چرا منطقه آزاد انزلی پیشرفت نمی کند ؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا اگر بخواهیم فهرستی کوچک از مزایای مناطق آزاد ارائه دهیم باید به گزینه های ذیل اشاره داشته باشیم به مواردی چون: ( ایجاد اشتغال، تامین درآمدهای ارزی از طریق ایجاد ارزش افزوده، ارتقاء و توسعه سطح فعالیت های تولیدی با جهت گیری صادراتی توسط سرمایه گذاران خارجی و جذب و […]

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا اگر بخواهیم فهرستی کوچک از مزایای مناطق آزاد ارائه دهیم باید به گزینه های ذیل اشاره داشته باشیم به مواردی چون: ( ایجاد اشتغال، تامین درآمدهای ارزی از طریق ایجاد ارزش افزوده، ارتقاء و توسعه سطح فعالیت های تولیدی با جهت گیری صادراتی توسط سرمایه گذاران خارجی و جذب و به کار گیری سرمایه های سرگردان داخلی ، دستیابی به دانش فنی و تکنولوژی و ارتقاء سطح مهارت های کارگری و همچنین مدیریت های کارگری و بازرگانی، توسعه ناحیه ای و محرومیت زدایی و ایجاد یک الگوی کوچک و مناسب با توجه به نیروی کار و توان اقتصادی داخلی همراه با استفاده از مشاغل جنبی ایجاد شده) میتوان اشاره داشت.azad

اما، آیا منطقه آزاد انزلی در تحقق و کاربردی شدن این مزایا در استان موفق عمل کرده است ؟ آیا تغییرات شگرفی در اقتصاد و وضعیت معیشتی مردم منطقه و گیلان روی داده است ؟ آیا با توجه به جایگاه رفیع و استراتژیک این منطقه که به سادگی آن را از سایر مناطق متمایز میکند گامی موثر در پیشبرد اهداف و حرکت در مسیر سند چشم انداز توسعه کشور برداشته شده است ؟
اگر نه، مشکل از کجاست؟ چرا مدیرعامل منطقه آزاد انزلی با نهایت همکاری و تعامل ش با مسئولین استانی همواره از کارشکنی ها به صورت سر بسته گلایه داشت؟!! حقیقت آن است که منطقه آزاد انزلی با توجه به موقعیت استراتژیکش چندان هم موفق نبوده است، تبدیل این منطقه به یک مکان گردشگری داخلی و استانی کوچکترین دستاورد برای یک منطقه ی ساحلی نزدیک به دو شهر بزرگ استان (رشت و انزلی) محسوب میشود.
اما اینکه چرا منطقه آزاد انزلی عملکرد آنچنان چشگیر و موفقی نداشته را در مرحله نخست باید در بین مسئولین و سیاسیون استان گیلان جستجو کرد، جایی که این امتیاز (منطقه آزاد اقتصادی) واگذار شده و به تصویب رسیده از سوی مجلس شورای اسلامی به استان گیلان علی الرغم اقرار یکایک مسئولین سیاسی استان در خصوص اهمیت آن تنها به بازیچه اهداف فعالین سیاسی استانی تبدیل شده است.
نگاهی ساده به عملکرد سازمان منطقه آزاد اقتصادی انزلی در برنامه های کوتاه مدت و بلند مدتش به سادگی این دستپاچگی و عدم تمرکز در مدیریت و پیشبرد برنامه ها را که ناشی از بازی های پشت پرده سیاسیون استانی است به نمایش میگذارد.

تاسیس بندرگاه کاسپین فارغ از تمام مشکلات اکولوژیکی که میتواند بر محیط زیست منطقه داشته باشد ( از جمله کم شدن عمق تالاب) یکی از همین اقدامات است، جایی که با طرح توسعه بندرگاه انزلی (که خود از اراضی منطقه آزاد محسوب میشود) و چند برابر شدن ظرفیت آن نیاز به پیاده سازی طرح هایی از این دست را هرگز عقلانی نشان نمیدهد، اما به منظور تحقق اهداف سیاسیون حزبی استانی که آنهم به منظور”تسلط بیشتر بر سرمایه های منطقه” صورت میپذیرد سازمان منطقه آزاد انزلی باید دستخوش بازی هایی از این دست شود.
بازی قدرتی که دودش تنها به چشم مردم مظلوم گیلان رفته و در عمل دستاوردی برای استان محسوب نمیشود و جالب اینجاست که این اتفاق در زمانی صورت میپذیرد که بحث کسادی بندرگاه انزلی نیز از مباحث داغ رسانه ها و اهالی شهر بندرانزلی است و شنیدن صدای بوق کشتی های پهلو گرفته در بندرانزلی خود علامتی بر کندی حرکت چرخ دنده های اقتصادی را اعلام میکند.

