تابعیت بنده ازرهبر نشات گرفته از عشق و اردات قلبی به ایشان است

چند شبانه روز است هجمه ناجوانمردانه سنگینی بر علیه بنده در حال وقوع است . طبق معمول تمایلی به ورود به این لفاظی ها نداشتم اما شدت بی انصافی ها مرا وادار کرد که دست به قلم ببرم وبعضی از ناگفته ها را در این فرصت بوجود آمده بیان کنم ارسال پیامک برای اطلاع رسانی اشکالی ندارد . اشکال کار آنجاستکه در کمال بی دینی بدون آنکه بگوئیم چه شده است ؟

مهندس غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی نماینده مردم شریف شهرستان رشت در مجلس شورای اسلامی ، پس از توهین ها و هجمه های ناجوانمردانه چند روز اخیر از سوی یک سایت استانی و افرادی معلوم الحال ، دل نوشته ای را در سایت شخصی خود منتشر نمود که عیناً در این پایگاه خبری منعکس می شود:Jafarzade-21-223x150

چند شبانه روز است هجمه ناجوانمردانه سنگینی بر علیه بنده در حال وقوع است . طبق معمول تمایلی به ورود به این لفاظی ها نداشتم اما شدت بی انصافی ها مرا وادار کرد که دست به قلم ببرم وبعضی از ناگفته ها را در این فرصت بوجود آمده بیان کنم ارسال پیامک برای اطلاع رسانی اشکالی ندارد . اشکال کار آنجاستکه در کمال بی دینی بدون آنکه بگوئیم چه شده است ؟ ومردم خودشان قضاوت کنند در پیامک ارسالی از انجام هیچ توهینی فروگذار نکنیم وبدترین فحاشی ها را نثار طرف نماییم بی تقوایی را تا آنجا پیش بردند که عکس حدود ده سال پیش بنده در زمانیکه مدیرکل بودم وآقای خاتمی رئیس جمهور رسمی کشور و برای سفر استانی به گیلان آمده بود وبنده همراه تمامی مدیران ومسئولین وفرماندهان نظامی وانتظامی در فرودگاه در صف استقبال بودیم وایشان (آقای خاتمی) با همه احوال پرسی می نمودند ووقتی به بنده رسیدند با من روبوسی کردند را ! از دل تاریخ بیرون کشیده وبه عنوان عکس چند روز پیش قالب کنند گرچه این اقدامات را عمدتا یک وبلاگ گمنام و بی نام ونشان برای معروفیت وبدست آوردن دنیای بیشتر خود انجام داد و همه دوستان ومشاوران نظر داشتند که بنده پاسخ این مسئول که رفیق سابق بود و نارفیق امروز را بدهم ولی شخصا صلاح ندانستم بیشتر از این معروفش کنم ! و واگذارش کردم بخدا ! آنهم در شبهای احیا که ایشان وتیمش مشغول توطئه بودند و من قرآن به سر برایشان دعا میکردم که خداوند اهلشان نماید البته در کمال ناامیدی دعا میکردم !

یادم میاید با مدیر مسئول همین سایت یا وبلاگ و یا …. برای برگزاری کنگره شهید ربانی املشی با تعدادی از مسئولین استانی در همان سالها به دیدار آقای هاشمی رفسنجانی رفته بودیم و ایشان تا کمر خم شده بودند که دست آقای هاشمی را بوسه زنند ( فیلمش موجود است ) ومن به خودم اجازه ندادم آن فیلم را با عنوان دیدار هفته گذشته پس از ده سال ارایه کنم برای اینکه معتقدم آخرتی وجود دارد انشاا…. این باور در دیگران علی الخصوص این دوست نادان دنیا پرست امروز هم تزریق شود و بوجود آید.

