تفاوت نگاه روحانی به اصلاح طلبان و اصول گرایان

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا رفتار اصول‌گرایان با دولت روحانی و اختلاف‌های گذشته آنان نشان می‌دهد که رئیس جمهور تمایل چندان به ارتباط با این جریان سیاسی در کشور ندارد.

 به گزارش پایگاه اطلاعه رسانی دیارمیرزا این روزها بازهم بحث داغ میان دو جناح اصلی کشور در گرفته است که روحانی متعلق به کدام جریان سیاسی است. آیا او اصول گراست یا در زمین اصلاح طلبان بازی می‌کند. سکوت رئیس جمهور روحانی در این مورد نیز باعث برافروخته شدن این آتش می‌شود.

روحانی

جعفر شجونی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران اعتقاد دارد که :« اینکه می گویند روحانی اصلاح طلب است یه اشتباه و دروغ بزرگ است.روحانی اصولگرای سنتی و از جامع روحانیت مبارز و خودش هم در لباس روحانیت است.» در این میان یونسی مشاور رئیس جمهور و وزیر سابق اطلاعات در دولت خاتمی اما اعتقاد دیگری دارد و می‌گوید:« روحانی روش و منش اصلاح طلبانه دارد.»

همین سخنان باعث شد که تحلیل گران مسائل سیاسی به بازخوانی نظرات روحانی بپردازند تا ببیند که او متعلق به کدام یک از این دو جناح اصلی کشور است. محسن رفیق دوست وزیر سپاه دردولت میرحسین موسوی در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین در مورد گرایش دولت یازدهم گفت:« من اعتقاد ندارم که دولت یازدهم، دولتی معتدل است، چراکه اندک اندک این دولت در حال تمایل یافتن به چپ است ولی امیدوار هستم که بتواند اعتدال را رعایت کند.»

فیاض زاهد نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر و فعال سیاسی نیز در گفت‌وگویی که با آرمان روزنامه نزدیک به هاشمی رفسنجانی انجام داده بود، به عبور روحانی از اصول گرایان اشاره می‌کند و می‌گوید:« آقای روحانی است که سال‌هاست از اصولگرایان عبور کرده است. خاستگاه آقای روحانی در جامعه روحانیت مبارز بوده است. گفتمان آقای روحانی در ۱۰سال گذشته در اردوگاه اصولگرایان تعریف می‌شد. ولی هم اکنون بزرگ‌ترین مشکل اصولگرایان، آقای روحانی شده است.پس می‌توان گفت که این آقای روحانی بوده که از اصولگرایان عبور کرده است.»

بعد از شنیدن این سخنان این سوال در ذهن ایجاد می‌شود که آیا واقعا روحانی از اصول گرایان عبور کرده است و به اصلاح طلبان نزدیک شده است؟حسن روحانی رئیس جمهور منتخب که آن زمان عهده دار نمایندگی مجلس شورای اسلامی بود هم عضویت در جامعه روحانیت مبارز را داشت و هم جزء حزب جمهوری اسلامی به حساب می‌آمد.

در جریان انتخابات مجلس دوم شورای اسلامی که نمایندگان مجلس با تابلو حزبی در انتخاب شرکت می‌کردند، حسن روحانی با حضور در لیست جامعه روحانیت مبارز که مورد حمایت تشکل راست حزب جمهوری اسلامی و همچنین موتلفه اسلامی بود وارد کارزار انتخابات شد و از شهر تهران به نفر نوزدهم وارد مجلس شورای اسلامی شد.

از میان راهیافتگان به مجلس شورای اسلامی از شهر تهران ۱۲ نفر متعلق به جناح چپ و ۱۸ نفر از جناح راست بودند. بدین ترتیب حسن روحانی در اولین انتخاباتی که با تابلوی حزبی وارد انتخابات شده بود، با حمایت جناح راست وارد دومین مجلس شورای اسلامی شد.

در جریان مجلس دوم اختلافات حزبی ، بسیار نمایان و ملموس بود که اوج آن به دوران دوم ریاست جمهوری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و ماجرای انتخاب میرحسین به عنوان نخست وزیر باز می‌گشت. رئیس جمهور تمایلی برای معرفی مهندس موسوی به عنوان نخست وزیر نداشتند و ترجیح می‌دادندد که کسی مثل علی اکبر ولایتی عهده دار پست نخست وزیر باشد.