این یعنی نزد برخی از سیاسیون گیلان عقل و منطق و نگاه استانی حکم فرما نیست، گویی نمایندگان هر شهرستان و هر حزب در استان چوبی به دست گرفته و لای چرخ های اقتصادی استان میکند، تاخیر در پیاده سازی برخی طرح ها در منطقه آزاد از یک سو با سنگ اندازی های استانی و دست پاچگی برای پیاده سازی برخی دیگر از طرح ها از سوی دیگر بیانگر عمق فاجعه در نحوه مدیریت منطقه آزاد انزلی و روابط سیاسیون استانی با یکدیگر است.

حال باید دید با توجه به تاسیس بندرگاه خصوصی آستارا و توسعه بندر گاه انزلی کسانی که از پشت پرده از طرح تاسیس این بندرگاه حمایت میکردند و چشم خود را بر سایر ضعف ها، تبعیض ها، استخدام های غیر قانونی و بسیاری از موارد  در جریان در این منطقه بسته بودند چه پاسخی برای دور ریخت سرمایه ۶۰ میلیارد تومانی از حق مردم استان گیلان که باید صرف توسعه و فراهم ساختن زیر ساختها در این منطقه میشد خواهند داشت ؟ طرحی که به سادگی توسط هر عقل سالمی با توجه به شرایط کشور هرگز در اولویت های توسعه این منطقه قرار نمیگرفت و نمیگیرد.

گویی فقر، بیکاری، اعتیاد و مشکلات بی شماری که اهالی گیلان با آن دست و پنجه نرم میکنند ارتباطی به سیاسیون استان نداشته و ندارد و همواره سرنوشت مردم گیلان باید بازیچه قدرت طلبی سیاسیون استان باید باشد. در حالی که اگر واقعا تلاش بر توسعه گیلان و سپس رضای خدا ملاک فعالیت این عزیزان باشد چه طرحی حیاتی تر از راه آهن قزوین_رشت_بندرانزلی ؟
طرحی که اگر به سر انجام برسد بندرگاه کاسپین و بندرگاه خصوصی آستارا نیز نمیتوانند جوابگوی آن باشند و مطمئنا با همدلی مسئولین استان باید در آینده برای بسیاری از نقاط نوار ساحلی گیلان بندرگاه تاسیس گردد.

نباید فراموش کرد که همه ساله بسیاری از جوانان این استان باید برای کار عازم شهرهای دیگر به خصوص جنوب کشور شوند که این خود نشان دهنده ی نا توانی مسئولین استانی در بهره گیری از موقعیت های موجود در استان است. وقتی اتصال کریدور شمال به جنوب ایران و البته ارتصال آن به گیلان این منطقه را به شاهراه حیاتی ترانزیت منطقه بدل خواهد کرد، گویی مسئولین این استان علاقه مندند که هر از گاهی از استان کوچکی نظیر گیلان سر و صدای عده ای برای درخواست جدا شدن بر آید و ده ها نقشه پیشنهادی از این استان برای تشکیل استان جدید سر برآورد! واقعاچرا و به چه دلیل ؟

به راستی اگر نماینده های این استان همگی یک رنگ و یک دل به دنبال گرفتن حق و حقوق اهالی این استان بودند چه میشد؟ واقعا اگر در کنار پیگیری مسائل مشکلات شهرستان خود نگاه استانی را در مجلس شورای اسلامی به دست فراموشی نمیسپردند آیا در آنصورت باز هم وضعیت این استان این گونه بود؟ خاکی که وجب به وجب آن به راستی طلاست و بسیاری از ظرفیت های آن نیز تا کنون مغفول مانده است به راستی شایسته وضعیت کنونی است./انزلی کلاب

امید است در دولت جدید با انتخاب شایسته سالارانه مدیران دولتی به خصوص در مناطق آزاد اقتصادی برای رشد و توسعه و راهبردی شدن این مناطق در اقتصاد ایران گام برداشته شود

Share