حالیه با توجه به اتفاقات اخیر و پس از مدتها بد نیست یک تورقی داشته باشم برآنچه که گذشت دلیلش این است که علت این بد اخلاقی ها ریشه یابی میشود . مشخص میشود چرا باید به هر دلیل ونا دلیلی به جعفرزاده حمله کرد وحیثیت و دودمانش را به آتش کشید و خانواده اش را به اسارت گرفت ! و خیمه هایش را آتش زد . آخر او ابایی از بیان حقایق ندارد و سر تعظیم برای بندگان زمینی فرود نمیاورد وهمان طور که در انتخابات خودش بکرار گفته بود بجز خدای احد و واحد از هیچکس خوفی ندارد واهل معامله هم نیست !

فلذا خیلی راه دور نمی روم و از سال ۸۴ شروع میکنم :

همگی بیاد داریم که در انتخابات سال ۸۴ در مرحله آخر دو نفر باقی ماندند یکی آقای هاشمی بود ودیگری فرد نوظهور پیدا کرده ای بنام آقای احمدی نژاد که شهردار تهران بود و شعارهای جالبی می داد عملکردش هم در شهرداری بد نبود در خانه آینه کاری شده شهرداری زندگی نمی کرد و نان وپنیر می خورد ولباس رفته گران می پوشید و…. در آن مقطع که مردم از سرمایه داری ولوکس گرایی بیزار بودند این شعارها خریدار پیدا کرد از طرفی عملکرد بد خانواده هاشمی علی الخصوص فرزندانش هم دلیل بر علت شد وآن اتفاق افتاد واحمدی نژاد رای آورد ورئیس جمهور شد ! البته خیلی در این کسب آرا هنرمند نبود چون هر کس دیگری با هاشمی آن روز روبرو می شد رای می آورد .

صادقانه اعتراف میکنم بنده دور اول هم فریب این رفتار پوپولیستی وعوام فریبانه را خوردم و به ایشان رای دادم!( شرمنده ام! ) یادم نمی رود یکماه نگذشته بود که بشدت پشیمان شدم! داستان هم از این قرار بود که رئیس جمهور ما در اجتماع مردم قزوین حاضر شد و استاندرش را به رای مردم گذشت ! که مردم با داد وفریاد بگویند از استاندار راضی هستند یا خیر ؟ این هم یک شیوه نظر سنجی بود برای خودش ! بعد هم تریبون را داد در داخل جمعیت که هر کس نظری دارد بفرماید واقعا صحنه دیدنی و بلبشویی بود هیچکس هم نفهمید چه شد!؟ وهمه هم راضی بودند که عجب رئیس جمهوری ! بجز بنده که از ته دل خون ریختم که بدبخت شدیم چون این رفتارها با الفبای مدیریت مغایرت داشت خلاصه اراده کردم حوصله کنم !

سعی کردم از همه چیز دور شوم خودم را با درس ودانشگاه سرگرم کردم روزگار خوبی بود که همیشه در حسرتش خواهم بود شاید خواننده این یادداشت باور نکند اصلا در مخیله ذهنم مجلس نمی گذشت اولین روز ثبت نام کاندیداها برای دوره نهم مجلس شورای اسلامی یک نفر از بزرگان شهر ودیارمان بامن تماس گرفت وبعد از کلی بحث که شاید از حوصله این مقال خارج باشد موضوع ثبت نام مرا در مجلس شورای اسلامی مطرح کرد من از خنده ترکیدم و واقعا فکر میکردم یک شوخی است چون نه حوصله اش را داشتم نه پولش را ونه اصلا برنامه ای برای مجلس وسیاست ، ضمن اینکه از دانشگاه و بودن با دانشجویان بسیار لذت می بردم وحوصله درگیری وتنش را بعد از کارهای اجرایی و فراقت از آن نداشتم وهمگان میدانند برای مجلس باید حداقل دو سال کار کرد و من که چند سالی از همه جا بی خبر بودم وارتباطی با جایی نداشتم ریسک بسیار بزرگ وخطرناکی بود .