این اختلافات و حمایت عمده‌ای از نمایندگان مجلس از رئیس دولت، باعث شد که امام خمینی به ماجرا ورود کند و اعلام کنند که موافق حضور مهندی موسوی دراین پست هستند و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز با توجه به نظر امام خمینی، میرحسین موسوی را به عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی کردند. ۹۹ نفر از نمایندگان مجلس حکم امام (ره) را یک حکم ارشادی دانستند و به نخست وزیر میرحسین رای منفی و ممتنع دادند، که حسن روحانی یکی از این ۹۹ نفر بود که مورد اعتراض شدید جناح چپ و طرفدارن نخست وزیری میرحسین موسوی بودند.

اختلافات حزبی این دو جریان بر سر مدیریت کشور در زمان نخست وزیر میرحسین موسوی و ماجرای ۹۹ نفر باعث شد که جامعه روحانیت مبارز تهران که از اعضای آن، مسئولین برجسته و روحانیون برجسته تهران بوند، دچار دوگانگی شود و برخی از اعضای آن دست به تشکیل تشکلی به نام مجمع روحانیون مبارز تهران با محوریت سید محمد خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، مهدی کروبی و مجید انصاری و چند روحانی دیگر زدند و راه خود را از اعضای روحانیت مبارز تهران جداکردند.

رئیس دولت یازدهم در آن روزها اما بازهم به تفکرات حزبی خود پشت نکرد و به عنوان یکی از ۲۹ اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران در مقابل روحانیون چپ گرا ایستاد. جناح راست آن روزهای ایران با محوریت آیت‌الله مهدوی کنی و ناطق نوری به تشکیل محمع روحانیون واکنش نشان دادند و حتی آیت‌الله مهدوی کنی به نوع نامگذاری و عملکرد آن اعتراض کرد و گفت: نامی که آقایان انتخاب کرده‌اند، با کم لطفی همراه بود، خوب بود که نامی انتخاب می‌کردند که مردم دچار اشتباه نمی‌شدند و سبب اختلاف و ابهام نمی‌شد.

در جریان دوره سوم انتخابات مجلس سوم شورای اسلامی نیز تفاوت لیست‌های دو جناح سیاسی بسیار مشخص بود، اما اینبار حسن روحانی در کنار حضور در لیست جامعه روحانیت مبارز تهران از سوی مجمع روحانیون هم به عنوان نامزد مجلس شواری معرفی شد تا حسن روحانی از سوی هر دوجناح به عنوان نامزد انتخابات مجلس معرفی شود.

حسن روحانی بازهم به عنوان نماینده راهی مجلس شورای اسلامی شد ولی اینبار اکثریت مجلس در اختیار جناح چپ بود و مهدی کروبی که عهده دار نایب رئیسی مجلس سوم بود، پس از حضور هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور در دولت، به عنوان رئیس مجلس عهده دار ریاست قوه مقننه شد.

با انتخاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر انقلاب پس از امام خمینی و تکیه هاشمی رفسنجانی بر صندلی ریاست قوه مجریه، زندگی سیاسی حسن روحانی را دچار دگرگونی کرد. حسن روحانی در دولت، هاشمی رفسنجانی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد تا مرد همیشه همراه هاشمی در جنگ دردولت نیز کنار وی باشد تا از نظر مشی سیاسی هرچه بیشتر به یکی فراجناحی ترین شخصیت‌های سیاسی ایران نزدیک شود.

رئیس جمهور منتخب این روزهای ایران با وجود داشتن منصب دبیرشورای عالی امنیت ملی همچنان علاقه به حضور در پارلمان داشت و با برگزاری انتخابات مجلس چهارم و به حاشیه رانده شدن جناح چپ در این مجلس، راست گرایان پاداش حسن روحانی را با نایب رئیس مجلسی که ناطق نوری عهده دار ریاست آن بود پرداخت کردند و حسن روحانی تبدیل به یکی از اعضای تاثیرگذار مجلس چهارم شد.

حسن روحانی به عنوان یار نزدیک هاشمی تمام تلاش خود را در مجلس چهارم انجام داد تا مجلس را با دولت بیش از بیش همراه کند، نقشی که وی تا پایان دولت هاشمی در مجلس پنجم نیز بازی کرد.

دبیرشورای عالی امنیت ملی دولت هاشمی در مجلس پنجم نیز بر صندلی نایب رئیسی قوه مقننه تکیه زد و حتی زمانی که ناطق نوری در هوای رسیدن به پاستور بود، جلسات مجلس را اداره می‌کرد تا بسیاری تصور کنند که در ادامه مجلس پنجم و در مجلس ششم و در غیاب ناطق نوری که احتمالا رییس جمهور می شود، حسن روحانی بر صندلی ریاست قوه مقننه تکیه می زند.

انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور تمام معادلات جناح راست را برهم زد اما این انتخاب باعث شد تا فضایی جدید در دوران زندگی حسن روحانی آغاز شود. خاتمی نیز همچون هاشمی، روحانی رابرای دبیری شورای عالی امنیت ملی انتخاب کرد تا همچنان روحانی نقشی تاثیرگذار را در کشور بازی کند. علاقه مثال زدنی حسن روحانی برای حضور در قوه قانون گذار کشور باعث شد تا دبیرشورای عالی امنیت ملی بازهم در انتخابات مجلس شرکت کند اما مجلس ششم، هیچکدام از ژنرال‌های دوره‌های قبل خود را نپذیرفت و مردم ترجیح دادند تانمایندگی همراه با دولت را راهی قوه مقننه کنند.

روحانی همچون پنج دوره گذشته در زیر چتر راست گرایان و جامعه روحانیت مبارز تهران وارد انتخابات شد و اولین شکست رسمی خود را در انتخابات تجربه کرد، در انتخابات مجلسی که هاشمی رفسنجانی نیز با تلخ کامی از حضور در آن انصراف داده بود.

ورود حسن روحانی به دولت اصلاحات زمینه اختلاف او با اصول گرایان را کلید زد. رئیس جمهور امروز ایران که در تمام طول عمر سیاسی خود، همیشه از سیاست هاشمی رفسنجانی پیروی می‌کرده است، همچو او کم کم از جامعه روحانیت مبارز تهران فاصله گرفت. این دو که در جریان انتخابات مجلس ششم جز لیست این جامعه بودند بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ و عدم حمایت جامعه روحانیت از هاشمی رفسنجانی، ترجیح دادند که از این جامعه با سابقه فاصله بگیرند تا یک جدایی بدون وصل میان هاشمی، روحانی و جامعه روحانیت شکل بگیرد.

این جدایی باعث نزدیکی بیشتر روحانی به خاتمی و جریان اصلاحات شد. انتقال پرونده هسته‌ای از وزارت خارجه به دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، دیگر پروژه‌ای بود که روحانی را به اصلاح طلبان نزدیک تر کرد.

حمایت همه جانبه اصلاح طلبان از سیاست‌های دولت و روحانی و انتقادهای بی شمار اصول گرایان و دوستان دیروز روحانی از سیاست‌های او باعث شد تا « شیخ دیپلمات» لقای اصول گرایی را به لقایش ببخشد.

در اوایل دهه ۸۰ و همزمان با آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، بسیاری از رسانه‌ها روحانی را یک سیاتمدار اصلاح طلب صدا می‌زدند و حتی در انتخابات‌های مجلس هشتم ونهم و همچنین ریاست جمهوری دهم نیز از او به عنوان یک از نیروهای اصلاحات برای حضور در انتخابات‌ها نام برده می‌شد.

انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که زمینه ساز به قدرت رسیدن روحانی شد، باعث شد تا اصول گرایان به این معنا بیندیشند که رئیس جمهور تازه ایران هنوز عضو جامعه روحانیت مبارز است و این یعنی اینکه او هنوز یک اصول گراست.
همین تفکر باعث شد که مصباحی مقدم اعلام کند که رئیس جمهور ابراز تمایل کرده است که در جلسات جامعه شرکت کند، ابراز تمایلی که تاکنون اتفاق نیفتاده است و همین بیانگر این است که روحانی دوست ندارد بازهم وارد جریانی شود که او را ترد کرده است.

روحانی نیز همچون آیت‌‍الله هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری از رفتار اصول گرایان گله مند است و این نارضایتی به حدی است که او حاضر نیست در جلسات شرکت کند. انتقاد اخیر اصول گرایان از دولت نیز مزید بر علت شده است تا این فاصله بیش از گذشته شود.

اصول گرایان باید بپذیرند که روحانی، رئیس جمهور اصول گرایان نیست، همانطور که رئیس جمهور اصلاح طلبان نیز نیست اما این یک تفاوت بزرگ دارد که روحانی به چپ ‌های ایران به عنوان یک دوست نگاه می‌کند و اصول گرایان را به چشم یک منتقد. نحوه استفاده از افراد در دولت و استانداری‌ها خود بیانگر این معناست. در دولت اعتدال روحانی وزنه به سوی اصلاح طلبان سنگینی می‌کند تا اصول گرایان و می‌شود گفت که اصول گرایان با دست خود، میدان رقابت را به رقیب واگذار کرده‌اند.

همچنین کابینه روحانی و همچنین معاونان و استاندارانی که او در دولت منصوب کرده است، نشان می‌دهد که رئیس‌جمهور با مشی اصلاح طلبی کابینه خود را چیده است تا بدین ترتیب نشان دهد اصلاح طلبی را به اصول گرایی ترجیح می‌دهد.

نامه نیوز/

Share