و رضایم به رضایت، ای برکت ملک خراسان

آرزویمان بود و هست که رویای صادق‌مان دیدار جمال رویش باشد. انتظارمان از وجود مبارکش، بیش از شفای مریضانی است که از درگهش ناامید بیرون نمی روند. ما امیدمان به شفاعت ایشان و خاندان مطهرش است که از هر سو اصحاب النورند و انسان لغزنده خطاکار را چه نیکوتر از آن که برای گریز از ظلمات، بکوشد تا حلقه دل را به چنین انوار عالم گیری پیوند زند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا چشم‌مان به ضریح زرینش که می افتد، ناخودآگاه برای عظمت تاریخی او و پدران و فرزندانش که هرچه داریم از آنها است، کمر خم می کنیم و تبرک می جوییم به هرآنچه که از اوست، خواه دری باشد، درگاهی باشد یا زائر به آستان رفته ای باشد. شفاء یافته اش را در آغوش می‌کشیم، می‌بوییم و می‌بوسیم، تا شاید آثار دم مسیحایی اش جان ما را نیز نوازش دهد و روحمان متبرک به ملکوت شود.

روزی آهویی را از بند رهایی داد و روزگاری، جهانی را به بند قلبش گرفتار کرد تا در زادروز هشتمین ستاره این شجره طیبه، میلیون ها عاشق، به امید آنکه یار نظری هرچند به قدر لحظه‌ای بر آن بیافکند، پیشانی بر آستانش بگذارند و خدا را شکر گویند که منزلگاه چنین نعمتی در خاک پارسیان مقرر شد و برکت دائم ملک خراسان گشت تا شیعه ی این دیار به خادمی اش فخرِ جهان را بفروشد و دل در گرو شبستان‌های بهشتیِ دلدار ببندد.

عمری به عشقش، برای کبوترهای با وفای حرمش، دانه نذر کردیم تا شاید اینان که عمری در کنج گنبدش لانه دارند، حرف ما را نزد آقایمان برند که همه وجوه جاندار و بی جان این جهان در نزدش خاشع و خاضعند و درک‌شان نسبت به مقام شامخ شهید خراسان، به مراتب عمیق تر از ما آدمیان غافل از شعاع نور الهیِ گسترده در این ملک است و چه دلی بستیم به این کبوتران حرمش و آرزویمان این بود که ای کاش یکی از جمع شان بودیم و بر آستان جانان پر می‌گشودیم.

و رضایم به رضایت، ای برکت ملک خراسان

آرزویمان بود و هست که رویای صادق‌مان دیدار جمال رویش باشد و امید آن داریم که در محشر کبری، شفاعت مان کند. انتظارمان از وجود مبارکش، بیش از شفای مریضانی است که از درگهش ناامید بیرون نمی روند. ما امیدمان به شفاعت ایشان و خاندان مطهرش است که از هر سو اصحاب النورند و انسان لغزنده خطاکار را چه نیکوتر از آن که برای گریز از ظلمات، بکوشد تا حلقه دل را به چنین انوار عالم گیری پیوند زند.

ای حرمت ملجاء درماندگان، از کودکی با سقاخانه های حرمت خاطره داریم و پاکی دلمان را در فصل طفولیت با آب سقاخانه هایت جلاء بخشیدیم، اندکی که رشد ظاهر یافتیم و با زمانه در می آمیختیم، به جان کوشیدیم که این بار دل‌های سیاه مان را با اشک و آه در بارگاهت که به حق حج فقرا است، از زنگارها بروبیم و در صاحت جانِ جانان، زندگی نو با نصب العین قرار دادن مشی زرینت را آغاز کنیم. به حق مهدی موعود(عج) در چنین شب عزیزی دستگیر پابوسان مخلصت باش.

در چنین شب عزیزی کلام رضایی (ع) که رضاییم به رضایش که در قالب سلسله الذهب برایمان باقی مانده از نظر دور نداریم، که فرمودند: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَهُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا؛ کلمه «لا اله الا الله» قلعه من است، پس هر که در آن قلعه وارد شود، از عذاب من در امان است، و چون کجاوه به راه افتاد، حضرت با صداى بلند فرمود: به شروط کلمه «لا اله الا الله»، و من از شروط آن هستم‏».

Share