بنابراین قاطعانه رد کردم هیچکس نمیداند در هفته ثبت نام بر من چه گذشت ؟ فقط به این نکته اشاره کنم که تصمیم گرفتیم خانوادگی بلیط تهیه کنیم و تا پایان ثبت نام به مشهد برویم و تلفن هایمان خاموش باشد اتفاقا بلیط هم تهیه شد اما جای مناسب خیر ! باور کردنی نبود چون دوست هتل داری در مشهد دارم که بعید است جا نداشته باشد که ایشان در کمال شرمندگی برای اولین وشاید آخرین بار پاسخ منفی داد و هیچ جای مناسب هم نتوانست پیدا کند من هم تسلیم شدم گفتم شاید مصلحتی است ونرفتم ولی کماکان امروز وفردا میکردم .

بگذریم پنجشنبه صبحی بود ومن در دانشگاه در حال امتحان میان ترم گرفتن بودم وفردای آن روز هم یعنی جمعه آخرین روز ثبت نام بودومن که در حال لحظه شماری برای پایان یافتن ثبت نام کاندیداها بودم از پنجره به بیرون نگاه کردم و دیدم افرادبزرگی که بعدها شاید در فرصت های آتی اسامی اشان را خواهم گفت در محوطه دانشگاه در حال قدم زدن هستند یکی از دانشجوها را فرستادم گفتم : که بعد از امتحان خدمتشان خواهم بود خلاصه بعد از امتحان با آنها که حدود هشت تا ده نفر بودند مفصل صحبت کردم دیدم به هیچ شکلی رضایت نمی دهند برای آنکه دست از سرم بردارند قبول کردم!

jafarzadeh-300x180 البته یک راهپیمایی اشتباه نکنم در دفاع از ولایت در شهرداری رشت بود در آن حاضر شدم و بعد گلزار شهدا رفتم و ساعتی با دوستان شهیدم درد و دل کردم و قول وقرارهایی وسر آخر به فرمانداری رشت رفتم و با در اختیار نداشتن مدارک کامل یک ثبت نام ناقص انجام شد ، هیچ برنامه انتخاباتی هم نداشتم وجالب اینکه بعد از ثبت نام بدنبال کار ودانشگاهم رفتم همگان شهادت میدهند که من حتی یک مغازه نداشتم دوستانی هم که می شنیدند من ثبت نام کرده ام به منزل رفت وآمد میکردند یا در دانشگاه بامن دیدار میکردند یا در بین راه در کنار خیابان و در داخل ماشین جلسه می گذاشتیم بعد از مدتی بدلیل عدم آسایش خانواده مغازه ای در میدان امام حسین (ع) رشت و در حاشیه شهر اجاره کرده و بعضا غروبها و عصرها در آن حضور پیدا کرده ودوستان را می دیدم  و صحبت می کردیم چون انگیزه انتخاباتی نداشتم وبیشتر رفع تکلیف از دوستان بود خیلی جدی نبودم تا اینکه شورای محترم نگهبان بحث عدم احرازبنده را مطرح کرد وبصورت وسیع در بین جامعه با عدم صلاحیت اشتباه شد و خود این اقدام تحریکی شد برای من که جدی ورود کنم ویادم نمی رود که فقط نوزده روز فرصت داشتم وخدا کمک کرد و در انتخابات مرحله اول با سه نفر دیگر به مرحله دوم صعود کردم که نمیدانم دوستان شورای نگهبان را بالاخره دعا کنم یا …….

در مرحله دوم دوستان رغیب و یا طرفدارنشان کم نگذاشتند هرچه تخریب بود انجام دادند تمام حرفهای من را وارونه جلوه میدادند. از ایجاد زحمتها چیزی نمی گویم واز اینکه کلی انرژی من برای پاسخگویی به شبهات ایجاد شده گرفته می شدهمانند همین اقدام قبیح وزشتی که هم اکنون در سطح وسیع در حال انجام است  .وخدا خواست من با دست خالی ورقبا با تمام توان واما اراده مردم تغییر ناپذیر ، وجالب اینکه حتی یک نفر از رقبا بمن تبریک نگفت! وجالب تر اینکه هنوز هنوزه جواب تلفن بنده که صرفا برای احوالپرسی است را نمی دهند و پیشتاز حملات ناجوانمردانه هستند و در مجالس ودر انظار مردم از سلام وعلیک با بنده هم خودداری میکنند غافل از اینکه خدا بزرگ است . همین “خدا بزرگ است “

