چرا هاشمی رئیس قوه قضائیه نشد؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا آیت الله هاشمی رفسنجانی می گوید:زمانی بحث بود که من رئیس قوه قضاییه شود گفتم که اگر به آنجا بروم، زندانی‌ها را آزاد می‌کنم و نمی‌توانم زندانی داشته باشم و اگر قاضی باشم، نمی‌توانم کسی را محکوم به زندان کنم.

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا و به نقل از سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی:
زمانی بحث بود که من رئیس قوه قضاییه شود گفتم که اگر به آنجا بروم، زندانی‌ها را آزاد می‌کنم و نمی‌توانم زندانی داشته باشم و اگر قاضی باشم، نمی‌توانم کسی را محکوم به زندان کنم

hashemi  آیت الله هاشمی رفسنجانی طی مصاحبه ای در سال ۸۲ با کیهان ضمن بیان مطالبی پیرامون دستگیری های سال ۶۹ ،تاکید کرد: روحیه من با این جور کارها جور در نمی آید،زمانی بحث بود که من رئیس قوه قضاییه شوم. گفتم که اگر به آنجا بروم، زندانی‌ها را آزاد می‌کنم و نمی‌توانم زندانی داشته باشم و اگر قاضی باشم، نمی‌توانم کسی را محکوم به زندان کنم. شاید برای شما باید جالب باشد که بعد از انقلاب من اصلاً برای بازدید به زندان نرفتم. چون نمی‌توانم بروم.

گزیده این مصاحبه بدین شرح است:

یک شبهه دیگر. آقای مهندس عزت‌الله سحابی و جمع دیگری در سال ۶۹ متعاقب بیانیه‌ای که منتشر کردند، دستگیر شدند. نقل می‌کنند وقتی شما برای بودجه به مجلس رفته بودید یکی از آقایان کمیسیون برنامه گفته بود ما با بقیه کار نداریم. ولی آقای سحابی را چرا گرفتند. و شما گفته بودید رویش زیاد شده بود و خواستیم رویش را کم کنیم. ضمناً می‌گویند آقای سحابی از شما قول گرفته بود اعترافاتی که کرده، از تلویزیون پخش نشود. ولی در برنامه «هویت» پخش شد. درمورد این دو شبهه توضیح بفرمایید.

– اولاً از من قولی نگرفته بود. اصلاً‌از اعترافات ایشان اطلاعی نداشتم که قولی بدهم. آقای سحابی هم رفیق من بود. ما در دوران مبارزه هم پرونده و با هم در زندان بودیم. بعد از پیروزی هم در شورای انقلاب بود. همیشه با هم بودیم و اختلافی نداشتیم. گروهی را هم که وزارت اطلاعات گرفتند، بدون اطلاع من گرفتند. گویا حدود ۹۰ نفر را گرفتند. من اصلاً با اینطور چیزها مخالف بودم. منتها وزارت اطلاعات از این کارها می‌کرد. من کمک کردم که آقای سحابی آزاد شود. رهبری هم کمک کردند. آیت‌الله خامنه‌ای تعبیری کردند و من هم آن را برای اینها نقل کردم و گفتم که رهبری گفتند: «اینهایی که این کارها را می‌کنند، خودشان زندان نبودند و نمی‌دانند زندان یعنی چه که افراد را مدتها در زندان نگه می‌دارند. اگر زندان رفته بودند، این کارها را نمی‌کردند.» من به مسئولان گفتم سریعاً به اتهامات رسیدگی شود که پس از رسیدگی، اینها را آزاد کردند. برنامه هویت را از تلویزیون دیدیم و اصلاً خبر نداشتیم. شما از آقای شریعتمداری بپرسید که چه کسی به او گفته که آن برنامه را بسازد. تیپ فکری من این گونه نبوده و نیست. به هر حال هنوز هم با ایذا موافق نیستم. زمانی بحث بود که من رئیس قوه قضاییه شوم. گفم که اگر به آنجا بروم، زندانی‌ها را آزاد می‌کنم و نمی‌توانم زندانی داشته باشم و اگر قاضی باشم، نمی‌توانم کسی را محکوم به زندان کنم. برای شما باید جالب باشد که بعد از انقلاب من اصلاً برای بازدید به زندان نرفتم. چون نمی‌توانم بروم. در سالهای اول پیروزی در ایام عید بود که آیت‌الله موسوی اردبیلی به من گفت: به شمال برویم، جایی داریم که دو، سه روز استراحت کنیم. ما را به چالوس در باغی بردند که سپاه گرفته بود. ما شب در حال قدم زدن در آنجا بودیم که دیدیم دیوار بلندی آن طرف هست. گفتم: این چیست؟ گفتند: این زندان است. گفتم: من دیگر نمی‌توانم اینجا بمانم. از آنجا بیرون آمدیم. یعنی وقتی گفتند که آنجا زندان است، بیرون آمدم. با دیدن زندان حالت غم به من دست می‌دهد و چون خودم قبلاً زندان کشیدم، می‌دانم چقدر سخت است.

Share