برنج شمال همچون کشاورزانش غریب است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا،زمانی آیت الله احسانبخش فریاد میزد که به داد کشاورزی گیلان برسید.سالهابعد آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در گیلان فریاد میزند که زیتون وچای وبرنج خارجی در گیلان میفروشند و ای دولت بایدفاتحه کشاورزی راخواند!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا imagesبرنج درشمال کشو ر یک محصول استراتژیک است.اهمیت  برنج در  سه  استان  شمالی تا آنجاست که درفصل زراعی یعنی از نیمه دوم فروردین  تا نیمه اول شهریور بازارهای شمال متاثر از شروع  کشاورزی میشود.برنج با رنج و مشقت بسیار همراه  است.رنجی  که کشاورز میکشد تا محصولش به سرانجام رسد شاید درهیچ محصول کشاورزی دیگر دیده نشود.”به رنج”یعنی رنجیدن وسختی کشیدن.اینگونه است که کشاورز برنجکار زودتر ازهمه کشاورزان دیگر پیر میشود و شکسته وتکیده.و اینگونه است که امروز دردنیای جدید با نوآوری های صنعتی جدید هنوز کشاورز با “دست نشاء”میکند.وبا دست “وجین” و با دست “دوباره”!!! و با دست و با “داره (دهره) برنج را میبرد.و دست باید برنج را جمع کند و به “کندوج”یا”تلمبار” بیاورد تا در پاییز خرمن کند.عجبا برنج چقدربا سختی بدست می آید.همواره دراردیبهشت کمبود آب به مزارع بویژه مزارع پایین دست بابحران های زیادی روبه روست.ازکدام رنج برنج وبرنجکار باید گفت؟ هنوز زنان شمالی خود باید نشا و وجین را انجام دهند والبته در کنار شوهرانشان برنج را “درو” کنند.این زنان با چه رنجهایی روبه رو هستند.خانه و کشاورزی و فرزندان؟! به کدامیک برسند؟ در کدام عصر زندگی میکنیم؟ استانداروقت گیلان که بعدها استاندار مازندران هم شد درسال۷۴میگوید این برای زنان گیلان و شمال خوب نیست که بیایند درمزارع و نشا کنند و باید مزارع گیلان مکانیزه شود! زنان و مردان باید دراین آب سرد و درفروردین و اردیبهشت که سرمای آب استخوانشان را میترکاند هشت ساعت وبلکه بیشتر درآب بمانند تا بتوانند نشا را انجام دهند.رزق حلال یعنی این و اینگونه است که در شمال نمیگذارند برنج درسفره ها همانند جاهای دیگر اسراف شود.بیش از سه دهه از انقلاب میگذرد و امروز هنوز مزارع  شمال مکانیزه نشده است.آمارهای کم خود گواه این است که همتی برای این مهم والبته کشاورزی شمال وجودندارد.تاریخ خود گواه این مدعا میباشد که طی نه دوره مجلس چند ریس کمیسیون کشاورزی مجلس از استانهای شمالی داشتیم؟ و چند عضو ازاین کمیسیون! زمانی آیت الله احسانبخش فریاد میزد که به داد کشاورزی گیلان برسید.سالهابعد آیت الله قربانی نماینده ولی فقیه در گیلان فریاد میزند که زیتون وچای وبرنج  خارجی در گیلان میفروشند و ای دولت بایدفاتحه کشاورزی راخواند! و همزمان با شروع مجلس نهم و تشکیل کمیسیونهای مجلس از ۳ استان شمالی فقط  دو نفر در کمیسیون کشاورزی مجلس عضو میشوند.حسین نیازآذری نماینده بابل از استان مازندران و رحمت الله نوروزی نماینده علی آبادکتول  گلستان! در اینجا بود که فاتحه کشاورزی شمال را خودمان خواندیم.حجت الاسلام اشجری پس از این ترکیب کمیسیونها انتقاد تندی نمود که چرا از گیلان حتی یک نماینده عضوکمیسیون کشاورزی نشد!؟انتقادی که بجا بود ولی به جای آنکه چاره ای جویند جواب دادند که اقتصاد مهم تراست! باز روحانیت سکوت نکرد والبته  گفت که کشاورزی اصل است.اینجا بود که خود باید به فکرمرگ کشاورزی شمال میبودیم.
همه این ها خود دلیلی بود تا در تهران و در راس تصمیم گیری ها هیچگاه کسی نباشد بگوید که ای برادران تصمیم گیر!یک بار بیایید و ببینید که برنج کاران چقدر سختی میکشند تا این محصولی که بدون سموم است و همانند برنج های هندی و تایلندی سم  ندارد و سرطان زا نیست  بیاییم ازاین تولید کنندگان حمایت کنیم! چه کسی باید فریاد این کشاورزان مظلوم را به دولت برساند؟چای گیلان و مازندران  که روزی  محصول استراتژیک بود وپنجاه هزار خانوار درگیرآن طی یک دهه درگیر مناقشات سیاسی شد و همه مشکلات چای مشکل مدیریتی اش شد!و البته مدیرانی که نمیدانستند چای چیست و میامدند ریس سازمان چای میشدند و اینها باید مدافع چای میشدند که اصلا اهل شمال نبودند! و امروز در سبد کالا که دولت “تدبیر”و”امید” باید برای ایرانیان تهیه کند برنج هندی میگذارند و صدای این کشاورز برنجکار را که  باید به دولت و حاکمیت برساند؟! و وقتی  وزیر صنعت و معدن وتجارت  که باید از تولید ملی حمایت کند و جانش را فدای تولید ملی کند میگوید دفعه بعد برنج ایرانی در سبد کالا میگذاریم!!!
کجایند دلسوزان؟
کجایند نمایندگان شمال کشور؟
کجایند اعضای کمیسیون کشاورزی  مجلس؟
ایکاش از گیلان و مازندران  و گلستان صدایی بلند میشد.
ایکاش  نمایندگان  شمال همچون  نمایندگان  خوزستان  حداقل  یکبار در صحن مجلس یکصدا فریاد میزدند که  ما استعفا نمیدهیم  بلکه حق برنجکاران را میخواهیم  وتو ای دولت باید وباید در سبد کالا از برنج  ایرانی استفاده کنی.اینجاست  که  فرق ها یعنی فرق ما و دیگران مشخص میشود.
خوزستان و اصفهان  و یزد درکجای توسعه هستند و گیلان و مازندران و گلستان امروز در چه وضعیتی هستند؟
ایکاش فریادمان  رسا بود
ایکاش درد این مردم گقته میشد تا اینکه اختلاف و درگیری داشته باشن

حمید خوش سیرت

پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا:انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود

Share