مواضع بنده کاملا مشخص بود وهست و هیچ تغییری در آن ایجاد نشده که قصد لاپوشانی آن را داشته باشم یک موضع استانی داشتم ودارم و یک موضع ملی !

در وضعیت استان از انتصاب مدیران خرد وکلان غیر بومی گله مند بودم وهستم نه از این حیث که خدای ناخواسته آنان دچار مشکل هستند بلکه از این حیث که ما دچار مشکل نبوده و نیستیم ! همیشه گفته ام باز هم میگویم استان گیلان دارای نیروها وپتانسیل های قوی ای است ما نیروهای خبره و کاردان و با سواد و تحصیل کرده کم نداریم پس ضرورتی ندارد که از استانهای دیگر ، دیگران را به زحمت بیاندازیم و به گیلان بیایند و….

حتی برای استاندار مازندرانی سابق هم نظرم این بود که در استان گیلان فرد پاسدار سردار با مشخصات ایشان وچه بسا با افتخارات بیشتر داریم پس چه ضرورتی دارد که از استان همجوار واردات داشته باشیم؟ آخر هم هیچکس این نظریه را نقد نکرد . بعضا برای سمت های ناچیز از استانهای دور دست فردی را می آورند وبر گیلان حکومت می کند که حتی در ادبیات فارسی دچار مشکل است ! چرا باید اینگونه باشد؟ این موارد خلاصه چکیده نظرات بنده در حوزه مدیران استانی است ، البته در سمتهای استانی هم باید دقیقا شایسته سالاری جایگزین شود و از انتصابهای فامیلی و غیره خودداری شود که ظاهرا قرار نیست اینها حل شودوهر روز شاهد اتفاقات تلخ وباور نکردنی هستیم از استخدام ها وجذب های غیر قانونی و فامیلی تا ….. فرمانداران ومدیران کل بچه هایشان را تمام کرده اند حالیه نوبت دامادها وعروس هاست ! و بعد بچه های خون دل خورده کارگران وکارمندان دون پایه علاف در خیابان ها و….

در استان بعضی هادر کمال ناشایستگی بر کرسی صدرات تکیه زده و جا خوش کرده اند و نه اینکه مشکل مردم را حل نمی کنند بلکه بر شدت مشکلات مردم می افزایند که متاسفانه بصورت مستمر برخورد کرده و میکنیم بکرار گفتم فرماندار رشت توان اداره این دستگاه را ندارد در این اندازه نیست ملاحظه بفرمایید بالغ بر چهل روز از حماسه سیاسی رهبری میگذرد ورشت تنها شهری است که معلوم نیست اعضای شورای اش کیست ؟ شورای قبلی بدلیل ضعف نظارتی همین فرمانداری به بیراه رفت وجالب اینکه همه بازخواست شدند بجز دستگاه مسئول نظارتی ! مردم وقتی جرایم عدیده شورای سابق را می شنیدند می گفتند مگر اینها خود مختار بودند ؟ در جواب می شنیدند خیر اینها تحت نظارت کامل فرمانداری بودند بعد سوال میکردند چرا فرمانداری بازخواست نمی شود ؟ واین تنها سوالی بود که بی جواب ماند و هیچگاه پاسخ منطقی به آن داده نشد و معلوم شد در دولت اصول گرا هم اگر وابستگی فامیلی به دولت داشته باشی مجاز به هر تخلفی هستی ! و مرگ حق است اما صرفا برای همسایه ! و امروز شهر عزیزمان رشت نه شورای قبلی دارد نه شهردار دارد و نه شورای جدید ! مگر مردم رشت دچار چه گناه ای شده اند که مستوجب چنین خسارتهای بزرگی باید بشوند ؟

