام نهادن مجرد به عنوان خانواده سفید! – را منتشر و تبیین نماید اصولا چه مکانیزمی برای قانونی کردن و شرعی کردن این روابط وجود دارد؟

 ارائه چهره ای سیاه از وضعیت جوانان

هرچند دسته ای از جوانان در جامعه امروزی، درگیر آسیب های اجتماعی هستند با این حال، نسل جوان کنونی را می توان از بهترین نسل ها دانست که پویا و پر نشاط هستند.

تأکیدات مکرر در وزارت جوانان مبنی بر وضعیت نابسامان جوانان، فضای ناامیدکننده ای از اوضاع قشر جوان جامعه به دست می دهد، در حالیکه آسیب های مذکور، سهم اندکی در میان جوانان دارند و حتی در صورت فرض چنین آسیب های گسترده ای در جامعه، اعلان رسمی از زبان مسئولین دست اندرکار امور جوانان، امر چندان صحیحی نیست. مواضعی همچون پایین آمدن سن ارتباطات جنسی پیش از ازدواج به دوران راهنمایی و یا ضرورت تأسیس کلینیک های کنترل خشم جوانان، بخشی از مواضع عجولانه و نادرست است.

فیس بوک مخالفت با فیلترینگ فیس بوک

از زمان شروع به کار دولت یازدهم، زمزمه مخالفت ها با فیلترینگ سایت هایی نظیر فیس بوک به گوش می رسد که این امر در میان مسئولین وزارت جوانان نیز وجود دارد.

تأکیدات فراوان مسئولین بر این موضوعات، نه تنها نظام فیلترینگ را خدشه دار و فاقد اعتبار ساخته است، بلکه سبب تبلیغ و رسمی شدن استفاده از آن – بخوانید قانون شکنی علنی – شده است.

این اظهارات، در مواضع معاون ساماندهی امور جوانان این وزارتخانه، با تعابیر مختلفی به چشم می خورد. ایشان در جایی با این استدلال که دیگر نمی‌توان به جهان و زمان قبل از اینترنت برگشت و اینکه فیلترینگ سایت هایی نظیر فیس بوک به لحاظ تربیتی غلط است، به مخالفت با این امر می پردازد.

با تمام این توضیحات، جای مبهم این ماجرا، تأکیدات بیش از حد سیاسیون این دولت بر موضوعی است که بسیاری از کارشناسان بر مضر بودن آن اذعان داشته و معتقدند فضای ارتباطات گسترده در شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و زمینه های دوست یابی در آن، نه تنها با فرهنگ اسلامی-ایرانی ما در مورد دوست و دوست یابی هماهنگی ندارد، بلکه فضای آماده ای را در اختیار برخی عوامل قرار می دهد تا از این شبکه مخاطبین، در راستای هر هدفی سوءاستفاده کنند. علاوه بر این، شبکه هایی نظیر فیس بوک و توییتر، امتحان خود را در ایجاد ناآرامی و شرایط نامطلوب فرهنگی در مناطق مختلف پس داده اند.

با این حال، هدف نگارنده، نفی شبکه های اجتماعی به صورت مطلق نیست، بلکه نکته اصلی این است که از مسئولین انتظار می رو