jafarzadeh5 اما نقطه نظرات اینجانب در سطح ملی : انتخابات ۸۴ را گذرا گفتم چون چهار سال اول اقای احمدی نژاد سالهای احساس و شعار بود اما کم کم در انتخابات ۸۸ حقایق دیگری در حال مشخص شدن بود متاسفانه اقایان کروبی و موسوی با سرپیچی از فرامین رهبری و اردو کشی خیابانی خیانت بزرگی به نظام وشهدا انجام دادند و بجای تبعیت از فرامین رهبری با اردو کشی خیابانی و لشگر کشی در واقع در مقابل نظام ایستادند البته در این ایجاد عصبانیت ، استاد جنگهای روانی یعنی آقای احمدی نژاد سهم بسزایی داشت بخاطر همین بنده اعتقاد دارم که احمدی نژاد هم جزء سران فتنه است ! البته بادرصد جرم بسیار کمتری نسبت به آقایان موسوی و کروبی واگر این دو به فرمایشات رهبری گوش میدادندو تبعیت محض میکردند چهار سال دوم اینگونه رقم نمی خورد احمدی نژاد بدون مجوز قانونی طرفداران خود را به میدان آورد و با گفتن توهین هایی همچون خس وخاشاک موجبات عصبانیت طرفین مقابل را ایجاد کرد وآنها بجای رجوع به قانون یا رهبری خود تصمیم گرفتند پاسخ دهند که آن شد که نباید می شد وچهار سال دروغ حاکم شد بنابراین از حیث این فتنه بزرگ می بایست همه سران نامبرده شده بجرم ظلم به کشور محاکمه شوند البته به نسبت جرمی که انجام داده اند.

و معلوم نیست اگر مردم به کمک نیروهای امنیتی نمی آمدند امروز کشور در چه وضعیتی بود ؟ البته بعد از آن دوران هم اتفاقات تلخی افتاد بهانه ای شد که هر کس با دیگری اختلاف داشت او را به بهانه فتنه گر از صحنه بیرون کند مشخص است هر کس بعد از خطبه معروف اتمام حجت مقام معظم رهبری در سال ۸۸  به هرنحوی از انحاء از عاملین آن اتفاقات دفاع کند جزء فتنه گران است نه قبل از آن ، چون مردم بدلیل تاییدیه شروع نگهبان ومتناسب با فهم ودرک خودشان از یک کاندیدا حمایت میکنندو مسئول اعمال آینده کاندیدا نیستند.

جالب اینکه بعضا افرادی امروز بر طبل مقابله با فتنه می کوبند که در آن دوران اثری از آنان یافت نمی شد و بعد از آرام شدن اوضاع از سوراخهای خود بیرون آمده و امروز ….. نظر بنده در مورد آقای احمدی نژاد کاملا شفاف و روشن است هیچ جا هم دو یا چند گانه صحبت نکردم بنده ایشان را آدم صادقی نمیدانم! بنده ایشان را در حد یک رئیس جمهور نمیدانم ! بکرار گفته ام کت ریاست جمهوری برایش گشاد بود در تعجبم بعضی ها چطور براحتی فراموش کرده اند یازده روز خانه نشینی این فرد را ! چطور فراموش کرده اند که ایشان از ابقای وزیر اطلاعات معزول شده مطابق دستور رهبری معظم سر پیچی نمود و یک هفته دستور صادره را در کشوی میز خود گذاشت و حتی وقتی از آقای مصلحی در جلسه هیئت دولت سوال کرد (بعدازعزل) برای چه در جلسه حاضری ! وایشان اشاره به نظر مقام معظم رهبری نمودند و با چه وضعیتی ایشان را از جلسه اخراج نمود ! و یادمان نرفته توصیه مقام معظم رهبری در رابطه با مشایی وحلقه جریان انحرافی به ایشان ، که صلاح نیست از وجودش استفاده شود ( یعنی مشایی ) ورئیس جمهور اصول گرا در همه جا از وجود وی استفاده کرد بجز معاون اولی که ای کاش بعنوان معاون اولی از او استفاده میکرد ولی القاب وعناوین دیگر را بوی نمیداد واین کشور را با این همه خسارت روبرو نمی نمود. آیا واقعا این فرد ولایت مدار است ؟

چرا باید اینگونه فضایی در کشور ایجاد شود که مدارای با وی بر اساس ترس از تهدیدهایش است ! وقتی من گفتم دروغ در کشور نهادینه شده است همه گارد گرفته اند که این چه حرفی است ! ولی من بیاد چهار سفر پوچ وتو خالی در استان خودم یعنی گیلان می افتم چه اتفاق عجیب و غریبی در گیلان در این هشت سال افتاده است ؟ بالغ بر هشتصد مصوبه پفکی داریم که با یک بسته سبزی خوردن عوضش نمی کنند!

در سفر سوم ، بنده هیئت دولت را همراهی نکردم میدانستم قرار نیست هیچ اتفاقی بیافتد و فقط مانور دروغین است امیدوارم دیگران بعدها به مردم پاسخ دهند چه شد ؟ در سفر چهارم یک سوله افتتاح شد. گفتند یک کارخانه راه افتاده است و یک بیمارستان تجهیز نشده فاقد موتور خانه ! هم افتتاح گردید که بالغ بر شش میلیارد تومان بدهکار است . چه کسی بجز نماینده مردم باید این حرفها را بزند بعد وقتی واقعیات را میگوید ودفاع از حق مردم میکند باید فحش بخورد وتخریب شود ومورد ناجوانمردانه ترین هجمه ها قرار گیرد ؟

واقعا کسی می پذیرد در هشت سال گذشته هفت ونیم شغل ایجاد شده است ؟ پس جوانان ما از سر دل خوشی سر کار نمیروند واز بیکاری ادعای بیکاری می نمایند ! واقعا آقایان دفاع محض کننده از عملکرد احمدی نژاد نرخ تورم حدود چهل درصد را نمی بینند ؟ این حجم پول غول نقدینگی ایجاد شده که عامل اصلی تورم و رکود است را چه کسی باید پاسخ دهد ؟jafarzadeh1-300x180

قانون شکنی های فراوان ، از دست درازی به منابع نفت تا برداشت غیر مجاز از صندوق توسعه ملی و دستور چاپ اسکناس به بانک مرکز ی برای خلق پول ، تا هرچه که به مغز یک انسان می تواند خطور نماید و نمیدانم کدامشان را نام ببرم . واقعا نباید آنها که کورکورانه دفاع میکردند امروز پاسخگو باشند ؟

قطعا به جهت قسمی که بقرآن کریم یاد کردم ذره ای در احقاق حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد واما در رابطه با تحلیف ، ما عده ای از نماینگان به صلاح حیثیت کشور نمیدانیم که زمانیکه حدود بیست رئیس جمهور ونخست وزیر و رئیس مجلس دنیا ویکهزار نفر مهمان در مجلس حاضر میشوند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس جمهور اسبق کشورمان غایب باشند و ما بگوئیم مثلا سرما خورده اند ودر جلسه حاضر نیستند ! و اسباب خنده حضار رافراهم کنیم ! پیشنهاد کردیم توسط هیئت رئیسه و مشخصا رئیس مجلس اجازه اش از مقام معظم رهبری اخذ شود طبیعی است به هر شکلی ایشان تدبیر نمودند اقدام میشود واگر صلاح ندانستند و یا تدبیر دیگری کردند همه ما تابعیم وکاملا از نظر ایشان مثل همه ادوار حمایت خواهیم نمود.

اینکه سینه چاکی ندارد ! جالب است در شبهای احیاء همه برای استجابت دعا پیامک میدادند یک عده با پول بیت المال برای تخریب بنده و به دروغ پیامک میکردند و منی که تا دیروز انتخابات ، شهید زنده بودم امروز ویلچرو پره اش و لاستیک اش در امان نبود وتهدید به پنچری شد ! ودر روز قدس و روزی که می بایست از حضور میلیونی مردم بجهت حضورشان تشکر میکردیم و خباثت های رژیم صهیونیستی را تکثیر وپخش میکردیم و در روز روشن ودر غیاب نیروهای امنیتی ! شب نامه بر علیه بنده پخش شد وجالب اینکه یکی از این پخش کنند ها در کمال صلح وآسایش زمانیکه حدود یکصد برگ بر روی دست چپش بود و من را اصلا نمی شناخت با دهان روزه ! یک نسخه به من داد تا بخوانم که این جانباز ویلچر نشین کیست ؟

همگان بدانند تابعیت بنده از رهبری نه وابسته به زمان است نه وابسته به مکان و پست ومقام واین حرفها ، تابعیتی است نشات گرفته از عشق و اردات به ایشان از ابتدای انقلاب وعهدی که با دوستان شهیدمان بسته ام نه نان را به نرخ روز می خورم ونه ………

امروز مامور به یک وظیفه ام ودر کرسی نمایندگی مدافع حقوق مردم ، با هیچکس هم عقد اخوتی نبسته ایم تا روزی از آقای دکتر روحانی دفاع خواهم نمود که پیرو ولایت مطلقه باشد و تابع ایشان وذره ای احساس نمایم که از راه شهدا وانقلاب خارج شده است کسی بخود شک راه ندهد که نوع انتقادهایم شدیدتر از انتقادهای احمدی نژاد خواهد شد. تنها جرمم این است که سرباز هیچ احدی بجز رهبری نیستم !

بنده عاشق این عناوین نیستم ذره ای هم برایم این عناوین دنیایی ارزش ندارد بعد از ثبت نام در مجلس و به لطف خدا وکمک شهدا امروز می بینم در حد توانم مثمر ثمرم و هیچوقت دروغ نگفتم و با مردم واحساسات پاکشان بازی سیاسی نکردم نه بدنبال کسب وتجارت وبرج سازی رفته ام ونه خدای ناخواسته …… از هجمه های دروغین ناجوانمردانه وپیامکهای حجمی هم خوف وترسی ندارم من مامور به وظیفه ام نه نتیجه ، این را از بزرگ مرد انقلاب امام راحل (ره) عزیزمان یاد گرفتم. امروز در این راه سلامتم را به خطر انداخته ام اصلا فرصتی برای استراحت ندارم بهترین استراحت هایم در داخل ماشین ودر راه است خانواده ام را رها کرده ام و از نظر مادی بشدت متضرر شده ام و….. ولی خداوند را شاکرم که قدمهای کوچکی برای مردمی که به من اعتماد کرده اند دارم انجام میدهم هر کس که این مطالب را می خواند دعا کند شرمنده شهدا نشوم .jafarzadeh1-300x180

همگان بدانند من جعفرزاده ام! بسیجی ای که در دوران دانشجوئی اش در دانشگاه شیراز به فرمان رهبر زمانه اش لبیک گفت و بصورت بسیجی چند مرحله در جبهه های جنگ حاضر شد و در بیستم بهمن سال شصت وشش در منطقه عملیاتی شلمچه بر اثر ترکش خمپاره شصت به کمرش حالیه جانباز هفتاد درصد جنگ تحمیلی است وهمیشه یک بسیجی هم خواهد ماند .واستخوان در گلوی زیاده خواهان واقتدارگرایان !

در پایان گرچه تمایل به طرح این موضوعات نداشتم ولی به توصیه دوستان اقدام نمودم ومیدانم این پایان کار نیست ولی دعا میکنم استغفار کنند که انشاا…. مرضی حق تعالی قرار گیرد.

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی

۱۲/۰۵/۱۳۹۲

 

Share